تبليغاتX
فرمان آریا فرمان آریا border=0>
يكپارچگي فلات ايرانزمين را مي بينم.آنرا باور دارم
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

                                                                                           

                                  حقوق طبيعي و واقعي ايران در  درياي 

                                                      مازندران  

 

             

 


    در كشمكش‌هاي بنياني و خطر آفريني كه در افغانستان و منطقه خاورميانه عربي جريان دارد، و در هنگامه‌اي كه آمريكا و انگليس تهديد كرده‌اند ممكن است به عراق و بعضي كشورهاي ديگر حمله ببرند, گويا دو كشور فدراسيون روسيه و قزاقستان بر سر يك تقسيم بندي خاص در درياي مازندران به توافق رسيده‌اند و قرار است توافقنامه نهايي را در ارديبهشت ماه جاري امضاء هم بكنند.
    در مورد محتواي اين توافقنامه از سوي منابع رسمي كشور آگاهي‌هاي در خوري انتشار نيافته و تا زمان نگارش اين نوشته واكنش بايسته‌اي نيز نشان داده نشده است. فقط تني چند از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و برخي انديشمندان و دانشگاهيان در اين باره لب به اظهارنظر و اعتراض گشوده اند. در ميانه‌ي اين اعتراض‌ها, يكي از نمايندگان (آقاي علي‌اكبر موسوي خوئيني‌ها) به درستي يادآور شده كه تقسيم درياي مازندران بايد بر مبناي قراردادهاي بين‌المللي 1940 و 1921 انجام پذيرد.
    در اين نوشتار با استناد به منابع معتبر كوشيده شده ماهيت اين دو قرارداد, كه تنها منابع مستند براي تعيين حقوق طبيعي و واقعي ايران در درياي مازندران است, واكاوي شود.
    از زمان‌هاي دور تا سال 1192 خورشيدي (1813 ميلادي) كه قرار داد گلستان برملت و دولت ما تحميل شد, مالكيت و حاكميت ملت ايران بر درياي مازندران بدون منازع بود. سرتاسر كرانه‌هاي جنوبي، باختري و نيز بخش اعظم كرانه‌هاي شرقي اين دريا در مالكيت و حاكميت دولت ايران قرار داشت. در اثر جنگ‌هاي دوره‌ي اول امپراتوري روسيه عليه ايران و از دست رفتن بخش هايي از قفقاز, بر مالكيت و حاكميت بلامعارض ايران بر درياي مازندران خدشه وارد شد. در اثر جنگ‌هاي دوره‌ي دوم روسيه عليه ايران و در اين فرآيند تحميل قرارداد تركمان چاي (1828 ميلادي - 1206 خورشيدي) تمامي سرزمين قفقاز از ايران جدا شد و حضور امپراتوري مزبور را در درياي مازندران پررنگ تر كرد.
سرانجام, در اثر قرارداد آخال (1181 ميلادي - 1260 خورشيدي)، كرانه‌هاي خاوري درياي مازندران نيز تحت حاكميت دولت روسيه تزاري قرار گرفت.
    چهل سال پس از تحميل قرارداد آخال قراردادي ميان اتحاد شوروري به عنوان جانشين امپراتوري روسيه تزاري و دولت ايران به امضا رسيد كه به قرارداد 1921 (مودت)، معروف است.
    بر پايه‌ي فصل يازدهم اين قرارداد، (23 آذر 1300ـ 14 دسامبر 1921) دو دولت ايران وشوروي از حق برابر در زمينه‌ي كشتي راني در درياي مازندران برخوردارند. مهم‌تر اين كه در قرارداد مزبور و حتي قراردادهاي پيشين هيچ سخني از تحديد حدود، ميان ايران و روس, در درياي مازندران به ميان نيامده است. از اين روي, حاكميت و مالكيت بر درياي مازندران به صورت مشاع متعلق به دولت‌هاي ايران و اتحاد شوروي است.
    در فصل يازدهم مي خوانيم: «نظر به اين كه مطابق اصول بيان شده در فصل اول اين عهدنامه, عهدنامه منعقده در 10 فوريه 1828 مابين ايران و روسيه در تركمان چاي كه فصل 8 آن حق داشتن بحريه را در بحر خزر از ايران سلب نموده بود, از درجه‌ي اعتبار ساقط است, مع هذا طرفين معظمتين متعاهدتين رضايت مي دهند كه از زمان امضاي اين معاهده هر دو با لسويه حق كشتي راني آزاد را زير بيرق‌هاي خود در بحر خزر داشته باشند.»
    نوزده سال بعد، يعني روز پنجم فروردين ماه 1319 (25 مارس 1940) قراردادي ميان ايران و شوروري درباره‌ بحر پيمايي در درياي مازندران به امضاء رسيد. اين قرارداد بيش از آن كه جنبه‌ي حقوقي داشته باشد, از ديد بازرگاني و كشتي راني داراي اهميت است. در بند 4 ماده‌‌ي 12 قرارداد بحرپيمايي مي خوانيم» هر يك از طرفين متعاهدتين, ماهي گيري در آب‌هاي ساحلي خود تا حد 10 ميل دريايي را به كشتي‌هاي خود اختصاص داده و اين حق را برخود محفوظ مي دارد كه واردات ماهي‌هاي صيد شده از طرف كاركنان كشتي‌هايي كه زير پرچم او سير نمايند, از تخفيفات و مزاياي خاصي بهره مند سازند.»
    بدين سان, مي بينيم كه اتحاد شوروي در قرارداد 1940 نيز به «مشاع بودن» درياي مازندران صحه‌ مي‌گذارد. آب‌هاي اختصاصي هر كشور, حد 10 ميل دريايي است و هيچ محدوديتي براي دو طرف در زمينه‌ي بهره برداري از بقيه‌ي دريا وجود ندارد. اين بدان معناست كه دو طرف در زمينه‌ي بهره برداري از درياي مازندران داراي حق مساوي هستند. در اصطلاح حقوقي، براي حق مساوي طرفين در زمينه‌ي بهره برداري و يا مالكيت و حاكميت مساوي طرفين, واژه‌ي «مشاع» به كار گرفته مي شود. زيرا برپايه‌ي قرارداد 1940, صيد (به جز در محدوده‌ي 10 ميل آب‌هاي كرانه اي) در سرتاسر دريا براي دو طرف آزاد است. از سوي ديگر بر پايه ي فصل يازدهم قرارداد 1921، دو طرف داراي حق مساوي كشتي راني (اعم از بازرگاني و جنگي) در درياي مازندران مي باشند.
    البته بايد به ياد داشته باشيم كه در نامه‌هاي پيوست قرارداد 25 مارس 1940 (5 فروردين 1319), بارها از «درياي ايران و شوروي» نام برده شده است.
    از سوي ديگر, با نگاه به داده‌هاي ديگر قرارداد, در مي يابيم كه مسايلي مانند درياي سرزميني, منطقه‌ي نظارت, منطقه‌ي انحصاري اقتصادي و فلات قاره كه هر كدام داراي بار حقوقي ويژه‌اي است, درباره‌ي درياي مازندران صادق نيست و در هيچ يك از قراردادها و عهدنامه‌هاي دو طرف, به اين گونه مفاهيم اشاره نشده است. به طوري كه در تبصره 2 ماده 2 قانون «راجع به اكتشاف و بهره برداري از منابع طبيعي فلات قاره ايران» (مصوب سال 1334-1955)، مي خوانيم: «در مورد بحر خزر, مبناي عمل طبق اصول حقوق بين الملل مربوط به درياهاي بسته بوده و مي باشد.» بدين سان, در مي يابيم كه مفاهيم و تقسيمات حقوقي ديگر مناطق دريايي, درباره‌ي درياي مازندران صدق نمي كند. گه گاه پاره‌اي كسان و مقامات, از روي ناداني و يا به قصد وارد آوردن زيان به منافع ايران، خط فرضي اتصال ميان دو نقطه‌ي مرزي ايران و شوروي، يعني بندر آستارا را در باختر و خليج حسين قلي در خاور را, مرز فرضي دو كشور خوانده اند. در صورتي كه در هيچ يك از قراردادها, در درياي مازندران تحديد حدود نشده است و چنان كه گفته شد, در نامه‌هاي پيوست قرارداد 1940, بارها از «درياي ايران و شوروي», نام برده شده است. از سوي ديگر, همان گونه كه گفته شد, بر پايه‌ي قرار دادهاي 1921 و 1940 كه يكي در مراحل سال‌هاي نخستين استقرار رژيم بلشويكي و ديگري در مرحله‌ي تثبيت رژيم مزبور, به امضا رسيده است, دو طرف از حق كشتي راني مساوي و حق بهره برداري و صيد مساوي برخوردار اند. درباره‌ي حق كشتي راني بايد گفته شود كه بر پايه‌ي قرارداد 1921 و 1940، هيچ وجه تمايزي ميان كشتي‌هاي بازرگاني و جنگي دو طرف وجود ندارد.

٭٭٭


    در سال 1370 (1991 ميلادي)، اتحاد شوروي فروپاشيد و مردمان قفقاز، آسياي ميانه و ... از اتحاد مزبور جدا شده و اعلام استقلال كردند. بدين سان بر كرانه غربي مازندران‌، جمهوري آذربايجان (اران) و در كرانه‌هاي خاوري, جمهوري‌هاي تركمنستان و قزاقستان سربرآوردند. اين جمهوري‌هاي نوخاسته و چند جمهوري ديگر بر پهنه‌ي قفقاز و آسياي ميانه, بر اثر قراردادهاي گلستان, تركمان چاي و آخال از ايران منتزع شده بودند. گرچه, مناطق جدا شده از اتحاد شوروي در قفقاز و آسياي ميانه, داراي تبار مشترك يا تاريخ مشترك و فرهنگ مشترك با ما هستند و روزگاراني به درازاي تاريخ با ما داراي سرزمين و دولت مشترك بودند. اما مساله اين جاست كه جمهوري‌هاي مزبور در اثر فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، يعني طرف قراردادهاي 1921 و 1940 با ايران، در كرانه‌هاي درياي مازندران سربرآورده اند. در حالي كه در موقعيت دولت ايران تغيير حاصل نشده و تنها عنوان «شاهنشاهي» به «جمهوري اسلامي» تغيير كرده است.
بدين سان, در اثر فروپاشي شوروري بر مالكيت و حاكميت ايران در درياي مازندران, كوچك ترين خدشه‌اي وارد نشده است. در برابر, طرف قرارداد با ايران كه داراي مالكيت مشاع بر نيمي از درياي مازندران بود, به چهار بخش تقسيم شده است. از اين روي, درهر فراگشتي بر پايه‌ي قراردادهاي 1921 و 1940, نيمي از درياي مازندران به صورت مشاع در يد مالكيت و حاكميت دولت ايران است و تغيير نظام از شاهنشاهي به جمهوري در اين مورد بي‌اثر بوده و پي آمدهاي حقوقي ندارد.
    از اين روي, ميراث خواران اتحاد شوروي, يعني دولت فدراسيون روسيه و جمهوري‌هاي قزاقستان, تركمنستان و آذربايجان (اران), بايد برسر تقسيم مرده ريگ اتحاد شوروي، يعني پنجاه درصد سهم مشاع از درياي مازندران به توافق برسند. اين كه چهار كشور مزبور, چگونه مي خواهند بر سر ميزان مالكيت خود از سهم اتحاد شوروي در درياي مازندران توافق كنند, مربوط به خودشان است. حقوق دولت و ملت ايران, بر پايه‌ي قراردادهاي 1921 و 1940, شناخته شده, مسلم و غيرقابل انصراف است.

    هر گاه استحكام اين دو قرارداد, يعني قراردادهاي 1921 و 1940 از سوي ميراث خواران شوروي مورد سئوال قرار گيرد, در آن صورت قراردادهاي مادر, يعني قراردادهاي گلستان, تركمان‌چاي و آخال نيز زير سئوال رفته و مساله جنبه‌ي ديگري به خود خواهد گرفت. ملت ايران, از هيچ بخشي از حقوق مسلم تاريخي خود صرف‌نظر نخواهد كرد. بر پايه‌ي اصول حقوقي حاكم بر درياي مازندران, پنجاه درصد از درياي مزبور در يد مالكيت و حاكميت دولت ايران است. هيچ كس از جانب ملت ايران حق ندارد قراردادي را امضا كند كه بر اين حقوق مسلم خدشه وارد سازد.

پهنه ی سرزمین های جدا شده از ایران بزرگ طی پیمان نامه های استعماری.

 

 گفتگو با دکتر فاروق صفی زاده سردبیر سابق ماهنامه ی آناهید و سر دبیر ماهنامه مهر و ناهید پیرامون تاریخ آذربایجان...........بردیا نیوز

                                            ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                                            ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 همه یک به یک مهربانی کنید                        به ایران زمین پاسبانی کنــــید

بخوانید این جمله در گوش باد                       چو ایــــران نباشد تن من مبـــــاد

                     دردا و دریغا.بزرگ مردا که تو بودی

 

     تمدن هخامنشی،« علیرضا شاپور شهبازی » را از دست داد

                                 

 

دكتر « علیرضا شاپور شهبازی » ‌باستان شناس، هخامنشی شناس و دانشمند تاریخ پس از 9 ماه مقاومت در برابر بیماری، روز گذشته در آمریكا درگذشت.

دكتر «محمدحسن طالبیان»، رئیس بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد با اعلام این خبر گفت: «دكتر شاپور شهبازی از 9 ماه قبل برای درمان بیماری سرطاان عازم آمریكا شد و در این مدت تحت معالجه قرار گرفت اما سرانجام روز گذشته دارفانی را ودداع گفت.»
به گفته طالبیان، شاپور شهبازی یكی از دانشمندان تاریخ ایران بود و او را به عنوان یكی از بزرگترین هخامنشی شناسان جهان می‌شناختند.
مرحوم شاپور شهبازی کتاب های متعددی را به رشته تحریر درآورده است و پس از شكل گیری بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد به عنوان مشاور با این بنیاد همكاری می کرد.
 مرحوم شاپور شهبازی به عنوان مشاور عالی با بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد همكاری داشت و در این راه شاگردان فراوانی تربیت كرد و بر كارهای بنیاد پارسه و پاسارگاد نظارت علمی داشت
دكتر شاپور شهبازی جزء بهترین هخامنشی شناسان جهان بود كه در راه شناخت این دوره از تاریخ ایران زحمات فراوانی کشید. وی در این‌باره صدها مقاله به چاپ رساند و نشریات فراوانی را پایه‌گذاری كرد.
 طالبیان درباره كتاب‌های منتشر شده مرحوم شهبازی گفت: «مرحوم شهبازی كتاب‌های زیادی درباره تاریخ و تمدن ایران نوشته‌اند و در این میان می‌توان به كتاب راهنمای مستند و علمی تخت جمشید كه امروزه به عنوان یكی از مراجع محققین مورد استفاده قرار می‌گیرد اشاره كرد.»
 وی در ادامه گفت: «ایشان در رشته باستان‌شناسی و زبان‌های باستانی دكتری داشتند و مدت‌ها به عنوان مشاور عالی با بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد همكاری می‌كردند. در این راه شاگردان فراوانی را تربیت كرده‌اند و در كارهای بنیاد نظارت علمی داشتند. از جمله مهمترین فعالیت‌های مرحوم شهبازی در بنیاد پارسه پاسارگاد یاری رساندن در ترسیم استراتژی پژوهشی بنیاد بود.»
 
از دیگر یادگاری‌های مرحوم شهبازی در تخت جمشید، تهیه راهنمای گردشگری این مجموعه میراث جهانی است كه به دو زبان فارسی و انگلیسی و با صدای وی ضبط شده است و هم اكنون در سیستم‌های الكترونیكی تخت جمشید شنیده می‌شود.
 دكتر شهبازی كتاب‌های زیادی در دست انتشار دارد كه برخی از آنها توسط بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد منتشر می‌شود
دكتر شاپور پهبازی نه تنها در دوره هخامنشی؛ بلكه در دوره‌های ساسانی و اسلامی نیز یكی از صاحب‌نظرن ایرانی محسوب می‌شدند.

دکتر علیرضا شاپور شهبازی

 وی در خانواده‌ای اصیل در شیراز متولد شد و یكی از مفاخر بزرگ ایران محسوب می‌شوند.
 
از دیگر فعالیت‌های دكتر شهبازی می‌توان به همكاری تنگاتنگ وی با فرهنگستان علوم اشاره كرد كه تدوین بخش هخامنشی دایره‌المعارف بزرگ اسلامی نیز توسط وی انجام گرفته است.
 
دكتر شهبازی كتاب‌های زیادی در دست انتشار دارد كه برخی از آنها توسط بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد منتشر می‌شود.

 )

با تلاش سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان فارس و بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد ، پیكر دكتر « علیرضا شاپور شهبازی » برای خاکسپاری در حافظیه (آرامگاه حافظ شیرازی) به ایران منتقل می‌شود.

در همین راستا سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان فارس با ارسال نامه‌ای به دفتر رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خواستار تدفین پیكر مرحوم شاپور شهبازی در محل مفاخر حافظیه شد.
 «هاشم ربانی»، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان فارس در این‌باره گفت: «دكتر شاپور شهبازی یكی از مفاخر و دانشمندان ایران بودند كه خدمات زیادی برای شناساندن تاریخ فرهنگ و تمدن ایران به خصوص دوره هخامنشی و ساسانی داشتند. بی تردید مقام علمی ایشان آنقدر بالاست كه از رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خواسته‌ایم تا با تدفین پیكر ایشان در حافظیه شیراز موافقت كنند.»
 
در همین حال دكتر « محمد حسن طالبیان » با بیان اینكه تلاشها برای تحویل پیكر شاپور شهبازی آغاز شده است گفت: «طی چند روز آینده پیكر مرحوم شهبازی تحویل خانواده­ی وی داده می‌شود تا در زادگاهش شیراز به خاك سپرده شود.»
وی در ادامه گفت: «پیكر ایشان با تشریفات كامل از تهران راهی شیراز می‌شود و سپس در این شهر باستانی به خاك سپرده می‌شود.»

دكتر شاپور شهبازی نه تنها در دوره هخامنشی؛ بلكه در دوره‌های ساسانی و اسلامی نیز یكی از صاحب‌نظرن ایرانی محسوب می‌شدند.
از دیگر فعالیت‌های دكتر شهبازی می‌توان به همكاری تنگاتنگ وی با فرهنگستان علوم اشاره كرد كه تدوین بخش هخامنشی دایره‌المعارف بزرگ اسلامی نیز توسط وی انجام گرفته است.

  بنمایه:   میراث فرهنگی

فیلم شکوه پارسه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

                    افشاگري

            روســــــــپی از خانــــمان خود نکند دل

                       کمتر از او دان کسی که دل از وطن کند

چه كساني در دانشگاه باكو خيمه شب بازي بر عليه كشور خود به راه انداختند؟؟؟

چه كساني اعتصاب يكساعته!!! برپا كرند؟؟

            هويت همه خائنين را افشا ميكنيم

توضيح: پس از آشوبهاي اول تيرماه در تبريز و شهرهاي ديگر آذربايجان گروهي از دانشجويان ايراني دانشگاه نريمان نريمانف باكو نمايش مسخره يي را به راه انداختند تا به خيال خودشان از شروران داخلي حمايت كرده باشند.در اين عروسك بازي 1ساعته كه در روز پنجشنبه 4خرداد رخ داد حدود 25 نفر از دانشجويان ايراني مقيم باكو با تمام نيرو و غيرت توركانه خود دست به اعتصاب 1 ساعته و 25 نفره زدند.(گويا سفارت ايران هيچگاه از موضوع خبردار نشد). در اين مراسم باشكوه!!! علاوه بر ايرانيان خائن چند جوانك از توركيه يي و ايران شمالي (اران) شركت كردند و به دلگرم كردن ايادي ي خودباخته پرداختند.

آنچه در ذيل مي آيد شامل نام و هويت اين اوباش ميباشد.

-ابراهيم پاكيزه .نماينده دانشجويان ايراني از طرف سفارت.29 ساله .رشته پزشكي.سال 5....اهل پارس آباد.از سركردگان ماجرا.

-ليلا كريمي.نماينده زن دانشجويان از طرف سفارت ايران. 27 ساله.رشته دندان پزشكي.سال دوم. اهل تبريز.

- بهنام پاكدل.سال اول داروسازي.30 ساله. اهل پارس آباد..

- اشكان ... .پسر خواهر بهنام پاكدل . 19 ساله. سال اول دندان پزشكي(امسال كالج را به اتمام رسانيده)

-ناصر دارا .دانشجوي سال 3 زبان و ادبيات آذري!!! اهل پارس آباد

-عدالت لطف آذر. سال اول دندان پزشكي.اهل پارس آباد.برادر بين فرد از اعضاي نظامي كشور است.

-سارا حسنزاده. سال اول دارو سازي.23 ساله. فرزند دكتر حسنزاده. از پزشكان بنام تبريز و مدرس دانشگاه علوم پزشكي تبريز.

-آرزو و محدثه ... . سال اول دندان پزشكي. اهل تبريز.

-وحيد ... .سال دوم دندان پزشكي.20ساله

اميدواريم سفارت ايران در باكو نظارت بيشتري بر زندگي جوانان ايراني ي مقيم داشته باشد تا همواره بتواند حافظ منافع ج.ا.ا باشد.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

               مبانی پان ايرانيسم

 

          

                 

 

         آرمان و دکترين پان ايرانيسم بر پايه ناسيوناليسم استوار است .

         در اين مختصر می خواهيم بدانيم پان ايرانيسم چيست و اين عقيده بر پايه چه مکتبی استوار گشته است .

         برای اين منظور ابتدا مختصری از اصول پان ايرانيسم را بحث می کنيم و سپس مکتب ناسيوناليسم را شرح می دهيم ، آنگاه با شناخت کلی اين دو مبحث به آشکار ساختن مبانی پان ايرانيسم می پردازيم . پس اين گفتار شامل سه بخش است :

         تعريف و اصول پان ايرانيسم ، شناخت مکتب ناسيوناليسم و ناسيوناليسم پايه پان ايرانيسم است .

 

1 . تعريف و اصول پان ايرانيسم

         پان ايرانيسم نهضتی است که عقيده دارد تمام ايرانيان بايد در ميهن حقيقی خود در زير يک درفش زندگی کنند .

         پان ايرانيسم زاييده وضع تاريخی کنونی ملت ايرانيست چون لازم به گفتن نيست که در مدت  150  سال اخير کشور ايران تجزيه گشته است و ايرانيان در قطعات جداگانه با رژيمهای گوناگون زيست می کنند .

         برای دانستن کامل پان ايرانيسم بايد دو مسئله اساسی اين مکتب و نهضت را به خوبی بررسی نمود :

         ميهن ايرانيان کجا است ؟ و ايرانيان چه کسانی هستند ؟

         مسئله اول را تاريخ سياسی يک قرن و نيم اخير به خوبی حل می کند و به ما می فهماند که سياست دول بيگانه و خيانت طبقه حاکمه ايران سبب شد که ميهن حقيقی ما تجزيه شود و در شمال ، شرق ، جنوب و غرب گروهی از هم ميهنان ما از ديگر برادران و خواهران خود به دور افتتد .

         برای حل مسئله دوم اسناد و مدارکی لازم است که در صفحات تاريخ شش هزار ساله ما نهفته است و تاريخ ما بهترين معرف کسانيست که ايرانی شناخته می شوند و در پديد آوردن فرهنگ ايرانی دست داشته اند . اين است دو مسدله پان ايرانيسم و راهنمايي برای حل آن .

 

2 . شناختن مکتب ناسيوناليسم

         ناسيوناليسم مشتق از کلمه « ناسيون » به معنی ملت است و به مکتبی اطلاق می شود که در آن ملت به منزله يک واحد قائم به خود شناخته شده است و غالباً به ناسيوناليسم از دو نظر نگريسته می شود :

الف ـ به منزله يک مکتب تاريخی

ب ـ به منزله يک مکتب اجتماعی

 

الف ـ مکتب ناسيوناليسم تاريخی چه می گويد ...

         کيفيات پديدهای تاريخ جز نيست از سرنوشت ملتها و تاريخ جز سرگذشت و تغييرات و تحولات ملتها چيزی نيست . بنابراين در اين مکتب هر چيزی را برای آنکه بشناسيد رابطه اش را با ملت تعيين می نمايند .

         مثلاً نمی گويند ملت اجتماعی از مردمان است ، بلکه مردم را به منزله سلول های ناپايداری از پيکر ملت می دانند . در مکتب ناسيوناليسم تاريخی هر واقعه تاريخی برای هر ملتی متکی بر نياز ملی و نياز ملی عبارت است از اقتضای حيات ملت در ان دوران تاريخ . مثلاً از نظر ناسيوناليسم تاريخی ملی شدن نفت صرفاً يک مسئله اقتصادی توجيه نمی شود بلکه تمايل ملت ايران را به استقلال طلبی و بيرون راندن نيروی بيگانه آشکار می سازد .

         کوتاه سخن ، مکتب ناسيوناليسم می گويد سير تاريخ همان تکوين و تحول ملتها است و بس و عناصری اصيل تر از ملت نمی شناسد .

 

ب ـ مکتب ناسيوناليسم چه می گويد ...

         عقايد اين بخش از مکتب ناسيوناليسم مبنای قوانين و مقررات اجتماعی است . بايد دانست هر يک از مکاتب اجتماعی هنگام وضع مقررات منافع واحد خاصی را مورد توجه قرار می دهد . در مکاتب فرد پرستها واحد مورد نظر فرد است و در قوانين آنها هميشه سعی می شود حقوق افراد محفوظ بماند و آزادی آنها محدود نشود و هر کسی هر چه می خواهد بکند ، قوانين فقط هنگامی مانع عمل شخصی می شود که آن عمل حقوق فرد ديگری را ضايع و باطل کند . روسو نمونه اين گونه متفکرين حتی ملت اجتماعی از افراد می دانست . که به موجب يک پيمان و قرارداد خيالی با هم عهد کرده اند که مشترکاً زندگانی نمايند . در مکاتب اجتماعيون ( سوسياليستها ) ابتدا سخن از اين بود که واحد مورد نظر اجتماع است و در قوانين و مقررات به جای آنکه حقوق فرد محفوظ باشد حقوق اجتماع را مقدم دارند و قوانين به منظور ترقی و تکامل اجتماع وضع شود .

         اين فکر در تحول خود در زير ماسک مارکسيسم تغيير عجيبی کرد به اين معنی که درجات پست انفرادی تنزل يافت . يک فرد مارکسيست معتقد است که هر کس در پی منافع روزمره خويش است و اساس تمام تحولات جهان را بر همين فرمول استوار می داند . در اين گونه سوسياليسم باز غايت نظر فرد است . فرد است که بايد تحت هر شرايطی که باشد سعی نمايد شکمش را سير کند . در مکتب سوسياليسم عيب ديگريست که نمی توان حدود جامعه يعنی واحد مورد نظر را تعيين کرد بنابراين عده ای مانند فوريه واحدهای عجيبی از خود ابداع می کنند مثلاً واحد اجتماع را عده  1200  نفری به نام فالانستر می دانند و برخی ديگر برای جامعه حدی قائل نشده و جامعه را اعم از وحشی و متمدن به يک چشم نگريسته اند .

         در مکتب ناسيوناليسم اجتماعی چنانکه از اسم آن پيدا است قوانين به خاطر ترقی و تعالی ملت است . از نظر اين مکتب هر فرد جزء ملتی است و وظيفه ای به عهده دارد که بايد آن وظيفه را با تمام قوای جسمانی و دماغيش ادا نمايد . از نظر اين مکتب جامعه برای تن آسايي افراد نيست بلکه افراد عهده دار پيشرفت ملت می باشند که بايستی بر طبق برنامه خاصی سير کند . از نظر اين مکتب وظيفه دولت تنها حفظ حقوق افراد و جلوگيری از تصادم منافع آنها نيست بلکه حکومت برای رهبری ملت به سوی ترقی و تعيين تکالـيف افراد است . از نظر اين مکتب حفظ خانواده بر حفظ حقوق افراد مقدم است . خلاصه از نظر اين مکتب تنها اعمالی قانونی است که به خاطر پيشرفت ملت باشد . اين بود مختصری از اصول مکتب ناسيوناليسم اگر چه پيشرفت ملت باشد . اين بود مختصری از اصول مکتب ناسيوناليسم اگر چه اين نام تازگی ندارد و نيز انديشه مليت فکر سابقه داريست طرح ناسيوناليسم به منزله مکتب اصالت ملت ، ويژه ماست .

 

3 . ناسيوناليسم پايه پان ايرانيسم است

         از دو قسمت اول اين مقاله پان ايرانيسم و ناسيوناليسم را شناختيم . در اين قسمت می خواهيم آشکار نماييم که پايه ايرانيسم همان مکتب ناسيوناليسم است .

         انديشه های پان ايرانيسم دو نوع است :

         آرمان پان ايرانيسم و دکترين پان ايرانيسم .

         لذا برای پی بردن به مبانی پان ايرانيسم بايد به مبانی آرمان و دکترين پان ايرانيسم پی ببرد .

 

بنيان آرمان پان ايرانيسم

         شالوده پان ايرانيسم از لحاظ آرمان همان مکتب ناسيوناليسم تاريخی است . برای درک اين مطلب کافيست افکار مکتب ناسيوناليسم تاريخی را درباره ملت ايران بسنجيم .

         گفتيم مکتب ناسيوناليسم معتقد است که جنبش واقعی که در کشور اتفاق می افتد بر زمينه نياز ملی خاص آن زمانست . بطور کلی می توان گفت ملت مراحل متفاوت ترقی و فترت را طی می کند ، در هنگام فترت وقايع بر زمينه اصلاح مستقر است . گفتيم برای مکتب ناسيوناليسم ، ملت يک مقوله تاريخی است نه يک قرارداد سياسی لذا اگر قسمتی از مردم ايران را در قلعه خاکی محصور کنند و نام آن را ايران گذارند و خصوصاً چنين کشوری را به تصويب مجامع بين المللی هم برسانند ساکنين اين قلعه خاک ملت ايران نخواهند شد زيرا ملت بنابر تعريف سياستمداران به وجود نمی آيد بلکه موجوديتی است که به کمک تاريخ شناخته می شود و ملت ايران را آن گونه که موجوديت حقيقی و تاريخی دارد معرفی می کند و يگانگی و وحدت را در قلب ايرانی بر می انگيزد . اگر بخواهيم پيدايش پان ايرانيسم را از نظر مکتب ناسيوناليسم تعبير کنيم بايد بگوييم « پان ايرانيسم نياز ملی ايرانيانست در دوره فترت و تجزيه » .

         خلاصه ، آرمـان پان ايرانيسم عبارت است از احکام مکتب ناسيوناليسم تاريخی درباره ملت ايران .   

 

بنيان دکترين پان ايرانيسم

         برای کسانی که همه روزه سوال می کنند رژيم سياسی و اقتصادی پان ايرانيسم چيست ، توجه بر اين جمله جوابی است کافی :

دکترين پان ايرانيسم مبتنی بر عقايد مکتب ناسيوناليسم اجتماعيست .

         فرمول دکترين پان ايرانيسم اين است که ملت ايران را بايد نيرومند ساخت و برای زندگی آينده آماده کرد . شک نيست که وحدت بزرگترين عامل نيرومندی است ، پان ايرانيسم وحدت ايران زمين را اعلام می دارد .

         ملت ايران را بايد برای آينده پرورش داد ، پان ايرانيسم که متکی بر اصالت ملت است تنها نهضتی است که نسل کنونی را در مقابل وظيفه تاريخی خود يعنی ايجاد ايران بزرگ قرار می دهد . در دکترين پان ايرانيسم ديگر بر سر اينکه سرمايه ملت از کدام شخص يا کدام طبقه باشد بحث نخواهد شد بلکه معلوم می کند از سرمايه ملت چگونه بايد برای آمادگی ملت استفاده کرد و نيز بحث نخواهد شد که کدام دسته از مردم حق حکومت دارند بلکه حکومت بايد دستگاه های موجود را چنان به کار اندازد که از همکاری آنها حداکثر فايده نصيب ملت بشود . پس واحدی که در قانون گذاری ناسيوناليسم مورد توجه می باشد ملت است آن گونه که ناسيوناليسم مورد توجه می باشد ملت است آن گونه که ناسيوناليسم تاريخی معرفی می نمايد .

 

                                                                                                                            پاينده ايران

 

                              

بیاریم گردان هزاران هزار.............همه کار دیده همه ناودار

همه شاهچهر همه ماهروی...........همه راست بالا همه راستگوی

همه نیزه داران وشمشیر زن..........همه لشکرآرای و لشکر شکن

همه جوشن بپوشند روز نبرد...........ز چرخ برین بگردانند گرد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

آقایان ملی-مذهبی!  در دفاع از تجزیه طلبان سنگ تمام گذاشتید!!!

آنچه در زیر می آید بیانیه گروهی از ملی-مذهبی های آذری است که به شکلی دیگر در حمایت از شروران و اوباش پان تورک صادر گردیده.

اگرچه لحن کلام آقایان تا اندازه یی متفاوت است ولی در اصل با همان ادبیات پان تورک ها سخن گفته شده. بویژه تاکید مکرر بیانیه بر واژه ی آزار دهنده ی  تورک نشان از نیات نامبارک اینان دارد.گفتنی است که در چند سال اخیر ملی-مذهبی ها - نهضت آزادی - گروه حبیب الله پیمان حمایت های بی دریغی را نسبت تجزیه طلبان ابراز داشته اند.برای نمونه در تبریز جناب فرزدی (نماینده نهضت آزادی در این شهر) جلسات مشترکی با پان تورکها بر پا میکردند که در ان بدترین توهین ها(از قماش افاضات پورپیرار) به ایران و ایرانی نثار میگشت.

نکته جالب اینکه در این بیانیه نه نامی از ایران و نه نامی از وحدت ملی برده شده است.نهضت آزادی و ملی -مذهبی ها که در دوران پیش از انقلاب در دامان صدام حسین ها- عبدالناصر هاو یاسر عرفات و سرهنگ قذافی ها پرورده شده اند اکنون به دنبال صاحب دیگری هستند که پلکان قدرت آنان شوند.

چنانچه جبهه ملی - نهضت آزدی و ملی-مذهبی های آذربایجان در آینده نزدیک همچون توده یی ها(۱۳۲۴) اعلام انحلال نموده و به جریان تجزیه طلبان و فدرالیست ها بپیوندند جای شگفتی نخواهد بود.

امیدوارم پیروزی در انتخابات شوراها  اینقدرها ارزش داشته باشد.

 

تبريز نيوز:سرويس سياسي:يك صد نفر از چهره هاي سياسي ،‌فرهنگي ،‌دانشگاهي و ملي مذهبي در

بسم الله الرحمن الرحيم

چالش ها و حوادثي كه در دو هفته اخير در اغلب شهرهاي ترك نشين مناطق شمال غرب كشور در اعتراض به چاپ كاريكاتور و نوشته توهين آميز در روزنامه دولتي ايران شاهد بوديم ،‌دو جلوه از واقعيت درد آلود را به تصوير كشيد.يك جلوه آن ظهور نارضايتي گسترده مطالبات انباشته قومي،‌اقتصادي، سياسي،... موجود در اين مناطق بود(تحقير ،‌عدم توجه به توسعه در استان هاي ترك نشين،حركت هاي تحريك آميز فرهنگي بويژه در صدا و سيما) و جلوه ديگر آن سوتدبير و ناكارآمدي نيروهاي دولتي بويژه مسيولين منطقه اي در مديريت بحران و فرافكني و جستجو كردن ريشه هاي حوادث در بيرون مرزها ،‌كه در صورت تداوم مي تواند و حدت ملي و حيات اجتماعي ميهن ما را در معرض انشقاق و فروپاشي قرار دهد.

بر اين اساس ما به عنوان بخشي از فعالين اجتماعي منطقه در راستاي وظيفه ملي و ديني خود يادآوري نكات زير را ضروري دانسته و توجه جدي بر آن ها را از ناحيه مسيولان مملكتي و همزبانان ترك خويش مورد تاكيد قرار مي دهيم:

1- چاپ مقاله و كاريكاتور موهن روزنامه دولتي ايران عواطف و احساسات فروخفته و تحقير شده زنان و مردان غيور اين خطه را مشتعل ساخت،تقليل اعتراضات اخير در اين مورد و انحصار آن در اين محدوده را توهين به فهم و شعور ترك زبانان مي دانيم.

2-برخورد جدي با بي كفايتي مسيولين كشوري و منطقه اي كه سو تدبير آنان اعتراض بحق مدني مردم اين منطقه را به بحران دامنگير اجتماعي تبديل ساخت خواستاريم.

3-از همزبانان آزرده خاطر خويش مصرانه مي خواهيم كه با بهره گيري از روش هاي مدني مطالبات تاريخي خود را پيگيري نموده و از طرح هر گونه شعار انحرافي و اقدام وحدت شكنانه ملي اجتناب نمايند تا امكان سو استفاده از ناحيه تجزيه طلبان و كشورهاي بيگانه مترصد فرصت طلب از يك سو و عناصر خشونت طلب داخلي از سوي ديگر فراهم نشود.

4-براي بيرون رفت از بحران موجود در مرحله اول تشكيل كميته حقيقت ياب ملي متشكل از عناصر و شخصيت هاي مورد وثوق ملي براي ريشه يابي حوادث و شناسايي عوامل و عناصر موثر اين بحران را ضروري مي دانيم و بر رعايت و تامين حقوق قانوني دستگير شدگان و آزادي سريع اصول تعطيل شده 15،19 و 48 قانون اساسي را به عنوان كف مطالبات قومي و منطقه اي همه اقوام ايراني خواستاريم.

نهايتا از همگان انتظار داريم كه در اين مرحله حساس و خطير كشور از هرگونه رويكرد تفرقه افكنانه و گسترش دهنده بحران موجود خودداري نمايند و با بهره گيري از تمامي پتانسيل ها و نفوذ نيروهاي تاثير گذار ملي فضا را براي درك و حل چالش هاي موجود فراهم آورند.

اسامي امضا كنندگان:

امير احمدي-احمد ارشدي حسين احمدي-حسن احمدي-سالار احمدي-روح الله امير سيديان-رحمت الله اميري-فاطمه امير هجري-وحيد امير سپهر-افسر اژدري-عبدالله امين آبادي-كريم اشرفي-علي اسكويي-بهروز بديعي-بيوك پورفريدي-پيمان پاك مهر-پرهيز نيا-قيد پور مهدي يعقوب تازش-ثرياي ظفر-امير جهاني-بيت الله جمالي-بيوك جورابچي-حسين جداري-عباس جمالي-مجيد جابري-محمد جليلي-اسماعيل چوپاني-حسن چلبيانلو-سحر چلبيانلو-زهرا حسين زاده-محمد رضا حداد درفشي-يونس حاجي زاده-اصغر خداي-حيدر خاندانلو-مهدي خدادادي-عباس دهقان نژاد-محمد داديزاده-محمد رضا داديزاده-اميد رضايي-بيوك رضايي-فيض الله رنجبرنيا-منصوره روشن-مريم زارعي-نير زمان زاده-بيوك سعيدي-حسين سيفلو-سيد مهدي سيد زاده-علي اشرف سلطاني آذر-علي اكبر سهرابي-كمال الدين سلطاني-جليل شربيانلو-اسماعيل شجاعي-داريوش شجاعي-ناهيد شجاعي-نسرين شجاعي-ناصر شجاعي-محمد رضا شيدايي-باقر صدري نيا-علي صالحي-عليرضا صداقت-غلامرضا صدري-محمد صادقي-حسن طهماسبي-سيد مرتضي طباطبايي-طهماسب زاده-پيمان عارف-محمد حسين غفارزاده-شهناز غلامي-حسن فرهودي نيا-حميد رضا فرقاني-غفار فرزدي-علي فريد يحيايي-اعظم قاسمي-رحمان قلي زاده-خليل قلي زاده-سيامك قلي پور-يعقوب كوثري-محمد رضا كريمي-لطيفي-اروجعلي محمدي-خليل مهرآذران-رشيد مرادي-ربيع مساحي-حسين محمد پور-سيد رضا موسوي-سيد سجاد موسوي-سياب محمدي-سيد ودود مظهري-قدرت الله منصوري- منوچهر ملك قاسمي-محمد مهر فام-محمد رضا متين-محسن متقي زاده-عبدالله هدايت-ابراهيم نمازي-حسين نويدانفر-محمد ابراهيم نجفي-رحيم ياوري.

 

 

در همین رابطه:

آذری یا تورک.......نوشته کورش محسنی

براساس پژوهش محقق ايراني دانشگاه«كمبريج»: 

 تمام اقوام غيرفارسي‌زبان ايران ريشه ايراني دارند

 

پهنه ی ایران بزرگ  (ویکی پدیا)

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  |