تبليغاتX
فرمان آریا فرمان آریا border=0>
گر نخواهی حق،آسان توان زیست
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

از: زنده یاد سرور مهندس نوربخش رحیم زاده


مکتب از فرّه می زاید و فرّه را، ایزد، اعطاء می فرماید. کدام ملتی اس

 که نه یک فرّه، بلکه هنگی از فرّه داشته باشد؟ ( فرهنگ!! )

 

معلم و ایدئولوگ بی بدیل نهضت پان ایرانیسم یعنی آژیر فقید گفت که: « ناسیونالیسم، علم شناسائی قوانین و شرایط هستی و سربلندی ملت هاست » و گفت که: « ... به همین دلیل،‌ آسان است (که) علل وقایع امروز را در دیروز پیدا کنیم ولی باید بدانیم که موجودیت امروز، خود، خمیر مایه ی موجودیت فردا به شمار می آید و در حقیقت، فردای ملت ما، در امروز نهفته است.» و فرمود که: « گذشته ها، تنها، امروز را نساخته اند بلکه فردا را نیز می سازند » (1)

بر این تعریف، هیچ چیزی را نمی توان افزود، جز اینکه به خاطر سهولت درک بگوییم که ناسیونالیسم، مکتب اصالت دادن به ملت ها یا مکتب مدافع « ملت سالاری » می باشد و اگر واژه ی « ملت » را که چندین تعبیر دارد، اکنون، به « جمع خویشان » تعریف بنماییم، این مکتب را می توان به نام مکتب « خویش خواهی == بیگانه ستیزی » نیز تعبیر کرد.

از نام فرانسوی آن آزرده خاطر نشویم و تصور ننمائیم که این پدیده، سوغات فرنگ می باشد و از اروپا به ایران آمده است بلکه ایمان داشته باشیم که مکتب خویش خواهی و ملت دوستی، یک پدیده ی فرهنگی بسیار کهن ایرانی می باشد که قرن ها پیش و قبل از اینکه اروپائیان کنونی صاحب تمدن شوند، از ایران به اروپا صادر گردیده است و در آنجا با نام های بومی چندی، خوانده شده است....


continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin


ناسیونالیسم باید شالوده ی پرورش نسل جوان باشد


به تاریخ نشر نوشته ای که در پی می آید به دقت بنگرید ( روزنامه خاک و خون، شماره 86 – 08/03/1345)، یعنی هشتم خردادماه ، سالروز شهادت علیرضا رییس، نخستین شهید راه نهضت مقدس پان ایرانیسم است. شهید رییس، جوانی که جان بر طبق اخلاص نهاد و در راه مبارزه با بیگانگان که به نیرنگ در شهریور سال 1320، ایران را به اشغال خود درآورده بودند نثار نمود. دشمنی که با بهره گیری از ضعف رجال پست و وطن فروش آن زمان و به دنبال خیانت بسیاری از مدعیان سیاسی آن روزگار، ناجوانمردانه و مزورانه، مملکت ما را اشغال نموده و در آن به تاخت و تاز پرداخت. پادشاه وقت را مجبور به استعفا و به اسارت بردند و از تحمیل نمودن کلیه خواسته های استعماری خود به دولت میهنمان دریغ نکردند و مردم ایران را دچار قحطی و امراض گوناگون نمودند و بسیاری از جوانان سرزمین ما را به کام مرگ فرستادند. مناسبت انتشار این نوشته و موضوع آن که پیرامون رسالت نسل جوان و چگونگی نگرش و پرورش این نسل مسؤول آینده در آن سال های دور گذشته ( قریب به 43 سال قبل ) و دل مشغولی های اندیشمند گرانمایه نهضت پان ایرانیسم، زنده یاد شهید، سرور دکتر محمد رضا عاملی تهرانی خود مبین این واقعیت است که حزب پان ایرانیست از ابراز عقیده و بیان دیدگاه های خویش، به ویژه در خصوص نسل جوان، هیچگاه دریغ نورزیده و در هر شرایط، راهکارهای عملی نهضت را بیان داشته است. در آن زمان که بسیاری از مدعیان مبارزاتی حتی در خفا هم قادر نبودند به این صراحت که در پایان این نوشته آمده است ابراز عقیده نمایند. اما پان ایرانیست ها بدون ملاحظه از ابراز نقطه نظرهای خود هیچ ابایی نداشتند. به بخش پایانی مقاله توجه بفرمایید.....


continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

با پان ايرانيسم و  حزب پان ايرانيست آشنا شويم
پاينده ايران

در اين جزوه به آنچه مورد نياز براي آشنايي با پان ايرانيسم مي باشد پرداخته شده است:

۱ـ  پان ايرانيسم يعني چه؟

۲ـ  ناسيوناليسم چيست ؟

۳ـ  درفش پان ايرانيسم چگونه مي باشد ؟

۴ـ  چرا آرم و نشان مخالف را براي درفش پان ايرانيسم برگزيده ايم ؟

۵ـ  نوار سياه بر درفش پان ايرانيسم

۶ـ  سلام حزبي پان ايرانيست ها

۷ـ  سرآغاز يا نيايش حزبي پان ايرانيست ها

۸ـ  هفت پيمان حزبي پان ايرانيست ها

۹ـ  اونيفورم يا لباس حزبي پان ايرانيست ها

۱۰ـ  پاينده ايران , سلام و خداحافظي پان ايرانيست ها

۱۱ـ  كلمه " سرور " خطاب  پان ايرانيست ها به يكديگر

۱۲ـ سرودهاي حزبي پان ايرانيستها  

 

 ۱- پان ايرانيسم يعني چه ؟

 پان ايرانيسم ، تركيبي است از سه كلمه " پان " ، " ايران " و پسوند " ايسم " كه به رستاخيز آزادگي خواه و يگانگي طلب ملت ايران گفته مي شود .

واژه " پان " كه به معني همه مي باشد , واژه اي است كه هم در زبان هاي اروپايي به كار برده مي شود و هم در گويش ها و لهجه ها ي ايراني ريشه آن را مي توان يافت ؛

پان ژرمن _ پان تركيسم _ پان اسلاميسم _ پان عربيسم _ پان آمريكن و ... در زبان هاي اروپايي و لاتين به معني وحدت  و همبستگي به كار برده مي شود .


continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

            

 

        پان ایرانیسم در چند جمله              

 

ü       پان ایرانیسم نهضتی است که عقیده دارد تمام ایرانیان باید در میهن حقیقی و تاریخی خود در کنار هم زندگی کنند.پان ایرانیسم زائیده ی وضع تاریخی ِ کنونی ملت ایران است که در طی دو قرن گذشته دچار تجزیه و پراکندگی گشته است و باعث شده است که ایرانیان در کشورهایی جداگانه با رژیم های گوناگون زندگی کنند پان ایرانیسم معتقد است که ملتی در جهان ارجمند تر است که به فرهنگ جهان بشری خدمت بیشتری کرده است.

ü       پان ایرانیسم حرکت بیداری بخش نژاد ایرانی است .رستاخیزی است که بر آرمان های ملت ایران تکیه دارد.احکام زیست ملت ایران را می شناسد  و به تمامی حقوق از دست رفته ملت ایران آگاه و معتقد است.

ü       پان ایرانیسم برای هیچیک از تیره ها و اقوام ایرانی ( اعم از آذری،کرد،لر،بلوچ و طبرستانی،تاجیکستانی ،افغانی و...) ارجحیت و برتری ویژه ای قائل نیست و معتقد است همه ی این تیره ها بایستی در کنار هم و هماهنگ با یکدیگر رشد کرده و از امکانات برابر بهره مند باشند.در نتیجه مخالف جمع شدن  همه ی امکانات  کشور در منطقه یا گرد تیره و قوم ویژه ای بود و با این پدیده به سختی مبارزه می نماید.

ü       پان ایرانیسم از برای قرارداد های ننگین و استعماری منعقد شده ....


continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

دكتر هوشنگ طالع

 

ناسيوناليسم ايـران، عبارت است از مكتب اصالت منافع و مصالح ملي. يعني مكتبِ برتري منافع و مصالح ملي بر منافع و مصالح فردي. در مكتب ناسيوناليسم ايـران، فرد با حفظ همه‌ي ويـژگي‌هاي خود، مـانند شخصيت‌، مـوقع و مـوضع اجتماعي، حقوق انساني و ...، منافع و مصالح ملي را برتر از منافع و مصالح شخصي خود  مي‌شناسد و حتا آماده است تا در صورتي كه با فدا كردن خود، بتواند منافع و مصالح ملي را از گزند حوادث دور نگاه دارد، دست به اين كار بزند.....


continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری) 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

                 

                                       سلوک پان ایرانیستی

 

ما که اطفال این دبستانیم

همه از خاک پاک ایرانیم

وطن  به جای مادر ماست

ما گروه وطن پرستانیم

 

براي كساني كه تازه با حزب كهن پان ايرانيست آشنا مي شوند و شناخت كمتري از آن دارند بايد بگوييم كه حزب پان ايرانيست بر بنياد مكتب پان ايرانيسم ( تاسيس به سال 1330) با همه احزاب كنوني كه در درون مرز يا برون مرز كوشا هستند تفاوتهاي اساسي دارد.

 نخست اينكه، اين حزب كهنترين حزبي است كه از سال 1330 تا همكنون در ايرانزمين كوشندگي مي كند. دوم اينكه حزب پان ايرانيست از بدو بنيانگذاري تاكنون ريالي از سايرين( هر كسي بيرون از حزب) كمك دريافت نكرده. سرچشمه هاي  مالي اين حزب هيچگاه بيرون از آن نبوده است و اين در حالي است كه در همه كشورها حتي احزاب مخالف نيز از دولت و حكومت از آن كشور بودجه سالانه دريافت مي كنند. اين خاصيتهاي ويژه شُوند آن شده است كه در هر زمان در ميان گروههاي سياسي مخاف و حتي حكومتهاي ناهمسو ، احترام و حرمت خاصي براي حزب ما قائل شوند.پس همواره حساب يك پان ايرانيست با سايرين جداست...


continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری) 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

 

 

سرور علیرضا رئیس

هشتم خرداد شالروز شهادت سرور علیرضا رئیس ( نخستین شهید پان ایرانیسم )

 گرامی باد

هنگاميکه عليرضا رئيس سرگرم ساختن نارنجکی بود ، ناگهان مواد منفجره ، حادثه خونينی آفريد . با انفجار باروت بدن عليرضا رئيس تکه تکه شد .

                       و نام اولين شهيد نهضت پان ايرانيسم در تاريخ جاودانه گشت .

      عليرضا همراه با بيژن فروهر و داريوش همايون و دهها تن ديگر در شاخه نظامی انجمن فعاليت می کرد . در آن هنگام ليست سياه۳۰۰  صد نفره يي شامل بيگانه پرستان و سر سپردگان بيگانه توسط انجمن تهيه شده بود و قرار بود نارنجک ها عليه آنان استفاده شود .

      پس از شهادت عليرضا رئيس متنی توسط محسن پزشکپور نوشته شد که به فرمان رئيس مشهور است . اهميت اين متن در اين است که در آن برای اولين بار از نام پان ايرانيسم برای شناساندن جنبش و انجمن استفاده شده .

      البته اصطلاح پان ايرانيسم پيشين توسط دکتر محمود افشار در  ماهنامه ی آينده  در معنای صرفاً فرهنگی آن بکار رفته بود . ولی محسن پزشکپور با غنی سازی اين واژه ، پان ايرانيسم را در معنای سياسی ـ فرهنگی و اجتماعی و حتی جغرافيايي آن مصطلح ساخت .

      گفتنی است جنبش پان ايرانيسم تا کنون سه مرحله مهم را پشت سرنهاده است :

  1. مرحله نهضت . از سال  1320  تا  1326  . در اين مرحله محسن پزشکپور و محمدرضا عاملی تهرانی به پايه گذاری جنبش پرداختند . و سپس افرادی چون عاليخانی ، بيژن فروهر ، داريوش همايون ، جواد تقی زاده تبريزی و ... به آن پيوستند .
  2. مرحله مکتب . که به صورت جلوه تشکيلاتی پان ايرانيسم از  15  شهريور  1326  تا  1330  به کوشش پرداخت . در اين وهله افرادی چون : خداد فرمانفرمائيان ، هاراطونيان ، نستور ولاديکا ، باقر عاليخانی و صدها تن ديگر به مکتب پيوستند .
  3. مرحله حزبی . از دی ماه  1330  تا اکنون : که حزب پان ايرانيست بر بنياد مکتب پان ايرانيسم جهت تلاش برای يگانگی سرزمين های ايرانی و تربيت نيروهای اداره کننده کشور شکل گرفت .

 

آنچه در ذیل می آید  متن اصلی فرمان رییس است که در

آن برای نخستین بار نام پان ایرانیزم به کار رفته.

 


continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

 «مكتب‌ پان‌ ايرانيسم‌»

 
هنگامي‌ كه‌ عليرضا رئيس‌ كشته‌ شد، گسيختگي‌ ژرفي‌ در كار انجمن‌ پديد آمد. عده‌اي‌را دستگير كردند و گروهي‌ نيز مخفي‌ شدند. اما رفته‌ رفته‌ دوستان‌ همديگر را بازيافته‌ و به‌گرد هم‌ آمدند. در آن‌ زمان‌، آنان‌ به‌ اين‌ بحث‌ پرداختند كه‌ آيا اصولا چنين‌ مبارزه‌اي‌مي‌توانست‌ موفق‌ باشد؟ انداختن‌ نارنجكي‌ به‌ اين‌ جا و آن‌ جا، مي‌توانست‌ كارساز باشد؟ آيا بااين‌ نارنجك‌ها مي‌توان‌ هيأت‌ فاسد حاكمه‌ و همه‌ بيگانگان‌ و بيگانه‌پرستان‌ را ساقط كرد؟حتا در صورت‌ موفقيت‌، بعد چه‌ مي‌شود؟ ما چه‌ چيزي‌ را مي‌توانيم‌ جانشين‌ كنيم‌؟ با كدام‌انديشه‌، با كدام‌ جهان‌ بيني‌، با كدام‌ مانيفست‌؟ چگونه‌ مي‌خواهيم‌ كشور را اداره‌ كنيم‌ و براي‌مسايل‌ گوناگون‌ آن‌ چه‌ راه‌ حلي‌ داريم‌؟

continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

سرچشمه‌ي‌ انديشه‌ي‌ پان‌ ايرانيسم‌ (پان‌ ايرانيزم‌)

 
نخستين‌ بار، واژه‌ي‌ پان‌ ايرانيسم‌ را در ايران‌ شادروان‌ دكتر محمود افشار يزدي‌ به‌ كاربرد. وي‌ در سال‌ 1306 خورشيدي‌، در مقاله‌اي‌ با عنوان‌ «مليت‌ و وحدت‌ ملي‌ ايران‌ » ازواژه‌ي‌ «پان‌ ايرانيزم‌»، برابر پان‌ تركسيم‌ و پان‌ عربيسم‌، نام‌ برد. پنج‌ سال‌ بعد، در سال‌1311 خورشيدي‌، وي‌ در نامه‌اي‌ كه‌ به‌ انجمن‌ ادبي‌ كابل‌ (افغانستان‌) نوشت‌، به‌ صورت‌مشخص‌ از «پان‌ ايرانيسم‌ » به‌ عنوان‌ يك‌ انديشه‌ي‌ فراگير سياسي‌، ياد كرد. پيش‌ از آن‌تاريخ‌، در زبان‌ فارسي‌ سخن‌ از واژه‌ي‌ پان‌ ايرانيسم‌ و انديشه‌ي‌ پان‌ ايرانيسم‌، به‌ ميان‌ نيامده‌بود.

continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

ريشه هاي انديشهي پان ايرانيسم

 

 

 

دكتر هوشنگ طالع
نزديك به هشتاد سال‌ است‌ كه‌ واژه‌ي‌ پان‌ ايرانيسم‌ وارد فرهنگ‌ اجتماعي‌ ـ سياسي‌ ميهن‌ما شده‌ است‌. سال‌ها، اين‌ واژه‌ و مفاهيم‌ آن‌ در حد گفتگوهاي‌ نظري‌، آن‌ هم‌ به‌ كوشش‌ دكتر محمود افشار يزدي‌ باقي‌ ماند. براي‌ نخستين‌ بار، وي‌ در سال‌ 1306 اين‌ واژه‌ را به‌ كار برد . سپس‌ در سال‌ 1311، به‌ شرح‌ و بسط آن‌ پرداخت‌ و بعد در سال‌ 1324، «پان‌ ايرانيسم‌ » در قالب‌ يك‌ مكتب‌ فرهنگي‌، به‌ جامعه‌ي‌ ايران‌ عرضه‌ شد. در سال‌ 1326، بر پايه‌ي‌ اين‌ انديشه‌ يك‌ مكتب‌ فكري‌ بنيان‌گذاري‌ گرديد و مساله‌ شكل‌ سياسي‌ به‌ خود گرفت‌ .

continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 سلسه جستارهایی پبرامون مکتب پان ایرانیسم

 

 

آنچه در ذیل زیر فرنام پان ایرانیسم طی روزهای آینده خواهد آمد جستارهایی است پیرامون اندیشه پان ایرانیسم یا مکتب پان ایرانیسم ـ ونه حزب پان ایرانیست ـ . این اندیشه نخستین بار بصورت صرفا فرهنگی آن از طرف شادروان محمود افشار یزدی در نشریه آینده در مطرح شد. این نام پسین از سوی گروهی از جوانان ملی گرا که پس از حمله نیروهای متفقین و اشغال ایران دست به مبارزه ای سازمان یافته زده بودند برای گروهی که پیشین با نامهای انجمن - رستاخیر   و... نامیده شده بود گزینش  شد. و در ۱۵ شهریور ۱۳۲۶ مکتبی با نام مکتب پان ایرانیسم از سوی این جوانان به رهبری محسن پزشکپور و محمدرضا عاملی تهرانی از سوی این جوانان ساخته شد.

از درون این مکتب نیز در دهه سی خورشیدی گروه های سه گانه پان ایرانیست ( حزب پان ایرانیست بر بنیاد مکتب پان ایرانیسم و  حزب ملت ایران بر بنیاد مکتب پان ایرانیسم و سازمان پان ایرانیست یا پرچمداران پان ایرانیسم ) بیرون آمد.

تفاوت عمده ی پان ایرانیسمی دکتر محمود افشار یزدی از آن سخن می گوید با پان ایرانیسمی که محسن پزشکپور بانی لن شناخته می شود در این نکته است که دکتر محمود افشار از پیوند فرهنگی و معنوی سخن می گوید در حالیکه محسن پزشکپور واژه ی پان ایرانیسم را افزون بر بار فرهنگی دارای بار سیاسی می داند.و پیوند دوباره سرزمینهای جداشده از پیکره ی ایران بزرگ را هدف این اندیشه می داند....

 برای خواندن مقالات دکتر محمود افشار یزدی کلیک کنید.

 

« پان‌» و پان‌ ايرانيسم‌

م. ارژنگ

 

واژه‌ي‌ «پان‌ » در لغت‌ نامه‌ي‌ دودن‌ (DUDEN)برابر با «همه‌ » و «كل‌ » و «تمام‌ » آورده‌ شده‌است‌. جنبش‌ پان‌ در لغت‌ نامه‌ي‌ سياست‌ چنين‌ تعريف‌ گشته‌ است‌:«جنبش‌ پان‌، كوشش‌و حركتي‌ است‌ كه‌ در جهت‌ هم‌ كاري‌ فرهنگي‌، اقتصادي‌ و سياسي‌ همه‌ي‌ كشورهايي‌صورت‌ مي‌گيرد كه‌ داراي‌ ويژگي‌هاي‌ همانند و يا نزديك‌ فرهنگي‌ ـ اجتماعي‌ و يا منطقه‌اي‌هستند.


continuation.برای خواندن دنباله نوشتار اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

                                                              eternal

Paniranism 

 

 

Mohsen PezeshKpoor

 

 

 

؟What is PanIranism     

Pan-Iranism aims at the reunification of all the Iranic tribes from Anatolia to Pamir to form one land: "
Airyanem Vaejah". Greater Iran consists of peoples who share the same culture, linguistics, and origins
Pan-Iranism refers to the right of self-determination guaranteed by United Nations (UNO), of the following territories: From the Mediterranean to the Pontian mountains, over parts of the Caucasus to the territories west and east from the Caspian sea, northerly along the Hindukush to the high mountains of centralasia, southely alongsides the Indus to Arvandrud, westward along the Zagros Mountains to the Mediterranean
Pan-Iranism views the following group of people as inhabitants of „
Airyanem Vaejah“ including: Azaris, Baluchs, Gilanis, Yagnobis, Kurds (incl. Goranis, Zazas), Lors (incl. Bakhtiaris), Mazandaranis, Ossetians, Pashtuns, Persians (incl. Iranis, Parsis, Parasikas, Tajiks, Tats, Hazaras), Sistanis, Talyshis, and Wakhish
The goal of Pan-Iranism is the construction of a homogeneously Aryan
nationstate which protects the sovereignty of all iranic people

 

 

 

station

official

in USA

Europe

azarbaijan

پان ایرانیسم

نهضت

ضداستبداد ، ضداستکبار  و  ضد استعمار

 

 

Every freeman Iranian spontaneouly is one

PanIraNisT

                      

 I am Aryan.frome Aryan Race  

 

پان ایرانیسم هماهنگی و یکچارچگی تیره های ایرانی است

برای بر قراری حاکمیت ملی در ایران

    If we look at the old map we shall see how the Iranian Empire swallowed up the Babylonian and Assyrian Empires, and went beyond them. It was the greatest empire the world had ever known, and for two centuries its capital was the capital of the world. Iran is far more than a country: it is a place of splendor, where the gods dwell and the ancient heroes still walk in the land, where the remote past and the immediate present live side by side. The Iranian sky, scintillating with the dust of the vast deserts or washed clean by the heavy rains, makes everything appear brighter than it really is. Outlines are sharper, colors clearer. Glory, splendor . . . these are the words which come most often to one's lips in describing the Iranians.
    Robert Payne
This time, you know that we all can stand together, With the power
to be powerful, believing we can make it better.

"The only thing necessary for the triumph of evil is for good men and women do nothing"

ایران سرافراز در جهان          جهان به ایران سرافراز 

پاینده ایران

برقرار باد اتحاد تیره های ایرانی

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

                         

                 گرامی باد ۱۵ شهریور روز بنیاد پان  ایرنیسم 

به مناسبت فرارسیدن شهریور ماه و نزدیکی روز بنیاد پان ایرانیسم و جشن بنیاد این چند هفته را اختصاص می دهیم به آشنایی بیشتر با حزب پان ایرانیست و جزئیات بیشتری پیرامون همین موضوع.

ولی بیش از هر چیز درگذشت بانوی گرانقدر سرور منوچهر یزدی به ایشان وخانوادی انوشه روان تسلیت می گوییم.

 

پیش از آغاز جستارها توجه شما را به دو موضوع مهم جلب میکنم:

۱) سرور محسن پزشکپور در ماه گذشته ضمن گفتگویی که با سایت بردیا نیوز داشتند به بیان استراتژی های مهم حزب در سالهای ۳۰ پرداختند. با توجه به این گفتگو  می توان بسیاری از  مرحل راهبردی و واکنش های حزبی در آینده را نیز دریافت. پان ایرانیست ها و سایر میهن دوستها را به مطالعه این گفتگو فرا می خوانیم. +

۲) سرور منوچهر یزدی نیز در گفتگویی با همین سایت به یادآوری موقعیت کشور در سالهای حساس دهه ۳۰ پرداختند. +

۳) صفحه ویژه ی مقالات سرور یزدی که پیرامون نقش روشنفکران در تاریخ معاصر افشاگری های همهی را کرده اند نیز به روز شده. دوستانی که به جریان شناسی گروههای سیاسی علاقه مندند را به مطالعه این صفحه فرا می خوانیم.

  

       جشن روز بنیاد پان ایرانیسم

          برگزار شد 

 

 

           

            

 

جشن روز بنیاد نهضت پان ایرانیسم

 

ایرانی ها می آیند

 

جشن روز بنياد نهصت پان ايرانيسم 15 شهريور ماه سال 1385 خورشيدي در دفترمركزي حزب پان ايرانيست در تهران برگزار شد.

اين مراسم كه اندامان حزبي از سرتاسر ايران در آن شركت داشتند ساعت 5:30 پسين با آواز دسته جمعي سرود اي ايران گشايش يافت و سروران محسن پزشكپور( بنيانگذار مكب و حزب پان ايرانيست) سهراب اعظم زنگنه ( دبيركل حزب پان ايرانيست) منوچهر يزدي ، رضا كرماني، هومن اسكندري ، به سخنراني پيرامون تاریخچه پان ايرانيسم و مسايل روز پرداختند .

در آغاز عليرضا بوربور به خواندن سرآغاز حزبي پرداخت. سپس سهراب اعظم زنگنه در سخناني كوتاه به ميهمانان و باشندگان در نشست روز بنياد را شاد باش گفت و از از سرور معدلت پيش كسوت پان ايرانيست و از ياران دوران نهضت و رئيس سنديكاي ملي لكوموتيورانان در دوره نهضت ملي تجليل به عمل آورد

 

خواهد گر نخواهي حق آسان توان زيست

 سرور منوچهر یزدی

در ادامه برنامه سرور منوچهر يزدي با نام خدا ، به نام ايران و نام خداي بزرگ ايران سخنان خود را آغازيد.

منوچهر يزدي اينگونه  سخنان اساسي خود را ادامه داد كه: ما تا كنون در مكتب و حزب پان اير انيست اين خوشبختي را داشته و داريم كه در طي اين 60 سال محسن پزشكپور (پندار) را همواره در كنار خود داشته ايم. و جاي اين افتخار  و سپاسگذاري در نيايش ها و سرآغازهاي حزبي همواره خاليست.

منوچهر يزدي ادامه داد: حزب پان ايرانيست اساس ايده ي خود را بر اساس ملت ايران و ملت گرايي نهاده است به همين دليل است كه تاكنون توانسته است به راه خود ادامه دهد و هيچ توفاني نتوانسته اين نهضت را براندازد.وي خاطر نشان كرد كه بايستي بين ميهن دوستي و ميهن پرستي جدايي قايل شويم . چرا كه  ميهن پرستی براساس يك آگاهي عميق و ژزف شكل ميگيرد و براي او مسيوليت ايجاد مي نمايد. تفاوت يك ميهن پرست و ميهن دوست در اين است كه ما براي رسيدن به هدف خود( سربلندي ميهن) برنامه داريم .اينجاست كه ناسيوناليسم علمي معني پيدا ميكند.

آن ملتي مي تواند به اصالتش ببالد كه داراي اقتدار باشد. وبراي رسيدن به اين هدف است كه ما تاكنون به دنبال رسيدن به شعارهاي فريبنده آزادي و دموكراسي نبوديم. بلكه در پي برنامه ريزي بوديم براي براي رسيدن به اقتدارملي.

...در جهان امروز ملت ها اسير دولتها و قدرتهاي سرمايه داري و مافيايي شده اند. سي سال است كه سرمايه داري غرب در منطقه خاورميانه در پي برانگيختن جنگ و خونريزي است... سرمايه داري غربي تلاش ميكند جريانهايي را حمايت كنند كه با ناسيوناليسم بيگانه اند و برانگيختن انديشه هاي انترناسيوناليستي هم به اين خاطر بوده است كه بتوانند به آساني ملل را غارت و استعمار كنند.

 

این بار هيچ هواپيمايي نه از پاريس و نه از لس آنجلس حق ندارد وارد ايران شود

سرور رضاكرماني

سرور رضا کرمانی عضو شوراي عالي رهبري حزب و شهردار اسبق خرمشهر پيرامون روز بنياد و تاريخچه آن گفتگو كردند.مهندس كرماني در خصوص روز بنياد حزب گفت: روز بنياد حرب پان ايرانيست روزي است براي همه ملت ايران. و پان ايرانيسم نيز همچون يك دانشگاه است كه افراد بسیاری در طی اين 60 سال در آن پرورش يافته اند. پان ايرانيسم همچون درختي تنومند است كه ريشه ها و شاخه هاي فراوان دارد .

مهندس كرماني چنين ادامه داد كه من يك ايرانيم و به جز ايران ميهن ديگري ندارم و بايد با تمام خوبي ها و بدي هاي آن بسازم. و آن را آباد كنم.

وي در خصوص نظر حزب پيرامون وضعيت بين المللي ايران گفت : ما به حكومتمان ايراد داريم ولي با دشمنان ايران هم نبرد ميكنيم... . تنها يك راه داريم و آن اينكه قيد بيگانگان و بيگانه پرستان را بزنيم.

 

 

خاورميانه در آينده ، خاورميانه يي نخواهد بود كه آمريكا روياي آنرا دارد

سرور هومن اسکندری

در ادامه سخنراني ها سرور هومن اسكندري از سوي جوانان حرب به ايراد سخناني پيرامون اوضاع منطقه و ايران پرداخت.

وي يادآور شده كه: سياستهاي استعماري و هيئت هاي حاكمه فاسد اصلي ترين عوامل تجزيه و پراكندگي سرزمين ها و تيره هاي ايراني از يكديگر بوده اند و پان ايرانيست ها از همان آغاز با اين دو، در نبرد تنگانگ بوده اند (با توجه به امكانات در هر دوره )از زمان استيضاح دولت هويدا گرفته تا پشتيباني از دلاوران كورد و همكاري با ملامصطفي بارزاني. اسكندري پس از تجليل از تلاشهاي ايران پرستانه ي ملامصطفي گفت ما از حقوق حقه همه كوردها چه در ايران ،چه در تركيه و چه در ميان رودان حمايت كرده و خواهيم كرد. كمااينكه در گذشته از شيعيان عراق و لبنان پشتيباني كرده ايم. وي گفت اين پان ايرانيست ها بودند كه در جريان واگذاري خليچ گواتر به پاكستان از سوي حاكميت فرقه يي فرياد واخواهي خود را بلند كردند، پان ايرانيستها تنها گروهي بودند كه به هنگام ادعاهاي پوچ دولت استعمار ساخته امارات عربي دست به اعتراضات جدي و حتي خياباني زدند.... .

هومن اسكندري افزود ملت ايران در يك ناحيه خطر خيز واقع شده بنابراين اين ملت حق دارد به هر سلاحي مجهز شود ولو سلاح هسته يي. ( اين گفته با تشويق و درود و تاييد حضار مواجه شد)... معاهدات هسته يي بين المللي پيرامون انرژي هسته يي بسيار ضعيف و ناتوان هستند و ساخته دول استعماري، ولي هرگونه عقب نشيني از سوي حاكميت در برابر فشارهاي اروپا زيانهاي فراواني را به حقوق حقه ملت ايران خواهد رسانيد.

هومن اسكندري سخنان خود را چنين پي گرفت كه: جمهوري اسلامي و حتي اپوزسيون آن هرگز نتوانست از حقوق ايرانيان كورد در تركيه و عراق و مردم چچنستان و... دفاع كند.

وي با اشاره به پتانسيلهاي اقتصادي، انساني،سياسي و ... جامعه بزرگ ايراني( ايران بزرگ) در منطقه و جهان گفت: جامعه ايراني و منطقه ايراني در خاورميانه نياز به تزريق ايدولوژي ناسيوناليستي و پان ايرانيستي دارد.... . در نتيجه خاورميانه در آينده، خاورميانه يي نخواهد بود كه اعراب و امريكاييان روياي آنرا دارند. بلكه اين منطقه يك خاورميانه پان ايرانيستي خواهد بود.

گفتني است سخنان هومن اسكندري بارها توسط باشندگان با فريادهاي تاييد آميز پاينده ايران و درود و تشويق حاضران قطع شد.

 

 

ايراني ها مي آيند

 سرور سروران محسن پزشکپور

در دنباله مراسم ، سرور محسن پزشكپور( پندار) نخستين سرباز پان ايرانيست و پيام آور نهضت و مكتب پان ايرانيسم ضمن تاييد سخنان هومن اسكندري آغاز به سخن نمودند. محسن پزشكپور پيرامون انديشه پان ايرانيسم گفت: پان ايرانيسم يك انديشه برون شده از ذهن ما نيست، بلكه اين انديشه ها در تاريخ ثبت شده و ما اين انديشه ها را درمي يابيم و از دل تاريخ برون مي كشيم.و سپس به جامعه ايراني ارايه مي دهيم. بنابراين ما خلق انديشه نمي كنيم بلكه ابلاغگر هستيم.

ايشان طي سخنان مبسوط خود از دومبارز به عنوان دو انسان آزاده و شريف يادكردند. يكي ملا مصطفي بارزاني ، كه همواره بيان ميداشت هرجا كورد است ،آنجا ايران است و خواستار تجديد عظمت آئين پادشاهي ايران بودند و ديگري بزرگمرد روحاني آيت الله حكيم كه پس از سالها توانست در سرزمين ميانرودان ، كوردها و شيعيان را با يكديگر متحد سازد.....

 

ايشان فرمودند: خاورميانه بزرگي كه از آن دم مي زنند در داخل مرزهاي ايران بزرگ قرار دارد و قدرت ملت ايران قدرت منطقه است. پس تا زماني كه ايران نيرومند نباشد در منطقه نيز ثبات برقرار نخواهد شد.

محسن پزشكپور در ادامه سخنان زيبا و رهگشاي خود يا آور شدند كه ايران بدون ارتفاعات داغستان و چچن ايران نيست. ايران بدون خليج فارس ايران نيست.ما موضع را ترك نخواهيم گفت ،بلكه حركت را شديدتر دنبال خواهيم كرد... .

ما بايستي وضعمان را با كساني روشن بكنيم. بويژه با كساني كه وقتي حكومت با آنان قهر ميكند يا آنان از بدنه حكومت جدا مي گردند، تبدیل مي شوند به آزاديخواه ، انقلابي ،اصلاح طلب و ...

و اما هدف ها و خواسته هاي ما چيست

اتحاد. اتحاد اعضاي جامعه بزرگ ايراني( ايران دروني و بيروني). ايران دروني ايجاد قدرت ميكند و ايران بيروني( يعني همه آن مناطقي كه زبان و فرهنگ فارسي رفته) ما را معتقد ميسازد.

... ما پان ايرانيستها عناصر زنده ي اين جامعه هستيم.ما مي خواهيم جامعه ايراني نيرومند باشد....ما مي خواهيم درآينده انديشه هاي پان ايرانيسم – كه برگرفته شده از تاريخ است – انديشه هاي حكومت آينده باشد. بنابراين ما براي پان ايرانيسم يك بسيج مجدد را خواهيم داشت.

پس از سخنان محسن پزشكپور جشن روز بنياد با فرياد هاي پاينده ايران و خوانش دسته جمعي سرود ملي( اي ايران) به پايان رسيد

پانزدهم شهریور ماه 1385 خورشیدی

تهران. دفتر مرکزی حزب پان ایرانیست

 

پاینده ایران

 

Akhgar@HafeZ.net     dr_sohrab_zangeneh@yahoo.com       mashalemehr@yahoo.com

 

 



 

عکس ها و گزارشات بیشتر:

یار دبستانی

بردیا نیوز

مشروح سخنرانی ها در تا چند روز در همین ایستگاه


 

به نام خداوند جان و خرد

   پاينده ايران

  


حزب پان ايرانيست گشايش مجتمع آب سنگين اراك را به ملت ايران شادباش گفته و هر گامي در جهت گسترش فناوري هسته اي را كه از حقوق مسلم ملت ايران است تأييد و تحسين مي نمايد گرچه معتقد است نيرومندي واقعي ملت ايران به دور از استقرار حاكميت ملي و دمكراسي ميسر نمي گردد و افسـانه پردازي هايي را كه دربـارة گران بودن و بي حاصلي و غير مفيد بودن انرژي هسته اي بيان مي شود خيالپردازانه و منحرف مي داند.

         پاينده ايران

حزب پان ایرانیست. چهارم شهریور ماه ۱۳۸۵ خورشیدی

 

 

 

در دل پاينده ايران پيامي نهفته است

 

پياميست به روشني خورشيد آريايي و خروشندگي شيرانش و به گستردگي همه دشت ها و كوهها و درياهايش. به فره هي و شكوهمندي تاريخ ديرينه اش و فرازمندي و گستردگي نخستين شهرآييني اش.

پياميست به تو اي كسي كه خود را ايراني ميداني ولي ايران را نمي شناسي به تو اي كسي كه ميهن بزرگت به نيرنگ دشمنان به كشورهاي كوچكتر تكه تكه گشته است .

به تو اي فرزند رشيد ميهن  كه در ايرانستانهاي جدا گشته از پيكر سرزمين مادر، روزهاي اسارت را سپري مي سازي و جداي از هم ميهنان، جور بيگانگان را بر دوش مي كشي. به تو اي ايراني كه در شهرهاي پرافتخار و تاريخي مام  ميهن، بخارا و سمرقند بسر مي بري و زنجير بندگي حكومتهاي ستمگر را بر گردن خود استوار مي بيني. به تو اي هم ميهن كه زندان جدايي را به نيرنگ ميهنت افغانستان ناميده اند. و بتو اي كرد دلير كه نياكانت نخستين پرچمدار پادشاهي ميهنت بودند و امروز با پراكندگي ات آرمانهاي ايران بزرگ را در جدايي سياه مي بيني .

 

پاينده ايران سرود نگهداشت پاسارگاد و پارسه را در برابر ويرانگريهاي نيروهاي اهريمني مي سرايد. پاينده ايران چكامه پيروزي ايرانيان بر انيرانيان ،آزادگي بر بندگي ،نيك فرجامي ر بد فرجامي  ايرانيان است.  پاينده ايران ستايش است .سخن گفتن با نوشين روان كورش است كه اندر آن واژه ي دوباره مي سازمت ايران نگاشته شده . دروديست بر همه ايرانيان از كيومرس تا سوشيانس وفروغيست بيكران در ژرفاي پندار ،گفتار و كردار سپنتايي ي ايرانيان باستان ،كه ايدون مي خروشند: دگرباره نام ايران و ايراني در جهان به درخشش درخواهد آمد .

دوبار ايران ،ايران خواهد شد و ايرانيان ،ايراني.

 

پاينده ايران سلام آريايست، درود و بدرود ايرانيان است.

 

 

 

 نوشته ی سرور فریدون ( پایگاه اهواز)

 

  


پاينده ايران

 

≠  

 

چرا پان ايرانيست شدم  !

 

گوشم شنيد قصه ي ايمان و مست شد

كو قسم چشم؟ صورت ايمانم آرزوست

سرور حوريه رستمي

 

مي گفتند ارتش شاهنشاهي به قتل رسيده است.چند تا از فاميل هاي خيلي انقلابي ما با هيجان اين موضوع را نقد و تفسير مي كردند. اما همه ي اين شور و هيجان ها زود فرو نشست .با خواهرهايم توي كوچه سرگرم بازي هفت سنگ بوديم، كه ناباورانه سقوط هواپيما ها را ديديم.جنگ شروع شده بود.ديگر كار بازي نبود. روزهاي تهمت و سختي و ترس. جنگ شهرها. گويي اميد رخت بر بسته بود .هر روز پياده به مدرسه م رفتيم. هر روز جمله يي بر خانه يي مي ديدم و ضجه يي مي شنيديم. هر روز مي ديديم امام جماعت شهرمان سوار بر ماشين آخرين سيستم موجود به نماز مي رود.

روزي زمزمه يي شنيدم. باوري جاويدان : شاد باد. شاد باد ، شاد باشيد اي شهيدان راه ايران كه به قرن ها در دل دشت ها ، كوه ها و درياهاي ميهن به خون خود كفن پوشيده ايد و خفته ايد. نام شما و ياد شما افتخار ماست  و درس زندگي ما.

جهاني گشوده شده بود. جهاني كه مال خودم بود و براي كودكان آينده ام و همه كساني كه دوستشان داشتم و آب و خاكي كه ياد گرفته بودم عاشقش باشم.ديگر من وجود داشتم. در كنار سي سال رنج ِ عشق نوشتن فردوسي. در لحظه هاي شيرين اميد نهضت ترجمه، با برهان قاطعي كه حضور هيچ بيگانه يي را نمي تابد. من با انديشه يي وسيع از مقاومت و مبارزه آشنا شده بودم كه شايد همكلاسي هاي من از آن چيزي نمي دانستند. زماني در برابر اسكندرو اعقابش. وقتي حمله اعراب و تهاجم ددمنشانه ي مغول. اما اين فرهنگ ايرانزمين است كه در اوج است. كتاب مي نويسد. ترجمه مي كند. فيلسوف ِ طبيبش شهر به شهر مي گريزد تا مجبور به انكار فلسفه اش نباشد. منصور حلاجش پاي كوبان و دست افشان به خاطر عشق شهيد مي شود.هر دم سرداري برخاسته ،بني عباس را مضطرب و نگران مي سازد.

در تجزيه وحشتناك پاره تن وطن اين بار نام پان ايرانيست ولوله مي كند.فرياد بر مي دارد تا به امروز پي در پي دست استعمار را در جدايي بحرين از مام ميهن محكوم ميكند.

امروز نيز در برابر فرمان تاريخ ، منقاد نداي خاك و خون برابر هر نوع توطيه يي شوم تا پاي جان ايستاده است .

اينك از همه كساني كه از من مي پرسند چراپان ايرانيست شدم ؟ مي پرسم چرا پان ايرانيست نباشم.

 

كرمانشاهان. شامگاه 10/9/ 1384 خورشيدي

 

 

الحاق يك گروه ملي گراي ديگر به حزب پان ايرانيست . به نقل از برديا نيوز

 

سازمان آريا - پارس به حزب پان ايرانيست پيوست


 

 

                                ·       

   ناسيوناليسم و پان ايرانيسم    

 

          

·        پان ايرانيسم بر پايه ناسيوناليسم شكل گرفته است.                                                 

 

·        ناسيوناليسم آئين جاودان حيات ملت هاست.

 

·        ناسيوناليسم چون چراغي راهنماست كه در پرتو آن راه حل همه ي نابساماني هاي اجتماعي را مي توان يافت.

 

·        ناسيوناليسم جهان بيني ِ ما و محك و معيارِ سنجش ارزش ها و مفاهيم اجتماعي و ضابطه ي ِ خوب و بدِ همه چيزهايي است كه در دنيا رخ مي نمايد.

 

·        ناسيوناليسم آئين ِ زمان ِ ماست.

 

·        در آئين ناسيوناليسم آنچه كه در زمينه شناخت افراد و تعيين آن صورت مي گيرد،مبتني بر شناسايي ِ خويشكاري ِ فرد و بايايي است كه هر يكه (فرد) در همبودگاه خود دارد.

 

·        شالوده ي ِ پان ايرانيسم برپايه ناسيوناليسم تاريخي نهاده شده است.

 

·        دكترين پان ايرانيسم مبتني بر عقايد ناسيوناليسم اجتماعي است.

 

·        ملت رشته ي ِ ناگسستني ِ نسل هاي ِ گذشته ، اكنون و آينده است.

 

·        دولت صرفا به خاطر اعمال سياست ملي پديد مي آيد.

 

·        در عرف ناسيوناليسم دولت عبارت است از ارگانيسمي كه همه نيروهاي وابسته به ملت را براي نيل به آرمان ها و آماج مشخص تاريخي و اجتماعي تجهيز و همه سازمان هاي مملكتي را به خاطر رسيدن به اين هدف ها بسيج مي نمايد.

 

·        سياست خارجي بخشي از سياست ملي است.ارزش و اعتبار سياست خارجي بيش از ساير جنبه هاي سياست ملي است.

 

·        مهم ترين باياي(وظيفه) دولت اعمال سياست خارجي بر اساس منافع ملي است.

 

·        حزب پان ايرانيست تجلي گاه سازماني ناسيوناليسم نيرومند ايراني مي باشد.

 

·        پان ايرانيسم نياز ملي ايرانيان است در دوران فترت و تجزيه.

 

·       

·        پان ايرانيسم كه متكي بر اصالت ملت است تنها جنبشي است كه نسل كنوني را در مقابل باياي تاريخي خود يعني ايجاد ايران بزرگ ، قرار مي دهد.

 

·        پان ايرانيست ها بوارونه ي ِ فرد پرستان ملت را ارگانيسم زنده يي مي دانند كه در آن فرد به مثابه سلول فناپذيري از آن پيكر بزرگ مي باشد.

 

·        از پيوستگي دو آخشيج خاك (سرزمين) و خون (نژاد) است كه ميهن پديد مي آيد.

 

·        اگر پان ايرانيسم را به مثابه يك مثلث در ذهن آوريم،ناسيوناليسم پايه آن و دموكراسي ملي و سوسياليسم ملي دو ضلع ديگر آن را مي سازند.

 

·        دموكراسي در يك نظام ناسيوناليستي ، حتما با حكومت ملي به يك معناست.

 

·        ره يكيست و جز اين نيست: انتقال حاكميت به ملت.

 

·        نهضت ملي جامعه را براي سازش با دشمنان نمي خواهد بلكه مردم را به نبرد با كليه مخالفين منافع ملي ندا ميدهد.

 

·        تاريخ جهان چيزي جز نبرد ملت ها نيست.

 

·        اين فرياد ژنِِِ ِ نسلي بيدار و برومند است. آرمان اين نسل وحدت و آرزوي فطري او سرافرازي ملت ايران است.

 

·        هيچ استدلال و منطقي نمي تواند ما را از بازخواست ِ حقوق ِ غصب شده ي ِ ملت ايران بازدارد.

 

·        حقوق از دست رفته ي خود را مي خواهيم . ميهن بزرگ و پر افتخار ما را آزاد كنيد.

 

   

 

·        مبارزه و قدرت ملت ما تقاضاي ما را برآورده خواهد كرد.

 

·        اي قفقازي، اي كورد دلير، اي ارمني جنگاور، و تو اي بلوچ اين فرمان خون وست و فرمانِ ِ تاريخ تو . براي ايجاد ايران بزرگ آماده شويد.

 

·        و تو اي ايراني ....هرجا كه هستي براي پيروزي و سربلندي ملت خويش، با ما به پيش

 

                  

 

 

نظام حكومتي ايران ، در هر زمان بايد منطبق با نياز ملت و تبلور اراده ي آگاه ملي و مظهر حق حاكميت ملت بزرگ ايران باشد.

 

حزب پان ايرانيست اجراي سياست پان ايرانيسم را تنها راه حفظ استقلال و تامين وحدت و آزادگي و اقتدار ملت ايران ميداند. سياست نزديكي و دوري با دولتهاي ديگر و حكومتهاي ايران را در ادوار گوناگون ، با اين سياست ، ميزان حمايت ويا مبارزه خود با آن ها قرار مي دهد.

 

در هر مقطعي از زمان قانون اساسي بايد بيانگر احترام به ديانت اسلام و ديگر اديان الهي، آزادگي هاي اجتماعي  و سياسي مردم ايران و ضامن حق حاكميت ملي و مظهر اراده آزاد ملت بزرگ ايران  و گوياي روابط عادلانه  ي ملت و حاكميت  و بستر نيل به عدالت اجتماعي ، عدالت اقتصادي و عدالت سياسي باشد.

 

 

 

هيچ گروهي از مردم ايران تافته جدابافته از ملت ايران نيست.

 

 

 

جامعه ايراني هيچ گاه به  آرمان اقتدار ملت بزرگ ايران دست نمي يابد مگر اينكه به زنان نيز امكان متساوي با مردان براي احراز موقعيتهاي سياسي و اجتماعي داده شود.

 

 

 

 

 

برگرفته شده از:

 

·        جزوه هاي آموزشي 1 و2 حزب پان ايرانست، تشكلات خوزستان

·        ما چه مي خواهيم. نوشته سرور محسن پزشكپور

·        ناسيوناليسم ايران. نوشته سرور عاملي تهراني

·        منشور نيرومندي ملت بزرگ ايران. انتشارات حزب پان ايرانيست

 


           

  ناسيوناليسم تنها و آخرين راه نجات اين ملت است 

به اين حقيقت به تدريج نه تنها عموم افراد واقع بين ملت  ايران واقف گشته اند ،بلكه دشمنان ديرين ملت ايران و هيات هاي حاكمه فاسد نيز واقف شده و مدتهاست كه تمام سعي و كوشش آنها بر اين است كه با تراشيدن دارودسته هاي بي صلاحيت و علم كردن بعضي اشخاص بوقلمون صفت ، در مقابل گروه هاي انحراف ناپذير ناسيوناليست تظاهراتي راه انداخته و بدين وسيلهاين آخرين روزنه ي اميد ملت ستمديده و اسير  ايران را هم قبل از آنكه آرمانهاي خود را به ثمر برسانند از طرق مختلف به ورطه ي نابودي سوق دهند ولي ما در پيشگاه عالي مقام ملت رشيد ايران مسئوليت داريم حقايق را آنگونه كه تاريخ ما و تاريخ جهان بيان ميكند بازگوييم و با كمال صراحت اعلام ميكنيم:

 

ناسيوناليسم تاريخي و اجتماعي ايران تظاهري جز پان ايرانيسم ندارد و حزب پان ايرانيست تنها دستگاه صلاحيتدار رهبري اين نهضت مي باشد.

 

 

      

 

 

        

        ناسيونالسيت ايراني بايد پان ايرانيست باشد

 

... يك نفر ناسيوناليست ميداند كه ذره يي گذران از موجوديت و پيكره ي جاويدان ملت است و اين فرد در افكار و عقايد خود توجه به آن پيكره ي عظيم و جاويدان دارد و كليه كوشش هاي او منطبق با نيازهاي آن موجوديت برتر است . جهان بيني ي ِ يك فرد ناسيوناليست بررسي اوضاع و احوال و كيفيات و پديده هاي جهان از ديدگاه نياز ملت هاست. چنين فردي پيوسته براي ملت خود سربلندي و عظمت آرزو مي كند و هدفش سعدت ملتش مي باشد . و چه بداند يا نداند كليه افكار و اعمال او در اين راه بكار گرفته مي شود.

حال ناسيونالسيت ايراني در قدم نخست متوجه مي شود كه ملت او تجزيه شده است و قسمتهايي از پيكره جاندار ملتش را سياستهاي بيگانه اسير كرده و به دنبال اميال و نيات سياسي خود در مرزهاي قراردادي محصور كرده اند . ناسيوناليست ايراني به اتكاء اين ادراك و اين احساس يك پان ايرانيست مي باشد . زيرا حس تاريخ و جامعه شناسي اين نياز ملي را درمي يابد. با توجه به علم تاريخ مي فهمد كه ملتش ايران در طي قرون و اعصار متمادي در سرزمين واحدي كه فلات ايران مي باشد زندگي كرده وبا اين قطعه خاك رابطه خوني و خاكي و پيوندهاي ناگسستني پيدا كرده اند .با بررسي تاريخ متوجه مي شويم كه هرگاه ملت دچار تجريه شده به علت تاخت و تاز و اجانب  يا ضعف دستگاههاي حكومتي ،مركزيت  و اتحاد از ميان رفته است ، ضعفو فتور در ملت او يعني كليه ارگانهاي ملت ايران مشاهده مي شود و هرگاه پيرو يك انديشه ي قوي با توجه به نيازهاي ملي بوده حركت بسوي وحدت آغاز شده و يك دوره پرعظمت و سعادت بار پيش آمده .

ناسيوناليست ايراني كه طرفدار ملت ايراني و خواستار حقوق از دست رفته ي ملت ايران است در قدم اول وحدت سياسي ملتش را خواهان است. پان ايرانيست با يك تجاوزطلب فرق دارد .تجاوزطلب خواهان گسترش بي تناسب و بدون دليل خاك است ولي يك پان ايرانيست آن سرزمينهايي را از آن ايرانيان ميداند كه سالها تبار ايراني در آن سرزمينها زندگي كرده و نسبت بان خاك مالكيت تاريخي دارد نه هرخاكي كه به تصرف به تصرف ملت ايران درِآيد يا در زماني آمده باشد.

پان ايرانيست ناسيوناليست ايراني است وبا اتكاء باصول مكتب ناسيوناليسم تاريخي و اجتماعي ميداند كه جز كسب وحدت و عظمت هدف بزرگتري در پيش ندارد و هر هدف سطحي و كوچكي  در راه عظمت و سعادت ملت او به ثمر نخواهد رسيد و نمي تواند خواسته هاي ورجاوند ملت ايران را برآورده كند.

 

 

              

 

 

 فرمان رئیس

مبانی پان ايرانيسم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
                            

          چرا نژادپرست باشم؟

 

بمن مي گويند نژادپرست هستي و دشمن بيگانه...!

ولي تا حال كسي نپرسيده چرا نژادپرستي؟ به چه شُوندي و با چه منطقي؟ قبل از اينكه زبان عزيزان حقوق بشري به پرسش گشوده شود من پاسخ مي دهم.

نخست اينكه ما نژادبان هستيم و از نژادپرستي چم نژادباني را را اراده مي كنيم. پرستش در ريشه به چم پرستاري و پاسباني و نگهباني آمده است نه عبادت كردن.

دوم اينكه اين پيش انگاره ي خنده آور را از ذهن خود بيرون كنيد كه نژادبرتر همان نژاد خالص است . در اينصورت مردمان دورافتاده ي افرقا  برترين هستند.اين نادرستي را به اين رويه در ذهن خود راست كنيد : نژاد برتر را بايد ناب و خالص نگهداشت.

سوم اينكه هر نژادي شايسته پرستش نيست.و ليكن نژاد ايراني شايسته پاسباني و پاسداري است.چرا كه از ريشه و و بن نيرومند و تواناست.اگر نژادي در برابر سدها يورش و تازش دشمنان دژآگاه در درازي ِ پيشينه ايستادگي كرده و تلنگرهاي آنچناني - كه تنها يكي از آنها براي نابودي هر ملت ديگري از صحنه ي گيتي كفايت ميكرد- را تاب آورده و تبديل به دشمن و بيخود نگشته ،اگر نژادي در سخترين شرايط اجتماعي از فرآوردن دانش و فرهنگ كوتاهي ننموده  ،اگرنژادي تمامي دشمنان وحشي ي ِ خود را رام كرده و با فرهنگ و مردمي ِ(انسانيت) خود به آنان آباد كردن آموخته و نه تنها همانند آنان نشده بلكه آنان را با خود اينهماني  (انطباق) داده  -  عليرغم نبود هرگونه نيروي نظامي و سياسي  پس آن ملت و نژادش را بايد هم پرستارو نگهبان بود.

اگر ملتي پس از هزاره ها هنوز بر آئين پدرانش استوار است وبه ياد آنان نماز مي كند و همچون آنان هنوز از سر غرور فرياد مي زند : اينك من ، ايراني ،هرچند خسته و پير اما همچنان مغرور و شايسته ، بايد هستي مندي آن را نگهبان بود.

در درازاي پيشينه ملتها و شهرآئيني هاي بسياري داشته ايم. و حتي شايد تواناتر از آرياها ،تاريخ مردماني چون سومري ها ،كرتي ها ، هيتي ها و... به خود ديده اما همه اين نژادها پس از چندي چنان از هستي محو شدند كه گويي هرگز نبودند.ولي ملت ايران با همان كِبود ِ (هويت ، كيستي) آريايي اش ماند .از پس توفان ها و بحران ها به خوبي برآمد. مهم نيست كه اكنون مدتي ست در صحنه سياست جهاني سهم هناييده و موثري ندارد، سخن بر سر ملت است نه نحوه ي دولت.

ما براي اينكه به مردمي بي هويت دگر نشويم،براي اينكه چون مصري هاو سوري و لبناني ها و... نشويم ،ناگزيريم تا ژنها و خونهاي خود را حفظ كنيم.چون اين خون از معدود دارايي هاي ماست. يادآور مي شوم ما به عنوان نژاددوستان ايراني  هرگز دست به كشتار ساير نژادها نزديم. حتي به دشمنان پدري مان رخصت داديم در خاكمان به سر برند. حاصلخيزترين زمين هاي سرزمين مان را نثارشان كرديم. اما آنان با ما چه كردند؟و با امانت ما چه؟ جز توطئه در حق ما و جز ويراني و باير كردن زمينهاي كشاورزي؟؟ عيبهاي آنان به حساب ملت ايران تمام مي شود ولي فريادهاي حقوق بشر خواهانه شان را چون تيري نثار ما مي كنند.

هر زن و دختري كه در محله هاي عرب نشين خوزستان سربريده مي شود ويا خودسوزي ميكند در جامعه جهاني به حساب جامعه و ملت ايران گذازده مي شود ولي نمايندگان سياسي همان مردم در كانادا و اروپا چه دسيسه هايي كه بر عليه ملت ايران انجام نداده و نمي دهند.

 

حال شما بگوئيد ! براي نگهداشت از اين دارايي چه بكنم تا در نزد شما به صفتي مذموم متهم نشوم؟ آيا اين حق ما ملت ايران نيست كه همديگر را آگاه كنيم كه اي مردم مراقب چند قطره خونتان باشيداگر تا حال آلوده نشده -  و مواظب چند وجب خاكتان باشداگر تا به حال به يغما نرفته -.

 

                                          پاينده و سرفراز باد ايران

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
    

                IRAN-realflag_Moving.gif (30339 bytes)          

                                           نژاد و ملت        

نژاد و ملت  دو مفهومی هستند که بیشتر زمانها در ذهن ما آمیخته میشوند.در همان حال بیشتر مردم نمیتوانند مرز معینی برای این دو بازشناسند.برآمد این خلط جستار نیز شوند پدید آمدن اختلافات سلیقه یی میشود.

نژاد یک درونمایه(مفهوم) اولیه است و به نظر من داده یی خام.این داده مربوط به آن دوره از پیشینه ی(تاریخ)  میشود که  انسانها بصورت کلونی زندگی میکردند و هنوز واحدی بنام ملت ر ا تشگیل نداده بودند.درست است که نژاد  خشت نخستین است و همین نژاد است که شوند آن شد تا پسین ملت ها بتوانند فرهنگ و تاریخ وآیین ها ـ که هرکدام ارکان سازنده ی مفهوم ملت میباشند ـ  را بسازند ولی باز به تنهایی نمیتواند مد نظر ما باشد.

در این سو ملت یک مفهوم   پیشرفته  ترو متعالی تر از نژاد است.اندمان یک نژاد زمانیکه به یکجانشینی روی آوردند و برای آفرینش فرهنگ و تمدن فرصتی یافتند این اسکان ویژگی های مشترکی به آنان داد سپس رفته رفته یک ملت را تشکیل دادند که  دردوره کلونی از داشتن آن محروم بودند.

ولی آیا الزاما هرکس که با ما دارای یک ریشه ی نژادی باشد بخشی از ملت ما به شمار میرود؟؟!! باید گفت نه.اگر در برهه یی از زمان گروهی از مردمان از سرزمین مادر به نحوی جدا افتند و به مرور ویژگی ها و سنت های کهن ملی را به فراموشی سپارند دیگر بخشی از آن ملت به شمار نخواهند رفت.(باری نمونه کروات ها را در نظر بگیرید).

برآمدی که از این گفتار میتوان گرفت این است که که برای وابستگی به یک ملت افزون بر داشتن ریشه قومی ی آن مردم دارا بودن فاکتورهای دیگر نیز ضرور به نظر میرسد.در پارادایم مقابل "کورواتها" مردم تاجیک که در اوزبکستان و تاجیکستان و افغانستان زندگی یکنند قرار دارند  که از هر حیث ایرانی بوده و برغم جدایی های مرزی بخشی از ملت ایران به شمار می آیند.

پس به یاد داشته باشیم که ملت همان مفهوم والاست که نژادبه خاطر آن به پاخاسته.و هدف نژاد از بودن دگر شدن(تبدیل) به مفهومی به نام ملت بوده است نه چیز دیگر.

    


                    اطلاعيه حزب پان ايرانيست درباره انرژي اتمي ايران

  پاينده ايران


خبر مسرتبخش دستيابي دانشمندان ايراني به تکنولژي اورانيوم لازم براي انرژي اتمي که
زمينه ساز اقتدار و غزت ملي است موجب شادماني و خرسندي بسيار ماست، ما اين دستاورد
ملي را به دست اندرکاران دانشمند با شهامت ايراني و نيز ملت بزرگ ايران شادباش ميگوئيم

حزب پان ايرانيست به گواهي 60 سال تلاش پيگير در راه برآورد آرمانهاي عزت بخش ملي تنها
حزب فعال و پوياي درونمرزي و برونمرزي است که با وجود هزاران مانع تراشي و اجحاف از جانب حاکميت، همچنان به وظيفه حزبي و آرماني خود وفادار و سرسختانه پيگيري مي نمايد و حرکتهاي اقتداربخش حاکميت را، ضمن حفظ موضع انتقادي درمحورهاي ديگر را تاييد و پشتيباني مي نمائيم.
بديهي است ايران ثروتمند براي حفظ مرزهاي خود ازتجاوز دشمنان مسلح که هماکنون در خليج هميشه فارس ما مستقر گرديده اند و دارنده و استفاده کننده بمب هاي کشتار دسته جمعي است،
وسابقه شوم واژگون کردن هواپيماي مسافري ما رادرپرونده اعمالشان دارند، نميتواند با شانتاژ سازي و جوسازي بين لمللي، غزم ملي مارا تسليم خواسته هاي زورگويان خويش کند.

ملت ايران بايد بداند که غوغاسازي امريکا و غرب درباره انرژي اتمي ايران ناشي از خوي تجاوز کارانه آنها درمنطقه خليج فارس است که برنامه غارت نفت منطقه و بويژه عريستان را در دستور کار دارند ليکن استعداد اتمي شدن ايران تمام معادلات تجاوزکارانه شان را بهم ريخته و امريکا و متحدانش را درمانده و منفعل کرده است که يا بايد دست از برنامه هاي تجاورکارانه اشان درخاور ميانه که از 30 سال پيش در حال اجراست بردارد و دنباله ي سناريوي تجاوزکارانه اشان را رها سازند و يا با حرکتي جنون آميزاز حضور قلدرانه اشان در منطقه سوء استفاده کرده، و ايران ما را هم بخواهد مورد تجاوز قراردهد.
ما خواهان هوشياري و آمادگي بيشتر دانشمندان و مسئولين و ملت بزرگ ايران در اين رابطه هستيم تا درصورتي که امريکا يا متحدانش گزيده جنون آميزي برگزيدند، خليج فارس را گورستان دائمي متجاورين سازيم.
مفاله تحليلي متعاقبا نيز صادر خواهد شد.

پاينده ايران
دفتر اروپائي حزب پان ايرانيست
مرکز هلند
چهارشنبه 23 فروردين ماه 1385
12 April 2006
              

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
       

                                        Atash.gif (21280 Byte)Atash.gif (21280 Byte)                                                      

                             ناسیونالیسم ایرانی 

هر  شخصی که در درون یک ملت زندگی میکند میتواند فردی ملت گرا باشد با همه ویژگی های آن.پشتوانه ی هر ناسیونالیسمی ملت و پیشینه ی آن  ملت است.هر چه ملتی پیشینه ی درخشان تری داشته  باشد ناسیونالیزم آن نیز نیرومند تر و از خود مطمئن تر خواهد بود.

ولی یک ناسیونالیست ایرانی  چه ویژگی هایی میتواند داشته باشد.؟! با نگرش به گفته های بالا پاسخ روشن است.اگر ناسیونالیسم ایرانی را به مثابه یک راه در نظر بگیریم  گذشته ی تاریخی ی ملت ایران  چراغ ها و نشانه های این مسیر خواهد بود. پس برای پیمودن این راه ناسیونالیست ایرانی را گزیری نیست  جز پیروی از نشانه ها و علایم. پس ما حق این را نخواهیم داشت که از ناسیونالیسم دیگران  به بهانه ی نایسونالیست بودن آنها تقلید کنیم.

مسیر روشن است و نشانه های راه نیز آشکار.علایم این مسیر همان  عناصر  سازنده ی فرهنگ ایرانی خواهد بود.و واکنش پویندگان آن نیز تابعی از کنشهای پویندگان پیشین این راه.طلایه دارانی چون کورش  فردوسی -بابک - یعقوب لیث -ستارخان و...  الگوی مسیر ما توانند بود.

و گنجینه ی ادب و فرهنگ پارسی و نسکهای  بهسازان (اصلاحگران) و فرهیختگان آریامنش ایرانی الهام بخش ما. پس برای ناسیونالیست ایرانی راه مشخص است و خواسته معین. کسیکه بیرون از این مسیر حرکت کند بیگمان چه بخواهد یا نه ناسیونالیست نتواند بود.چرا که از دید ما ناسیونالیزم یک مفهوم مطلق است. در قاموس ما چیزی به نام ناسیونالیست افراطی یا ناسیونالیست میانه مفهومی ندارد .ناسیونالیست ایرانی که آگاهانه پای در این مسیر گذارده  در درجه ی نخست تمامت سرزمین اش را از دشمنان خواهان است و در همه حال در پی منافع ملی کشورش در سطح جهانی و همواره پاسدار ملت و هویت نژادی ی ملت اش میباشد.

                 

 
هنـر نــزد ايـرانيـــــان اسـت و بس
نـدارنـد شيـــر ژيــان را به کــس 

                                                           

 

جشنواره ی نوروزی در نیویورک(فرتور) 

  ناسيوناليسم ايرانی و « مساله‌ی مليت‌ها » در ايران

ناسیونالسیت کیست؟

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  |