|
يكپارچگي فلات ايرانزمين را مي بينم.آنرا باور دارم
|
ترکتازی در عرصه فرهنگ
چنگیز! آسوده بخواب،پان ترک بیدار است.
بایران تو را زندگانی بس است
که تاج و نگین بهر دیگر کس است
برخی از دوستان چشم داشتند تا ما در این وبلاگ خبرهای مربوط به سوزانیده شدن چند کتاب درسی و چند نسک ادبی ِ ادبیات کلاسیک را از سوی گروهی نادان ِ بی سواد و بیگانه از فرهنگ بازتاب دهیم. بنده هفته پیش فرتورهای (عکسهای) مربوط به این اقدام ِ به غایت کودکانه را دیدم و البته باعث انبساط خاطر نیز شد،چرا که اگر دشمنان ملت فرهنگ پرور ایران افرادی چنین وحشی و نادان و ضدفرهنگ باشند ، پس باکی از آینده نیست.گروههای تورکگرا که دایم از شهریگری 7000 هزارساله خود دم می زنند ( بگذریم از اینکه واژه یی برای نامیدن تمدن و شهریگری و حتی خود شهر ندارند) نشان دادند که در دوران 900 ساله سررشته داری تورکان بیابانگرد در ایرانزمین چه آسیبی بر کتابخانه ها و آثار فرهنگی ما رسید. ترکگراها که هنوز قدرتی پیدا نکرده اند این چنین به ترکتازی و وحشی گری دست می زنند.وای به حال ما مردم آذربایجان اگر روزی ،روزگاری این خائنین در آذربایجان به مقامی برسند،که در آنروز حتی نوامیس مردم از دست این وحشی ها در امان نخواهد بود.
گروهکهای پان ترک باید بدانند که این قبیل کارها شبیه خرابکاری های کودکانه است نه عملکرد سیاسی و البته از مشتی به اصطلاح فعال سیاسی که در کنج قهوه خانه ها طرح و برنامه سیاسی می ریزند و شبها پای بساط مواد مخدر می نشینند و کوس گدایی و رسوایی اخلاقی شان عالم را گرفته انتظاری بیش از این نیست. این افراد نمی دانند و یا فراموش کرده اند که در نمایشگاه کتاب تبریز مردم بزرگترین شهر آذربایجان به چه نحو از کتابهای ادب بویژه شاهنامه فردوسی و کتاب کوروش کبیر حقیقت تاریخ اسقبال کردند ... ! شاید این اشرار تصور می کنند که با سوزاندن چند جلد شاهنامه و یا بوستان و یا دیوان حافظ خواهند توانست که فقر ادبی و فرهنگی جهان تورک را بپوشانند .غافل از اینکه :
آب دریا کزو گوهر زاید ....... به دهان سگی نیالاید
حال یک پرسش از گروهک های تورک گرا... . اگر در مقابل اقدام شما (در فرض محال ) فردی نادان در پی آن بر می آمد تا در مقام انتقام کتاب و اثری معتبر در سطح جهانی را آتش بکشد ، کدام نسک ( کتاب ، نامه) را پیشنهاد میکردید؟؟؟ تصور نمی کنم بزرگان عالم ِ وحشی ترک فرصتی کرده باشند که سالی یا وقتی را برای تنظیم کتاب و سامان فرهنگ کنار بگذارند. روشنفکران این ملت هم از بس مشغول قربان و صدقه رفتن برای جهان غرب هستند و در مبالغت چاکری و نوکری به پیشگاه اروپا آنقدر افراط می کنند که حتی فرصت کتاب خواندن ندارند تا چه رسد کتاب نوشتن. فعالان سیاسی هم که خدا را شکر مشغول سوزاندن کتابهای مردم اند. خوشا به حال این ملت.
در پایان یادآور شوم که ما خوشحالیم از این اقدام ِ نوکران اجنبی که بی فرهنگی و وحشیگری خود را با اقدام خود ثابت کردند وگرنه ما در طول این سالها هرگز قادر نبودیم وحشیت این ملت را ثابت کنیم.
خودفروختگان ترکگرا بدانند که اگر این اقدامات احمقانه را برای رسمیت دادن یک زبان بیگانه در این کشور انجام می دهند ویا جهت مجبور کردن میهن پرستان و ملیون ایرانزمین برای باج دادن به آنها دست به سوزاندن چند جلد کتاب می زنند، مسیر اشتباهی را برگزیده اند.چراکه با اینکار هم فرهنگیان آذربایجان را رودروی خود قرار دادند و هم سایر ملی گراهای ایرانی را از هر نوع.افزون بر این پان ترکها حتی اگر خود را نیز آتش بزنند اجازه نخواهیم داد که زبان بیگانه ترکی در ایران رایج شود ویا رسمی گردد.بلکه پس از این شدید تر از گذشته برای محو آثار اجنبی از سرزمین آذربایجان خواهیم کوشید ،چرا که همه ما دیدم یک فرد ترکگرا چگونه عمل می کند و چگونه دست به مبارزه می زند.گویی ناف ترکها را با آتش سوزی بریده باشند و براستی بهشت برای ترکها همان جایی ست که در آن جنگ و وحشی گری رایج باشد. ترکمانی وصف جنت می شنید...... گفت آنجا نیز غارت و کشتار هست؟؟؟
به هر روی مبارزه برای آزادی ایران شمالی با شتاب هرچه بیشتر در تمام ابعادش ادامه دارد تا آزادی این خطه و محو آثار ترکی از آذربایجان عزیز.
___________________
ترکان حتی پس از مسلمان شدن و وارد ستگاه خلات شدن هم دست از دژآگاهی برنداشتند. دوران معتصم عباسی که مادرش تورک بود و زمان خلافت وی اوج نفوذ و دخالت ترکان در دستگاه خلیفه می بود ( که نمونه ای از اقدامات وی قتل بابک خرمدین به طرزی فجیع بود ).غلامان ترک اعراب در زمان خلفا به محض اینکه فرصتی به دست می آوردند به فساد و ستم و وحشیگری می پرداختند. چانچه در کتاب شعوبیه مب خوانیم: ترکاني که کودکان را مي ربودند و وبه اصرار و التماس پدران و مادران توجهي نمي کردند (حسينعلي ممتحن: نهضت شعوبيه، انتشارات باورداران، 1368 ص 300)، و به روز روشن ، زنان را به عنف به محله هاي بدنام مي کشيدند (همان، ص300)


پیوست ها:
یکشنبه ۱۴ آبانماه ۱۳۸۵
بردیانیوز:
نمايشگاه بين المللي كتاب تبريز شنبه 13 آبان ماه 1385 با حضور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دكتر صفار هرندي به كار خود پايان داد . در واپسين روز نماشگاه كتاب و مطبوعات خبرنگاران برديانيوز سري به غرفه هاي ناشران كتب تاريخي زدند تا جوياي استقبال مردم تبريز از كتب عرضه شده در اين نمايشگاه شوند .
كمابيش همه مسئولان غرفه ها و نمايندگان ناشران كتب تاريخي از استقبال و خريد مردم خشنود به نظر مي رسيدند . در ديداري كه با مسئولان غرفه نشر اقبال انجام داديم در پاسخ پرسش ما مبني بر چگونگي استقبال مردم از كتب تاريخي گفتند:
استقبال مردم تبريز از كتابهاي تاريخي و ادبي بسيار بي نظير بود . اين كتابها عليرغم داشتن قيمت بالا در حد عالي بفروش رسيدند. بطوري كه مثلا از شصت جلد شاهنامه فردوسي پنجاه و نه جلد آن به فروش رسيده و قسمت اعظم دوره هاي چند جلدي كتاب تاريخ ده هزار ساله ايران ( نوشته دكتر عبدالعظيم رضايي ) به فروش رسيده . اين كتاب به قيمت 15 هزار تومان با تخفيف ويژه ي نمايشگاه عرضه مي شد كه تا كنون 25 دوره آن فروخته شد و تقريبا چيز زيادي از ساير دوره هاي آن باقي نمانده است .
جالب اينكه هنگامي كه به ساير غرف سر مي زديم با پاسخي مشابه همين جواب روبرو مي شديم. همچنين كتاب هاي شاهكار ادب پارسي مانند مثنوي و غزليات مولانا فروش قابل توجهي داشتند . در همه غرفه مي شد چاپهاي مختلفي از ديوان حافظ را مشاهده كرد .
كتابهاي مربوط به تمدن هخامنشي ، فردوسي و شاهنامه هاي به نثر برگردانيده شده نيز بنا به گفته مسيولان نشر اقبال فروش خوبي داشته است .
نكته قابل توجه ديگر اينكه همه كتابها و كتابچه ها و پوستر هاي مربوط به كورش بزرگ در غرفه انتشارات ابريشمي فر به فروش رسيده بود و حتي مردم براي خريدن و تصاحب اينگونه كتابها با يكديگر رقابت ميكردند.
كتاب ِ نفيس " كورش كبير حقيقت تاريخ " يك روز پيش از اختتام نمايشگاه به اتمام رسيد و حتي پوستر بزرگ تبليغاتي اين كتاب كه صرفا براي تبليغ كتاب در قطع بسيار بزرگ ساخته شده بود و مزين به عكس پاسارگاد مي بود توسط يكي از شهروندان تبريزي خريداري شد . همه آفيش ها و پوسترهاي كعبه زرتشت و پاسارگاد حتي عكسهايي كه براي تزيين غرفه نصب شده بود به فروش رسيده و چيزي زيادي براي بازگردانيدن باقي نمانده بود . از جمله كتاب هاي ديگري كه بنا به گفته ي مسئولان انتشارات ابريشمي فرد مورد توجه كودكان و آموزگاران و والدين واقع شده بود " مجموعه داستانهاي شاهان هخامنشي " بود كه در اصل براي آموزش كودكان تنظيم شده بود ولي در روز آخر حتي يك نسخه از آن نيز باقي نمانده بود.
در كل آنگونه كه از گفته هاي مسئولان غرفه هاي تاريخي بر مي آمد هر جا كه كتابي مربوط به دوران باستان بود و يا مزين به نام و عكس كورش كبير و تخت جمشد بود با استقبال خريداران از همه سنين قرار مي گرفت .
در اين دوره از نمايشگاه تيراژ ديوان حافظ ، شاهنامه و كورش نامه بسيار گسترده و بالا بود و تقريبا در همه غرف ها اثر و نشاني از اين گونه تواريخ يافت مي شد.
در غرفه مطبوعات نيز مردم از نشريه ميهني و اصولگراي ميثاق استقبال بي نظيري انجام دادند . بطوريكه ويژه نامه قرارداد گلستان ِ اين هفته نامه كه دو روز پس از انتشار در سطح شهر ناياب شده بود در نمايشگاه نيز ناياب شد و متقاضيان و شهروندان اشتياق فراواني به دريافت آن ويژه نامه نشان ميدادند. از سوي ديگر وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به هنگام بازديد از غرفه نشريه ميثاق از كوشندگي هاي فعالان آن ابراز خشنودي كرده ،كاركنان آنرا به ادامه فعاليتهايشان بويژه در زمينه هاي سياسي و منطقه يي نرغيب نمود.
شاهنامه فردوسى درميان پرفروش ترين كتاب هاى سال ۲۰۰۶
بردیانیوز:«شاهنامه» اثر جاودانه حكيم ابوالقاسم فردوسى به فهرست پرفروش ترين كتاب هاى سال ۲۰۰۶ روزنامه واشنگتن پست راه يافت. روزنامه واشنگتن پست در شماره امروز خود فهرستى از پرفروش ترين و پرخواننده ترين كتاب هاى سال ۲۰۰۶ را معرفى كرد كه اثر معروف و حماسى «شاهنامه» فردوسى نيز در ميان آنها بود. اين شاهنامه ترجمه جديدى از «ديك ديويس» است كه در اين فهرست قرار گرفته است و به عنوان اثرى درخشان توصيف شده است. ديگر كتاب هاى داستانى اين فهرست «پس از اين» نوشته آليس مك درموت، همه بچه هاى عمه هاگار از ادوارد.پى.جونز (مجموعه داستان)، زندگى رؤيايى سوخانوف اثر اوگلا گورشين و جاده نوشته كورماك مك كارتى بودند. در ميان آثار غيرداستانى نيز واشنگتن پست به كتاب هاى «دنياى كلاسيك: تاريخ حماسى از هومر - هادريان» نوشته رابين لين فاكس، شكست مفتضحانه: ماجراى نظامى آمريكا در عراق» نوشته توماس اى ريكس، «برج آشكار: القاعده و جاده اى به يازده سپتامبر نوشته لارنس رايت، «دوگانگى همه چيزخوارى» نوشته ميشل پولان و «استراوينسكى: دومين تبعيد» نوشته استفان والش به عنوان آثار برتر غيرداستانى در سال ۲۰۰۶ اشاره كرد. منبع:انتخاب
پایان خبر
شماره خبر : ۱۰۱
آذربايجان
قادر نصيري اسكندان
یوز یئتمیش ایل کیم دؤزر،آیریلیغا هجرانا
چیرپینیراوره ییمیز، شمال آذربایجانا
«تورکمن چای، گولوستان » قلبیمی پارچالاییب
هجران اوره ییمیزده، غم اوسته غم قالاییب
آرازین اوتاییندا، باکی م، گنجه م، شیروانیم
ایراندان آیری دوشموش، محتشم نخجوانیم
گلین گؤرک قارداشلار! آیریلیغی کیم سالدی؟
آیری دوشموش ائلیمدن کیم قیریلدی کیم قالدی؟
اوتایدا یئددی میلیون، بیزدن آیری دوشن وار
او تایدا یئددی میلیون وطن وار، هموطن وار
او تایدا یئددی میلیون، ایرانلی هموطنیم
وطن! هر نه دردین وار، هر نه دردین وار منیم
وطن! اوتایدا قالیب اسارتده ائولادین
یئددی میلیون دؤیوشچو، نَر کیشی ، اصلان قادین ...
شهیدلر یوردو ایران ! ای مقدس وطنیم
یئددی میلیون آیریلمیش ائولدین دردی منیم
سنین چون باتیب قانا گنجه ده جوادخانین
تبریزده ثقةاللسلام ، تهراندا ستارخانین
وطن ! یئنه ده چاغیر، ستارخانلاراویانسین
ایران یولوندا اؤلن قهرمانلار اویانسین ...
شمال ، جنوب نه دئمک ؟ آذربایجان بیزیم دیر
مقدس تورپاغیمیز«ایران، ایران » بیزیم دیر
آنا وطنیم ایران! مقدس یوردوم ایران!
تورکوم ، فارسیم ، عربیم ...دده قورقودوم ایران!
نئجه سندن آیریلیب شیروانین، نخجوانین
هاچان سنه چاتاجاق شمال آذربایجانین؟
Qadir nəsiri eskəndan
Yüz yetmiş il kim dozar , ayriliğa hicrana
Çirpinir ürəyimiz şimal azərbaycana
"Türkman çay gülüstan" qəlbimi parçalyib
Hicran ürəyimizdə, qam üstə qam qalayib
Arazin otayinda bakim gəncam şirvanim
Iran dan ayri doşmöş mohtəşam nəxcəvanim
Gəlin görək qardaşlar ayriliqi kim saldi?
Ayri düşmöş elimdən kim qirildi kim qaldi
O tayda yeddi milyon bizdən ayri düşan var
O tayda yeddi milyon vətən var , həmvətən var
O tayda yeddi milyon, Iranli həmvətənim
Vtən! Hər nə dərdin var, hər nə dərdin var mənim
Vətən! O tayda qalib əsaratdə evladin
Yeddi milyon doyşçü , nərkişi, aslan qadin
Şəhidlər yürdü iran! Ey müqəddəs vətənim
Yeddi milyon ayrilmiş evladin dərdi mənim
Sənin çün batib qana gəncədə cavadxanin
Təbrizdə seqətəlislam, tehranda səttarxanin
Vətən! Yenədə çağir, səttarxanlar oyansin
Iran yolonda olən qəhrəmanlar oyansin...
Şimal, cənub nə demək? azarbaijan bizimdir
Müqəddəs torpağimiz," iran, iran" bizimdir.
Ana vətənim iran! Müqəddəs yürdüm iran!
Yürküm, farsim, ərəbim... dədəqürqüdüm iran!
Necə səndən ayrilib şirvanin, nəxcəvanin
Haçan sənə çatacaq şimal azarbijanin?