|
گر نخواهی حق،آسان توان زیست
|
گرامی باد ۲۹ اسفند روز ملی شدن صنعت نفت ایران
پاي صحبت سرور محسن پزشكپور
رهبر نهضت پان ايرانيسماز: اخگر
محسن پزشکپور(پندار)
دو سال از آخرين نشست با سرور محسن پزشكپور پيرامون نقش حزب پان ايرانيست در حوادث سياسي كشور مي گذرد ـ دو سالي كه به تلخي گذشت و من در تلاش سخت و بي ثمر با دژخيم سرطان كه بر جان همسرم پنجه افكنده بود مي جنگيدم و همة ساعات شب و روزم را صرف فروزان نگه داشتن چراغ زندگي ام مي كردم كه در طوفان قرار داشت... اما گويي سرنوشت به گونه اي ديگر رقم خورده بود و فصل جدايي ها آغاز گشت...
اينك بار ديگر گفت و شنودها را با سرور محسن پزشكپور از سر مي گيرم تا به ياري خدا آن را به سامان برسانم ـ روز 19 مهر ماه 85 ساعاتي را در خدمت ايشان بودم كه حاصل آن را در زير مي خوانيد
:اخگر: سرور پزشكپور، قبلاً جنابعالي به مبارزات حزب پان ايرانيست در زمينة نهضت ملي شدن نفت اشاراتي داشتيد. لطفاً بفرماييد با توجه به اين كه حزب قبل از جبهه ملي و هر جريان ديگري پيشگام اين مبارزه بوده. انگيزة آن چه بود؟
پزشکپور: به طور كلي دستمايه و استراتژي نهضت پان ايرانيسم آن است كه مي بايست در مبارزات ملت ايران سهم جدي و به سزا داشته باشد. مبارزة ما يك مبارزة ضد استعماري بود و ما مي بايست تمام جلوه هاي استعمار را در كشور مورد شناسايي قرار دهيم. بنابراين مبارزه براي ملي شدن صنعت نفت در سراسر كشور در مسير در هم كوبيدن جلوه هاي استعمار بود. بي جهت نبود كه ما با شعار « نفت در ايران بايد ملي شود » مخالفت ميكرديم. زيرا با توجه به اصل نبرد ضد استعماري پان ايرانيسم ما معتقد بوديم بايد شعار اين نهضت تمامي مناطق ايران را در بر بگيرد و به شعار « نفت بايد در سراسر كشور ملي گردد » تبديل شود كه اين شعار بدين صورت راه خود را باز كرد تا آنجا كه مجلس شوراي ملي آن را مورد تأييد قرار داد. بنابراين ريشه هاي نهضت ملي شدن نفت برخاسته از انديشة پان ايرانيستي و بخصوص در جلوه هاي ضد استعماري آن بود و البته اضافه كنم هنوز جبهة ملي به وجود نيامده بود ولي ما مذاكرات و تماس هايي با همة كساني كه در ايجاد جبهه ملي نقش داشته بوديم و تذكرات لازم را مي داديم ولي غالباً به اين نتيجه مي رسيديم كه بايد حركت هاي عمومي اجتماعي را حمايت كرد و در مسير صحيح و پاكيزة آن حركت نمود
.
اخگر: آيا در جريان مسيري كه انتخاب شده بود به تعارض هايي هم برخورد كرديد يا نه؟
پزشکپور: بله. اولين تعارض يا ناكامي ـ تحصن نابجاي عده اي از كوشندگان سياسي در اعتراض به انتخابات مجلس شانزدهم بود كه در کاخ پادشاه ايران صورت گرفت. اين اقدام با اصولي كه آن عده بدان معتقد بودند نظير رعايت قانون اساسي مغايرت داشت و پادشاه را وارد حوزة دخالت در امور كشور مي نمود، در حالي كه ايشان بايد از مسئوليت مبري باشند
.مسألة بعدي آن بود كه حزب توده و حركت هاي چپ با سوء استفاده از وضع موجود، محيط وسيع تري را براي كوشش هاي ضد ملي و ضد ايراني خود باز يافتند، همراه با طيف چپ دو جريان برنامه ها را دنبال مي كردند. يكي گروه رابط ميان حزب توده و طرفداران جبهه ملي نظير غلامعلي فريور و دكتر زيرك زاده و ... دوم كساني كه در فراماسونري حضور داشتند مثل باقر كاظمي كه تا مرحلة نايب نخست وزيري پيش رفت و سهام السلطان بيات داماد دكتر مصدق و نيز شيخعلي لطفي... اين دو جريان با استفاده از فرصت مبارزات ضد استعماري ملت ايران سازمان هاي خود را در سراسر كشور بر پا ساختند. بنابراين كاملاً مشهود بود كه زير عنوان انتخابات آزاد توطئه اي نهفته بود تا نهضت ملي شدن نفت را از يك اقدام و حركت بين المللي خارج سازند، در اين مقطع حزب پان ايرانيست با شناخت اين قبيل توطئه ها و آگاهي از رسالتي كه به عهده داشت، راه خود از اين جريان هاي باصطلاح ملي جدا كرد
.اخگر: جناب پزشكپور، در اين زمان شما چه تمهيداتي به كار برديد كه به احساسات نهضت پان ايرانيسم در اين كارزار لطمه اي وارد نشود...؟
پزشکپور: مكتب پان ايرانيسم براي حفظ اهداف نبرد ضد استعماري ـ تلاش مي كرد از يك طرف فاصلة خود را با جريان تودة نفتي زياد كند و از سوي ديگر موجبات تشكيل حزب بزرگ ناسيوناليستي را فراهم سازد ـ با اين نيات، ما ضمن آن كه شعار ملي شدن نفت در سراسر كشور را مورد حمايت قرار مي داديم مواظب حركت هاي مشكوكي كه زير عنوان جنبش آزاديخواهي صورت مي گرفت بوديم
.بديهي است اين قبيل رويداد ها بود كه سبب بروز اختلافاتي ميان عناصر رهبري كنندة نهضت ملي شدن نفت گرديد و شكاف هاي جدي بين كوشندگان آن نهضت پديد آمد از جمله در اين طيف كساني چون حسين مكي ـ دكتر مظفر بقايي كرماني ـ آيت الله كاشاني ـ علي زهري و حايري زاده قرار داشتند. در چنين شرايطي حزب پان ايرانيست پيوند خود را با جريان مدعيان ملي شدن نفت كه آلوده به دو جريان چپ و فراماسونري شده بود قابل دوام ندانست زيرا تا هنگامي كه حركت ضد استعماري با رنگ و بوي واقعي و حقيقي وجود داشت ما در آن شركت مي كرديم و گر نه ما هيچ گونه وجه مشتركي با كساني همچون زيرك زاده و فريور و غيره نمي ديديم
.اخگر: جناب پزشكپور وقتي شما از فاصله صحبت مي كنيد، اين واژه در فرهنگ سياسي تعريف هاي ويژه دارد... لطفاً بفرماييد براي ايجاد اين «فاصله» چه راهكاري را دنبال كرديد و استراتژي حزب پان ايرانيست چه بود؟
!پزشکپور: ما براي نجات ايران از اين توطئه هاي خطرناك چپ و فراماسونري و نيز جريان برانداز در صدد برآمديم ميان نهادهاي تاريخي و اجتماعي ملت ايران يعني نهاد شاهنشاهي و نيز معتقدات فرهنگي و مذهبي ملت ايران، هماهنگي و وحدت قايل شويم و اين دو نهاد را به سوي مسير مبارزات ملت ايران هدايت كنيم و طرح يكپارچگي و وحدت اقوام جامعة بزرگ ايراني را مطرح نماييم
.ما به اين باور رسيده بوديم كه جريان به ظاهر ملي و توده نفتي و چپ، شايستگي و توان اجتماعي لازم را براي اجراي چنان نقش مهمي ندارند، بنابراين سعي بسيار نموديم كه شايد بتوانيم عناصر مهم و احتمالاً آزاديخواه را اگر مي بود به سمت اين طرح معطوف نماييم و بدين منظور اولين حركت ما در صف جبهه ملي صورت گرفت ولي متأسفانه صداي آشنا و هماهنگ شنيده نشد بلكه برعكس براي در هم شكستن قدرت پان ايرانيسم و رهبري آن اقسام حركت هاي معارض را به وجود آوردند كه در اين راه حزب توده ـ شوراي متحده كارگران ـ حزب همرهان سوسياليست و فراماسونري و نيز برخي جريان هاي مذهبي در موضع ضد پان ايرانيستي قرار گرفتند
...كوشش هاي ما براي دور نگه داشتن جريان نهضت ملي شدن نفت از توطئه هاي چپ و راست تا بدانجا پيگيري شد كه تقاضاي ملاقات از آقاي دكتر مصدق را نموديم ـ اين ديدار پس از بازگشت ايشان از دادگاه لاهه در خانة شمارة 109 منزل ايشان انجام شد و اهم مسائل جامعة ايران و سرنوشت نهضت ملي شدن نفت و خطرات تهديد آميز حزب توده بويژه همكاري تنگاتنگ با فراماسونري را برشمرديم و هم چنين تضييقات و صدماتي را كه بر پان ايرانيسم و پان ايرانيست ها وارد آورده اند براي ايشان بيان نموديم... اما بايد با تأسف بيان كنم كه ما دست خالي برگشتيم
.اخگر: جناب پزشكپور برخي از مطالبي كه در آن نشست مورد مذاكره واقع شد براي ثبت در تاريخ معاصر ايران بيان فرماييد
.پزشکپور: ما ضرورت حركت براي پيوند دادن همة اقوام ايراني در يك مبارزة ضداستعماري را تشريح كرديم ولي ايشان هرگز به چنين طرحي اعتقاد و توجه نداشتند يعني اصولاً در ميان ياران نزديك ايشان تفكر ايجاد يك ايران نيرومند و مسئوليت پذير در صحنة جهاني وجود نداشت و معتقد به يك قدرت ايراني در منطقه نبودند، حضور كساني چون دكتر شايگان كه البته استاد شايسته اي در علم حقوق بود و مدت ها در سمت معاون فريدون كشاورز وزير توده اي فرهنگ ( آموزش و پرورش ) قرار داشت از آن جمله بود
.بنابراين انگيزه و شأن نزول ديدار ما با مرحوم دكتر مصدق روشن بود و پيام مشخصي را همراه داشت و ما وظيفه داشتيم كه ضرورت هاي تاريخي و اجتماعي را براي ايشان مطرح نماييم اما به اين نتيجه رسيديم كه دستاوردي از اين ديدار نداشتيم و آنگاه به دنبال اين موضع گيري و نيز از آن جا كه مي دانستيم يكي از كساني كه تأثير بسيار بر طيف هاي فكري و اجرايي دكتر مصدق را داشت دكتر شايگان است. به ديدار ايشان شتافتيم. فراموش نميكنم در آن شرايط، حزب توده مدام تظاهرات بسيار در مناطق گوناگون كشور بخصوص در تهران را تصدي مي نمود و اين تظاهرات مردم را دچار ترس و وحشت كرده بود، ما اين مسايل را با دكتر شايگان مطرح كرديم و خطرات حزب توده را براي ايشان بيان كرديم، ايشان از شنيدن حرف هاي من بسيار خوشحال شد و با تكيه بر اصطلاح معمول خويش گفت
:«
آقا جان... خوب... به اين ترتيب كه مي گوييد و همين هم بايد باشد، حزب توده داراي پايگاه هاي وسيع مردمي در ميان مردم است و اين حق آن هاست، ساير موارد هم حق آن ها بوده، پس براي چه نگران هستيد...؟! »اين پاسخ دكتر شايگان در مورد مهم ترين مسألة جامعة ايراني به ما بود
...!به هر حال ما به صورت يك بررسي كننده و محقق آرمان ها، با بردباري و تصميم روشن شرايط و پتانسيل هاي گوناگون سياسي در كشور را مورد بررسي قرار مي داديم و تلاش مي كرديم كه جبهه هاي همكاري كننده زماني و موضعي را مشخص نماييم... ولي از اين كوشش ها مأيوس شديم، بخصوص در مورد جبهه ملي و حتي جذب همكاري، همكار سابق مبارزاتي مان زنده ياد داريوش فروهر ناكام مانديم ـ بايد بيان نمايم كه ما هرگز با داريوش فروهر و يا ديگران اختلاف آرماني نداشته و نداريم ولي چه بسا اختلاف استراتژي داشته باشيم، از جمله در همين مورد ما هرگز از نظر استراتژي معتقد به براندازي نظام ديرين شاهنشاهي ايران نبوديم ولي اعتقاد به تصحيح و تكميل داشتيم و در اين مسير حركت مي كرديم و در نتيجه با اتكا بر اين استراتژي يكي از وسيع ترين و محكم ترين مبارزات آرمانخواهانه را در سراسر ايران بزرگ و در سراسر سرزمين هاي ايران دروني و ايران بيروني دنبال كرديم و به سوي استقرار قدرت پان ايرانيسم و جايگزين شدن نظرات پان ايرانيسم در اين مقطع از زمان در جهت صيانت از كلية اقوام ايراني در هر گوشه اي از جهان بوديم... اما متأسفانه زنده ياد داريوش فروهر به راهي رفت كه عاقبت از پلكان هواپيما در كنار آقاي خميني پياده شد
.اخگر: جناب پزشكپور جنابعالي به صيانت و حمايت از دو نهاد شاهنشاهي و روحانيت اشاره فرموديد، لطفاً بفرماييد استراتژي حزب پان ايرانيست در مورد روحانيت چه بود؟
پزشکپور: يكي از اهدافي را كه ما دنبال مي كرديم ايجاد نوعي همكاري مخلصانه با روحانيون هر بخشي از ايران زمين بود كه در زمينه هاي گوناگون صورت گرفت، به عنوان نمونه روحاني آزاده اي چون آيت الله شريعتمداري نزديك ترين همكاري ها را با پان ايرانيست ها داشت و يا در زمان آيت الله بروجردي كه نزديك ترين همكاري ميان جنبش كرد و پيشمرگان كرد به وجود آمد ـ در زمان آيت الله حكيم همكاري ميان كردها و شيعيان با مراجع مذهبي گسترش يافت و به نتايج ثمربخش رسيد ـ تا آنجا كه آگاهي دارم اين استراتژي در مناطق بسيار دورتر از ايران زمين جاي خود را باز كرد و مورد تأييد و هماهنگي غالب تيره هاي ايراني نژاد و وابستگان فرهنگي و مذهبي جامعة بزرگ ايران قرار گرفت و در نتيجه ما به سوي افق هاي روشن در حركت بوديم و هستيم و من به عنوان محسن پزشكپور بسيار علاقمند بودم كه امروز در اين عصر از زمان، داريوش فروهر را در كنار خود مي ديدم
.
اخگر: حزب پان ايرانيست هميشه به تقويت نيروهاي نظامي ايران در هر زمان تأكيد داشته است. آيا در اصولي كه به عنوان استراتژي نهضت و حزب پان ايرانيست اشاره فرموديد نيروهاي نظامي جايگاهي دارد؟
پزشکپور: ضرورت ايجاد قوي ترين نيروي نظامي در منطقه در هر شرايطي از آرمان هاي ما بوده است و اعتقاد بر تقويت واحدهاي نظامي چه در آب ها و چه در خشكي و آسمان ها يكي از اصول استراتژي ما بوده و هست. در اين مسير از آن هنگام كه پان ايرانيسم در سنگر خانواده جايگزين شد تا به امروز تقويت نيروهاي سه گانة ارتش و اقتدار اين نهاد مهم مورد تأكيد و حمايت ما بوده و هست و تأكيد بر آن است كه ارتش رزمندة ايران هميشه در كنار ملت ايران و در نتيجه در كنار آيين ايراني پان ايرانيسم بوده است.
آلبوم تصاویر پان ایرانیست ها