|
گر نخواهی حق،آسان توان زیست
|
رژیم باکو و مسئله حمایت از گروهک های قوم گرا
پس از حوادث خرداد ما گذشته و دستگيري عاملان اغتشاش در شهرهاي آشوب زده و روشن شدن روابط سران اغتشاشگر با دولت ها و سازمانهاي جاسوسي و اطلاعاتي بيگانه خوشبختانه ذهنيت بسياري از مسيولان كشوري و امنيتي ما نسبت به گروهها و افراد قومگرا روشن شد. توضيح اينكه تا چندي پيش بسياري از مسيولان، وجود گروهك هاي قومگرا را در جامعه تهديدي براي كشور تلقي نمي كردند ولي با آشكار شدن دست هاي پنهاني كه از اين گروهكهاي پشتيباني مالي و معنوي مي نمودند ،تكليف تهادهاي امنيتي مان با اينان يكسره شد.
پس از دستگيري هاي گسترده و اعترافاتي كه عوامل اغتشاش گر در بدو بازپرسي برعليه دوستان و همپالكي هاي خود مي نمودند گروهك هاي قومگرا و نيروهاي ناتوان آنها بيش از پيش ناتوانتر شدند. بويژه آنكه رژيم حاكم بر ايران شمالي نيز ديگر حاضر نيست بصورت آشكار از اين اشرار پشتيباني سياسي و معنوي نمايد چرا كه نتيجه اقدامات نسنجيده ي دولت ايلچي بيك را در آغازه هاي دهه 90 كه آشكارا به تهديد تمامت سرزميني ايران مي پرداخت در جنگ قره باغ مشاهده كرد. به نظر نمي رسد دولت الهام علي اف كه روزبروز خودكامه تر و در نتيجه ناتوانتر مي شود تحمل پيامدهاي درگيري رودررو با جمهوري اسلامي را داشته باشد. تحويل يكي ازاشرار_ كه با گروهكي موسوم به گاموح همكاري داشته_ در روزهاي اخير به دولت ايران از سوي رژيم باكو در راستاي همين سياست بود. البته در مورد خط مشي رژيم باكو در حمايت يا عدم حمايت از گروهكهاي قوم گرا بايد به نكاتي چند توجه كرد :
يكم اينكه : دولت الهام علي اف ذاتا مخالف حمايت از گروه هاي قومگرا در آذربايجان نيست ولي چون فعلا توان رويايي با ايران را در خود نمي بيند ترجيح مي دهد فعلا در ظاهر دوست ايران باقي بماند تا دشمن آن. به ديگر سخن اين دولت دوگونه سياست را در قبال پشيتباني از تجزيه طلبي پيگيري ميكند.يك سياست رسمي كه از سوي نهادهاي دولتي و رسمي كشور در ظاهر امر اجرا مي شود ، مبني بر اينكه دولت باكو مايل به دخالت در امور داخلي ايران نيست.اين روش كه رژيم باكو به تازگي بر شدت آن افزوده بيشتر در قبال گروه هاي بدنامي همچون گاموح كه روابط خوبي با رژيم باكو ندارند اجرا مي شود.بدين ترنيب كه دولت الهام با فروختن عناصر اين گروهك هم در برابر دولت ايران خود را بي تفاوت به مسايل داخلي كشور ما نشان ميدهد و هم ضمن هشداري به ساير گروهكهاي قوم گرا با زباني غير مستقيم اشاره مي كند كه نتيجه ي عدم سازش با دولت الهام چيزي جر خسران نيست. نكته دوم آنكه دولت علي اف تلاش مي كند با منتقل كردن بحث حمايت از آذري هاي ايران به اپوزسيون مخالف خود هم تا اندازه ي زيادي انرژي اين احزاب را مصروف اين امر بدارد و هم خود را از اتهام حمايت از تجزيه طلبي مبرا بدارد.
دوم : مسايل قفقاز وابستگي تامي با مسايل نفتي دارد. اندوخته هاي نفتي خليج فارس هر روز رو به كاهش است و آنچه كه در آينده تعيين كننده مي باشد معادن نفت و گاز خزر است. به همين دليل است كه بايستي گفت كه ديگر مسايل آذربايجان و قفقاز تا حد زيادي از كنترل و اختيار رژيك باكو خارج شده و مافياهاي نفتي و صهيونيسم جهاني پيگير اين موضوع مي باشند.دولت حاكم بر ايران شمالي اگر هم مايل به قطع همكاري با گروه هاي تجزيه قوي در آذربايجان باشد ساير قدرتهاي بين المللي چنين اجازه اي را به اين رژيم نخواهند داد... .
همانطور كه بيان شد گروهك هاي تجزيه طلب درونمرز پس از جريانات سال 85 تمام انرژي و توان خود را از دست دادند و چون باورهاي تبليغ شده از سوي آنان در متن جامعه جايگاهي ندارد و تنها عده ي معدودي ناآگاه و هيجان زده و يا مزدبگير در عرصه ميدانها از شعارهاي توخالي اينان پشتيباني كردند ( و اين افراد اكثرا ار ز طبقه كم سواد يا بيسواد و قشر پائين جامعه بودند ) و اكنون نيز ازهمان نيروي ناچيز اثري نمانده سازمانهاي اطلاعاتي بيگانه تصميم به بازسازي بخشي از اين گرهك هاي گرفتند. براي اين منظور نيز مزدوران قديمي خود را كه در نوكري اجنبي يد درازي داشته اند و در گذشته وابستگي هاي تامي به استعمار سرخ در كارنامه ي خود ثبت نموده اند انتخاب كردند. هم اكنون گروهك حسن ارك – منوچهر عزيزي در آذربايجان ( تبريز ) براي بازسازي و بازآفريني اغتشاش هايي چون آشوبهاي سال گذشته در شهرهاي استانهاي آذري نشين مامور گشته اند .
در اين رابطه پرسشهايي چند خواه ناخواه به ذهن متبادر مي شود :
هزينه هاي مالي چنين گروهكي كه تا كنون مبالغ زيادي را صرف انتشار افكار مسموم خود كرده اند ازكجا تامين ميگردد؟
آيا سازمان هاي اطلاعاتي ما ازبازسازي چنين گروهك مشكوكي آگاهي دارند؟
اصولا شبكه ي حسن ارك – منوچهر عزيزي از سوي كدام سازمان بيگانه اي حمايت مالي و معنوي مي شوند؟
آيا سازماهاي امنيتي ج.ا اجازه خواهند داد كه اين گروهك و شبكه هاي مشابه باري ديگر چون سال گذشته به ايجاد محيط رعب و وحشت در شهرها پرداخته و با آتش زدن اماكن عمومي و كتك زدن عابران و شهروندان امنيت جامعه را مختل بكنند؟
چرا برخي از سازمانها و احزابي كه در اپوزسيون جمهوري اسلامي جاي گرفته اند از چنين تحركاتي حمايت معنوي ميكنند و يكپارچگي ملت ايران را زير تيغ مي برند؟