|
يكپارچگي فلات ايرانزمين را مي بينم.آنرا باور دارم
|
نژاد و ملت دو مفهومی هستند که بیشتر زمانها در ذهن ما آمیخته میشوند.در همان حال بیشتر مردم نمیتوانند مرز معینی برای این دو بازشناسند.برآمد این خلط جستار نیز شوند پدید آمدن اختلافات سلیقه یی میشود.
نژاد یک درونمایه(مفهوم) اولیه است و به نظر من داده یی خام.این داده مربوط به آن دوره از پیشینه ی(تاریخ) میشود که انسانها بصورت کلونی زندگی میکردند و هنوز واحدی بنام ملت ر ا تشگیل نداده بودند.درست است که نژاد خشت نخستین است و همین نژاد است که شوند آن شد تا پسین ملت ها بتوانند فرهنگ و تاریخ وآیین ها ـ که هرکدام ارکان سازنده ی مفهوم ملت میباشند ـ را بسازند ولی باز به تنهایی نمیتواند مد نظر ما باشد.
در این سو ملت یک مفهوم پیشرفته ترو متعالی تر از نژاد است.اندمان یک نژاد زمانیکه به یکجانشینی روی آوردند و برای آفرینش فرهنگ و تمدن فرصتی یافتند این اسکان ویژگی های مشترکی به آنان داد سپس رفته رفته یک ملت را تشکیل دادند که دردوره کلونی از داشتن آن محروم بودند.
ولی آیا الزاما هرکس که با ما دارای یک ریشه ی نژادی باشد بخشی از ملت ما به شمار میرود؟؟!! باید گفت نه.اگر در برهه یی از زمان گروهی از مردمان از سرزمین مادر به نحوی جدا افتند و به مرور ویژگی ها و سنت های کهن ملی را به فراموشی سپارند دیگر بخشی از آن ملت به شمار نخواهند رفت.(باری نمونه کروات ها را در نظر بگیرید).
برآمدی که از این گفتار میتوان گرفت این است که که برای وابستگی به یک ملت افزون بر داشتن ریشه قومی ی آن مردم دارا بودن فاکتورهای دیگر نیز ضرور به نظر میرسد.در پارادایم مقابل "کورواتها" مردم تاجیک که در اوزبکستان و تاجیکستان و افغانستان زندگی یکنند قرار دارند که از هر حیث ایرانی بوده و برغم جدایی های مرزی بخشی از ملت ایران به شمار می آیند.
پس به یاد داشته باشیم که ملت همان مفهوم والاست که نژادبه خاطر آن به پاخاسته.و هدف نژاد از بودن دگر شدن(تبدیل) به مفهومی به نام ملت بوده است نه چیز دیگر.
اطلاعيه حزب پان ايرانيست درباره انرژي اتمي ايران
پاينده ايران
خبر مسرتبخش دستيابي دانشمندان ايراني به تکنولژي اورانيوم لازم براي انرژي اتمي که
زمينه ساز اقتدار و غزت ملي است موجب شادماني و خرسندي بسيار ماست، ما اين دستاورد
ملي را به دست اندرکاران دانشمند با شهامت ايراني و نيز ملت بزرگ ايران شادباش ميگوئيم
حزب پان ايرانيست به گواهي 60 سال تلاش پيگير در راه برآورد آرمانهاي عزت بخش ملي تنها
حزب فعال و پوياي درونمرزي و برونمرزي است که با وجود هزاران مانع تراشي و اجحاف از جانب حاکميت، همچنان به وظيفه حزبي و آرماني خود وفادار و سرسختانه پيگيري مي نمايد و حرکتهاي اقتداربخش حاکميت را، ضمن حفظ موضع انتقادي درمحورهاي ديگر را تاييد و پشتيباني مي نمائيم.
بديهي است ايران ثروتمند براي حفظ مرزهاي خود ازتجاوز دشمنان مسلح که هماکنون در خليج هميشه فارس ما مستقر گرديده اند و دارنده و استفاده کننده بمب هاي کشتار دسته جمعي است،
وسابقه شوم واژگون کردن هواپيماي مسافري ما رادرپرونده اعمالشان دارند، نميتواند با شانتاژ سازي و جوسازي بين لمللي، غزم ملي مارا تسليم خواسته هاي زورگويان خويش کند.
ملت ايران بايد بداند که غوغاسازي امريکا و غرب درباره انرژي اتمي ايران ناشي از خوي تجاوز کارانه آنها درمنطقه خليج فارس است که برنامه غارت نفت منطقه و بويژه عريستان را در دستور کار دارند ليکن استعداد اتمي شدن ايران تمام معادلات تجاوزکارانه شان را بهم ريخته و امريکا و متحدانش را درمانده و منفعل کرده است که يا بايد دست از برنامه هاي تجاورکارانه اشان درخاور ميانه که از 30 سال پيش در حال اجراست بردارد و دنباله ي سناريوي تجاوزکارانه اشان را رها سازند و يا با حرکتي جنون آميزاز حضور قلدرانه اشان در منطقه سوء استفاده کرده، و ايران ما را هم بخواهد مورد تجاوز قراردهد.
ما خواهان هوشياري و آمادگي بيشتر دانشمندان و مسئولين و ملت بزرگ ايران در اين رابطه هستيم تا درصورتي که امريکا يا متحدانش گزيده جنون آميزي برگزيدند، خليج فارس را گورستان دائمي متجاورين سازيم.
مفاله تحليلي متعاقبا نيز صادر خواهد شد.
پاينده ايران
دفتر اروپائي حزب پان ايرانيست
مرکز هلند
چهارشنبه 23 فروردين ماه 1385
12 April 2006
![]()
ناسیونالیسم ایرانی
هر شخصی که در درون یک ملت زندگی میکند میتواند فردی ملت گرا باشد با همه ویژگی های آن.پشتوانه ی هر ناسیونالیسمی ملت و پیشینه ی آن ملت است.هر چه ملتی پیشینه ی درخشان تری داشته باشد ناسیونالیزم آن نیز نیرومند تر و از خود مطمئن تر خواهد بود.
ولی یک ناسیونالیست ایرانی چه ویژگی هایی میتواند داشته باشد.؟! با نگرش به گفته های بالا پاسخ روشن است.اگر ناسیونالیسم ایرانی را به مثابه یک راه در نظر بگیریم گذشته ی تاریخی ی ملت ایران چراغ ها و نشانه های این مسیر خواهد بود. پس برای پیمودن این راه ناسیونالیست ایرانی را گزیری نیست جز پیروی از نشانه ها و علایم. پس ما حق این را نخواهیم داشت که از ناسیونالیسم دیگران به بهانه ی نایسونالیست بودن آنها تقلید کنیم.
مسیر روشن است و نشانه های راه نیز آشکار.علایم این مسیر همان عناصر سازنده ی فرهنگ ایرانی خواهد بود.و واکنش پویندگان آن نیز تابعی از کنشهای پویندگان پیشین این راه.طلایه دارانی چون کورش فردوسی -بابک - یعقوب لیث -ستارخان و... الگوی مسیر ما توانند بود.
و گنجینه ی ادب و فرهنگ پارسی و نسکهای بهسازان (اصلاحگران) و فرهیختگان آریامنش ایرانی الهام بخش ما. پس برای ناسیونالیست ایرانی راه مشخص است و خواسته معین. کسیکه بیرون از این مسیر حرکت کند بیگمان چه بخواهد یا نه ناسیونالیست نتواند بود.چرا که از دید ما ناسیونالیزم یک مفهوم مطلق است. در قاموس ما چیزی به نام ناسیونالیست افراطی یا ناسیونالیست میانه مفهومی ندارد .ناسیونالیست ایرانی که آگاهانه پای در این مسیر گذارده در درجه ی نخست تمامت سرزمین اش را از دشمنان خواهان است و در همه حال در پی منافع ملی کشورش در سطح جهانی و همواره پاسدار ملت و هویت نژادی ی ملت اش میباشد.
هنـر نــزد ايـرانيـــــان اسـت و بس
نـدارنـد شيـــر ژيــان را به کــس
جشنواره ی نوروزی در نیویورک(فرتور)
ناسيوناليسم ايرانی و « مسالهی مليتها » در ايران