تبليغاتX
فرمان آریا فرمان آریا - ایران.آذربایجان.ستم ملی.شوونیسم border=0>
يكپارچگي فلات ايرانزمين را مي بينم.آنرا باور دارم
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

                                  Image hosting by TinyPic

 

 

 

کدامین ستم ملی؟؟

پیش چشمت بود شیشه کبود

زان سبب عالم کبودت مینمود

 

 

 

آنچه که امروز در آذربایجان ما عینیت دارد از این قرار است که مردمان این سامان به هر حال به زبانی سخن میگویند که کمابیش تورکی است وبا زبان اصیل ِ پیشین آذربایجانیان فاصله دارد.هرچند که واژه های اصیل فارسی و پهلوی در لهجه روستاییان آذری باقی مانده است و هرچند که طبقه تحصیل کرده و با فرهنگ آذربایجانی عموما با زبانی صحبت میکنند که نود درسد واژگان آن فارسی و تنها کارواژه های (فعل) جملات ترکی است... ولی با این همه باشندگی ترکی در آذربایجان نیز یک حقیقت است.البته بایستی گفت که در حالت عمومی و مردمی وضع رضایت بخش است.بدینصورت که بسیاری از خانواده های طبقه متوسط و بالا تا سنین نوجوانی با فرزندان خود ترکی صحبت نمی کنند و در بسیاری از خانواده های مرفه و خیابانهای بالای شهر یک جمله ترکی هم صحبت نمی شود.در استانهایی مانند زنجان اصولا مردم ترکی صحبت نمی کنند و زبان عمومی و روزمره ی مردم فارسی است.همچنین بسیاری از جوانان بویژه دختران در میان خود بزبان فارسی حرف می زنند و در بیشتر محیطهای دانشگاهی حتی دانشجویان آذربایجانی ،ترکی تکلم نمی کنند.پس این نیز یک واقعیت است که مردم آذربایجان از طریق یک گونه آگاهی ملی (و یا یک حساب ساده ی سرانگشتی) باین نتیجه رسیده اند که زبان عامی رایج در آذربایجان زبانی است نارسا و کنازگذاشتنی . در سطح عمیقتر نیز این نتیجه برای مردم حاصل شده است که ترکی زبانی است بیگانه و غیرضرور برای مردم ما که به هرحال در طول سالیان بر ایم مردم "عارض" شده است.اگرهم نگاهی به پژوهشگران و اندیشمندانی که خواستار بازگشت فارسی به آذربایجان بوده اند بیاندازیم،خواهیم دید که بیشتر آنان خود از این منطقه بوده اند.علامه قزوینی،علامه دهخدا،احمد کسروی،منوچهر مرتضوی،یحیی ذکاء ،تقی ارانی،دکتر شیخ الاسلامی و... همگی از این گروهند.تمامی این شخصیتهای ِ آذری ِ ترکزبان ،نخستین پژوهشهای زبان شناسی را پیرامون تاریخ و زبان آذربایجان انجام داده اند و یا انگاره هایی پیرامون برنامه های زبانی در راستای وحدت ملی ارائه داده اند.

کسروی تبریزی نخستین کسی بود که گام دراین وادی نهاد ونظریه ی زبان آذری را که با مستندات تاریخی و ادبی و نسخه شناسی ارائه شده بود مطرح نمود،که نه تنها در ایران بلکه در سطح جهانی نیز پذیرفته شد.دکتر جواد شیخ الاسلامی (زاده ی زنجان) و از اساتید مسلم علوم سیاسی در ایران که پس از انقلاب نیز در دانشگاه تهران به تدریس علوم سیاسی پرداختند ،از جمله نخبگان آذری بود که پرستاری و پذیرایی از کودکان آذری  تا سنین نوجوانی را (که می بایست از سوی دولت انجام میشد) پیشنهاد میکردند.در نتیجه این برنامه اندک اندک نسلی ناآشنا با زبان بیگانه در آذربایجان پرورش می یافت که از هر حیث ایرانی بود. تقی ارانی نیز از جمله نادر شخصیتهای چپگرایی بود که خواستار حذف ترکی از زادگاهش شد.عارف قزوینی در نکوهش زبان ترکی و ستایش پارسی وسرزنش ترکان به خاطر وحشی گری های تاریخی شان سروده های بسیار دل انگیزی داشت که در آن سالها با بصورت ترانه و ارکستر در کانون های فرهنگی آذربایجان اجرا میکرد.دکتر منوچهر مرتضوی رئیس پیشین دانشگاه تبریز که هماکنون ساکن تبریز می باشند دانشمندی برجسته در حوزه ی آذربایجان شناسی و زبان و تاریخ آذربایجان به شمار می آید.دکتر سرکاراتی نیز از اساتید مسلم در تاریخ ایران و ادبیات فارسی می باشند که هم اکنون در دانشگاه تبریز سرگرم تدریس می باشند... .

بر افراد خردمند و نه انسانهای بیماروکژاندیش روشن است که همه ی این افراد سرشناس درآن واحد برای توطئه یا کودتای زبانی با یکدیگر تبانی نکرده اند بلکه اینان فقط  گزارشگریکسری ازواقعیات تاریخی بوده اند و همگی از آذربایجان برخاسته اند و به ترکی گفتگو کرده اند ومهمتر از همه از نظر علمی و اخلاقی صلاحیت ابراز نظردراین زمینه را دارا بوده اند. در نتیجه احتمال تحریف و دروغ در آثار اینان به نفع دیدگاههای تاریخی نزدیک به صفر است . (برعکس به اصطلاح تاریخ نویسانی که در دردهه اخیر مانند موجودات خلق الساعه از زمین روئیدن گرفتند و برخی حتی فاقد مدرک متوسطه بودند و یا  سابقه عضویت در حزب توده و فرقه دموکرات داشتند ).

به راحتی میتوان ادعا کرد که کمترپژوهنده فارسی زبانی هست که به پژوهش در تاریخ زبان آذربایجان پرداخته باشد و اقدام به نفی موجودیت و اصالت زبان ترکی کرده باشد،بلکه همواره این خود آذری ها بودند که در صف مقدم اینگونه نظریات قرار داشتند واگرنویسنده ی غیرتورکی به این مسئله روی آورده با استناد به نوشته های کسانی چون کسروی ،مرتضوی و ذکاء و... بوده و بس.

با عنایت باین داده ها باید سراغ آقایان مدعی ترکی رفت و پرسید که شمایان از کدام ستم ملی سخن می گویید؟؟آیا انکارکنندگان آنچه که شما هویت آذربایجانی می نامید،غیر از خود آذربایجانی ها بوده اند؟وآیا جزاین است که افرادی که شما انها را ترک ستیز می نامید در وهله نخست از همین ترک زبانان بوده اند و هستند؟؟؟

گروهکهای بیگانه گرا سالها جوانان ساده دل روستایی  ِ تازه به شهرآمده را با این ترفند که فارس ها شما را مورد تمسخر قرار می دهد (با این گواه که ترک ها را خر خطاب می کنند) فریب دادند و وارد کثیف ترین بازی های سیاسی قرار دادند. در مراحل بعدی نیز ادعا کردند که حکومت تهران هویت و کِبود ترک ها را انکار می کند و آذربایجانی ها را به دروغ  آذری خطاب می کند !!!؟؟؟

گروهک های بیگانه گرا از روی نادانی یا عمد هیچگاه باین نکته توجه ندادند که حتی در زمان امپراتوری عثمانی در خود عثمانی واژه تورک صفتی بود ناشایست که برای نشان دادن اوج ِ حماقت یک فرد به عنوان یک دشنام یا سرکوفت به افراد بیسواد و الاف اطلاق می شد و همان اصطلاح تورک خر (که ترک گرا ها مدعی هستند شوونیست ها برای تحقیر آذربایجانی ها آنرا باب کرده اند) آنچنان که نشان خواهیم داد زبانزدی است که در خود عثمانی باب و رایج شد.برای اثبات این ادعا در زیر قسمتی از یک مقاله طولانی و دنباله دار تورکی که در سایت یکی از گروه های پان ترکیست ِ ترکیه درج شده ترجمه می کنیم.بخشی از مقاله را نیز که به زبان اصلی است عینا به پیوست مقاله ارائه می کنیم و داوری در این زمینه را به خوانندگان وامیگذاریم.

در صدر این مقاله که توسط یکی از ترکگراهای افراطی نوشته شده است می خوانیم:

 

Ancak esas konuya girmeden önce Türk adı ile ilgili Osmanlı dönemindeki duruma göz atmakta yarar vardır. Daha önceki bölümlerde de değinilmiş olduğu gibi “Türk” ve “Türkiye” adları XIX. yy’ın önceki devirlerde daha çok Avrupalılar tarafından kullanıldığı bilinmektedir. Oysa Avrupalıların Osmanlı’yı ve onun topraklarını belirtmek için kullandıkları bu isimlere Osmanlı’daki metinlerde bırakınız etnik anlamda Avrupalıların kullandığı coğrafya anlamında bile rastlamak olanaksızdı. O dönemde “Türk” adı ancak “cahil Anadolu köylüsü” anlamında birisine küçük düşürücü sıfatın yakıştırılmasında kullanılmaktaymış (Kushner, 1979: 3). Bu konuda Ziya Gökalp’ın ifadesi çok daha serttir, çünkü ona göre Osmanlı her zaman Türk’e yönelik olarak “eşek Türk” sözünü kullanırmış (Gökalp, 1990: 33, 43).

منبع


ترجمه

 

 پیش از آنکه وارد مبحث اساسی بشویم خالی از فایده نخواهد بود که به موارد کاربرد تورک در عثمانی نگاهی بیاندازیم.همانطوری که در بخشهای پیشین اشاره کردیم تورک و ترکیه در دوران قرون وسطی وبعد از آن بیشتر ازسوی اروپایی ها بکار می رفت.در حالیکه درخود عثمانی برخورد کردن به خود این واژه نه تنها در معنای جغرافیایی،بلکه در معنای قومی ِآن نیز محال امر و نشدنی است.در آن دوران نام تورک فقط در معنای  "دهاتی ِ نادان ِ آناتولی" برای تحقیر و کوچک کردن{ شخصیت} یک فرد بکار می رفته.دیدگاه ضیاء گوگ آلپ در این زمینه بسیار بی رحمانه ترو خشن تر است.چراکه به نظر وی همواره در عثمانی واژه ی تورک خر بر علیه ترک ها به کار می رفت.

 

با این کیفیات بایستی گفت که پان تورکهای وطنی که در زمره عیسویان کاتولیک تر از پاپ اند نخست باید انتقام خود را از میراث خواران امپراتوری عثمانی (که دائم بان مباهات می کنند ) بگیرند و سپس سراغ رضاشاه و محمود افشار بیایند و... بیایند،چراکه اگر در حق ترکها شوونیسم ییا کتمان هویتی صورت گرفته از سوی خود ترکان بوده نه کس دیگر.

و براستی آقایان ! تورک غیر از تورک دوستی ندارد... !!!

 

_________

ضیاء گوگ آلپ از بنیانگذاران پان تورانیسم بود که در سروده های خود نیز توران را سرزمین جاودانی و واقعی ترکان می نامید.وی در کتاب پایه های ترک گرایی ، ترکیسم را نخستین بار بصورت سیستماتیک و مدون ارائه می دهد وبخش های گوناگونی برای پان ترکیسم قایل می شد. مانند : ترک گرایی در هنر،ترک گرایی در اخلاق ،اقتصاد،حقوق،سیاست و ... . 

  

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  |