تبليغاتX
فرمان آریا فرمان آریا - مراسم روز بنیاد حزب پان ایرانیست.بای بک.فیض الله وحید border=0>
گر نخواهی حق،آسان توان زیست
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

این نخستین و به احتمال زیاد واپسین نوشته ی من به این سبک و با این لحن پیرامون اشرار خائن خواهد بود.همچنین این نوشته پاسخی کوتاه است به یاوه گویی های چند سایت معلوم الحال انترنتی در مورد وبلاگم .

 

                           نگاهی به سایت های اینترنتی گروهک های ترک گرا

 

 

 

 آئبن روز بنیاد مکتب پان ایرانیسم( 15 شهریور ) امسال نیز چون سال های گذشته با شکوه تمام در باشگاه مرکزی حزب پیشرو پان ایرانیست ( در میدان سرو ) تهران برگذار شد.با توجه به اینکه باشگاه حزب از روبروی حسینه ی ارشاد به مقر جدید انتقال یافته بود و فضای نسبتا بزرگتری در اختیار حزب قرار داشت امسال به راحتی از همه انبوه باشندگان و میهمانان پذیرایی و استقبال شد.( باشگاه جدید حزب متعلق به یکی از اندامان شورای عالی رهبری می باشد). آئین روز بنیاد حزب هر سال بهانه ای می شود تا میهن پرستان ایران از سراسر میهن اهورایی در میانه شهریور ماه برای تجدید پیمان با میثاق های ملی و دیدار با یکدیگر روانه تهران شوند.اندکی پیش از آغاز آئین ،سرور محسن پزشکپور (پندار) رادمرد تاریخ همروزگار ایران و نخستین سرباز و پیام آور نهضت پان ایرانیسم وارد سالن شدند که نخست از سوی انتظامات و سپس از سوی حضار با غریو و درود ، پاینده ایران به ایشان خوش آمد گفته شد.بزرگمرد پان ایرانیست با چهره ای خندان و با نیروی وصف ناپذیر همچنان شکست ناپذیر می نمود.چشمان سبز رنگ پندار از قاطعیتی برخوردار است که همواره باعث نیرو گرفتن سایر یاران شده است.

مراسم با سرود ای ایران و سرآغاز و نیایش حزبی آغازید و با همین سرود به پایان رسید.در میان مراسم سروران دکتر اعظم زنگنه (دبیر کل) ، سرور جعفری (جانشین دبیر کل)، سرور زهرا صفارپور ، سرور کرمانی، سرور هومن اسکندری و سرور حجت الله کلاشی ( مسئول سازمان جوانان) و البته سرور پندار به سخنرانی پرداختند.

تفاوت بزرگی که مراسم امسال روز بنیاد با سایر سالها داشت حضور پرشور جوانان و بانوان و دختران و بویژه وبلاگ نویسان بود.ترکیب قومیتی ( تیره ای ) پان ایرانیست همیشه به شکل زیبایی آمیخته ای از همه ی تیره ها و شهرهای زیبای ایران زمین بوده است. سرورانی مانند سرور جعفری ، سرور کلاشی سرور زهتاب فرد، سرور قاصدی ،سرور رحیمی و ... از میان آذری ها ، سرور زنگنه و بسیاری دیگر از میان کردان قهرمان ، صفارپور از خوزستانی ها و... . و آنچه که همواره سبب نیرومندی و جذبه ی حزب پان ایرانیست برای مردم بوده همین رنگارنگی و حضور و مشارکت همگانی بوده است. همانطور که سرور شهید عاملی تهرانی بنا به درخواست ملا مصطفی بارزانی از شهر مهاباد کاندیدای مجلس شورای ملی شده بود و خود سرور پندار نیز با اینکه ساکن تهران می بودند از خرمشهر نامزد انتخابات پارلمانی شدند... .

مراسم پرشکوه امسال نیز به این ترتیب با حضور بی نظیر سروران انجام شد و پان ایرانیست ها هم از سراسر کشور بار دیگر دیدگاه های خود را پیرامون مسائل جاری در حاشیه مراسم در میان گذاشتند.در پایان مراسم پان یاران بویژه جوانان نزد سرور پندار شتافتند تا تجدید دیداری با ایشان داشته باشند و هم پیام پاینده ایران دوستان و هم پیمانان غایب خود را به عرض سرور برسانند.

در این میان یکی از دوستان از من پیرامون تبلیغات قومیتی دشمنان در آذربایجان پرسشی نمود با این مضمون که چگونه است برخی از سایت های تجزیه طلب به راحتی به فعالیت های خود در فضای اینترنتی ادامه می دهند و معمولا هم فیلتر نمی شوند ولی بیشتر سایت های عادی و نه حتی سیاسی بدون کوچکترین بهانه ای سانسور می شوند؟؟پاسخ ایشان را با جملات کوتاهی بیان کردم و ادامه سخن را به این یادداشت موکول نمودم....

مسئله وجود این گروهک ها در آذربایجان مسئله دیروز و امروز نیست.پس از 22 بهمن کمونیست های فراری سابق از روسیه و اروپا و رادیو خلق عراق !!! برای از سر گرفتن فعالیت های اهریمنی خود از لانه های خود بیرون آمدند و در فضای نیمه آزاد اوایل انقلاب دوباره وارد سیاست شدند. خدا را شکر حزب توده ی عزیز که تا میانه های دهه ی 60 در میدان حضور داشت جناب لاجوردی هم در مصاحبه ای فرموده بودند هر کدام از کمونیست ها که خیال فعالیت سیاسی دارد برود در اکثریت عضو شود که ما کاری با این رفقا نداریم( البته فعلا) و گر نه پدرتان را در می آوریم.

به حمد خدا بسیاری از این افندی های کمونیست قبیله گرا که اصلا در اندیشه فعالیت سیاسی آن هم از نوع چپ سیاسی آن دوره نبودند نه تنها خیال این کار را نداشتند بلکه سواد و شجاعتش را هم نداشتند.

ولی مگر در قبیله گرایی بسته بود؟ لاجوردی گفت اگر چپ ها در کنار فدائیان اکثریت کار سیاسی کنند مصون اند، ولی فراموش کرد که ذکر کند اگر کسی چپ باشد و در مجرای قوم گرایی و کوبیدن تاریخ کهن ایران هم کوشش کند آزاد است.

دوقتور هیئت، زهتابی ،صدیق، با دکتراهای قلّابی و غیر حضور که در عرض یک سال یا کمتر با مدرک زیر دیپلم از روسیه و باکو و اکراین و ....وارد  عرصه ی تاریخ و روزنامه نگاری ایران شدند.وای از جنبشی که از تئوریسین هایش در فرقه عضو بوده باشند و یا در رادیو خلق عراق نوکری صدام کرده باشد!!! و یا میان کلام بگویم مثل این مفلوک ِ مادر به خطا فیض الله وحید که دکترای افتخاری !!!( برای کدام خدمتش ؟) دارد و در گذشته جزو خدمات یکی از بیمارستان های تبریز بود و جز تنظیف و تی و آب استفراغ با اثر طبیعی دیگری آشنا نبود و امروزه به جایگاه دکتر گریشمن و دکتر شاپور شهبازی و دارمستتر ارتقا یافته و در اوایل انقلاب ژست های مارکسیستی می گرفته و ارجیفش را از آن سوی ارس می فرستند تا در اینجا منتشر کند و نمک به حرام هایی مثل خودش را تغذیه مالی کند...( دهنم رو به خاطر این ... بیشتر از این کثیف تر نمی کنم، هر چند لیاقتشان همین ادبیات بیشتر نیست و گر نه در این چند سال آدم می شدند...) به هر روی ...

در مورد سایت های اینترنتی این نادان ها نیز می دانیم که هیچکدام ارزش خبری و علمی ندارند و با سر رو ته کردن اخبار خودشان را به خواب زده اند. به نظر می رسد حاکمیت نیز از وجود افرادی که این سایت ها را به روز می کنند نا آگاه نیستند.می گویید چطور؟

 به نظر شما اگر امروز ملیجکی مثل حامد ایمان در چهار راه امین تبریز که مرکز شهر به شمار می رود دفتری به اندازه ی میدان فوتبال دارد و همه جایش پر از میکروفن های مخفی است و در آنجا شمس تبریز و آذرترک منتشر و بروز می کند اجاره ی سرسام آور چنین مکانی را از کجا تامین میکند؟ خارج از مرز یا از طریق فروش اطلاعات فعالین حرکت ملی آزربایجان به این جا و آنجا؟

اگر سایتی( مثل آزاد تبریز) در کشوری مثل ایران بیش از یکسال آزادانه و بدون مواجهه با فیلترینگ، نظرات یک مشت هرجایی ِ بی سواد ِ بی هویت را منعکس کند و منابع مالی اش هم معلوم نباشد و نیمی از هاست مورد استفاده اش هم دزدی باشد و سایر گروهک های گرگ پرست نیز قبولش نداشته باشند، در موردش چه فکری باید کرد؟ نباید اندیشید که این ها یک مشت قبیله گرای خریداری شده اند ( البته هم پان ترکها خود فروش اند فقط خریدار فرق و یا هر چند بار تغییر می کند) که از سوی برخی سرویس های اطلاعاتی داخلی هدایت می شوند تا هم در میان پان ترک ها اختلاف افکنی کنند، هم بخشی از آنان شناسایی و تحت کنترل باشند و هم یک عده مهار شوند؟؟؟؟هر چند ذکر این موضوع ممکن است به قیمت فیلتر شدن خودمان تمام شود ولی باید می گفتم که برادر ها دیگر بس است!!! با این مادر به خطاها نباید مدارا کرد.همه شان را سینه ی دیوار بگذارید و ماشه را بکشید .اگر لیاقتش را ندارید به خود ما محول کنید تا خودم شخصا با دوستانم هر روز چند راس از این خائنین را از میله ی درفش ِ میدان ِ ساعت از پا آویزان کنم.

اگر سایتی با نام مضحک و ساختگی بای بک یک سال در ایران بدون فیلتر شدن هر روز به روز شود و تازه پس از برخاستن فتنه ی 1 خرداد مسئولان به صرافت فیلتر کردنش بیافتند ار چه کسی باید بازخواست کرد؟این نادان که خود را ایشیق سوئنمز نام گذاشته و گویا در اروپا هم نشسته و سعی می کند ادای لهجه استانبولی را در بیاورد نزدیک به دو سال است در مورد بلاگ ما و مقالات من مطلب می زند بی آنکه بتواند پاسخی از ما برای مطالب غیر علمی و عوامانه اش بگیرد.همه ی ما می دانیم که این نادان های هرجایی که نام خود را فعال سیاسی گذاشته اند زمانی که پشت رایانه می نشینند احساس قدرت کاذب دستشان می اندازد!!!! و با جمع زدن خود شان با دُمین سایت مسخره شان خود را یک گروه سیاسی فرض میکنند و ادعای سیاسی های کهنه کار را به خود می گیرند در حالی که در تمام زندگی شان نه یک مقاله ی علمی و متقن ارائه کرده اند و نه در محیطی غیر از اینترنت به فعالیت سیاسی پرداخته اند .اینان همان ولنگارهایی هستند که روز های خرداد گذشته با دادن پول و اسکناس به کودکان خیابانی در محله های جنوب شهر تبریز آنان را وادار به پخش اعلامیه و در اعلامیه مردم ساده ی روستایی را تشویق به تظاهرات اعتراضی می کردند ولی تا کنون کسی ندیده که حتی یکی از این بزدل ها در خیابان و میان مردم خلق قهرمانشان حاضر شوند و مطمئن هستم اگر مدارک تحصیلی این نویسندگان ِ پفکی ِ اینترتنی را مشاهده کنیم بیشتر شان یا در دانشگاه های درجه 3 درس خوانده اند و یا حتی دیپلم متوسطه را به سختی گرفته اند و اکنون با فشار زیاد میخواهند وانمود کنند که به ترکی استانبولی( که ملغمه ای است از زبان فارسی و انگلیسی و فرانسوی و عربی و ترکی ) بیشتر از سایر ترکگراها خود باخته است ولی حتی در این کار نیز موفق نبوده ... و ناخودگاه خوانندگان خود را ( اگر کسی حاضر به خواندنشان باشد جز من و خودش) به نیشخند وا میدارد.

 

آن یکی که نمی دانم اسمش تریبون بود یا آزاد تریبون زمانی ادعا کرد که پان ایرانیست ها در تبریز کوره ی آدم سوزی دارند !!!  و قصد کشتن نمی دانم کی!!! ، آخر حرام لقمه ! ملی ها روی جد و آبادت تف نمی اندازند چه رسد که قصد کشتن توی مجهول الپدر را داشته باشند....

آن یکی یک روز گفت که آدرس مرا پیدا کرده و به زودی قصد حمله دارد فردا سایتش قفل کرد. دگر روز گفت محل کار مرا یافته پس فردایش شماره تلفنش را دستش دادیم... .

به هر روی این داستان کشور ماست که در سایه سیاست تنش زادیی  و آزادی و تساهل و مدارایش دچار این میکروب های سیاسی شده.

یک بار دیگر از همین جا به تمام تجزیه طلبان یا هویت تجزیه کنندگان و همه ی هرجایی های سیاسی اخطار می کنیم در صورت مشاهده ی هرگونه فعالیت ضد مهینی در این شهر این اعمال را به منزله ی اعلام جنگ با همه ی ارزش های ملی،ایرانی و خون پاک شهدای تاریخ ایران بویژه شهدای دفاع مقدس _ که خونشان هنوز در حال جوشیدن است _ تلقی خواهیم کرد.

کارنامه ی جوانان میهن پرست آذری برای همگان مشخص است .در سال گذشته در پی توهین یکی از روزی نامه های چاپ باکو به پیامبر اسلام، همگان خشم ایرانیان در برابر لانه ی جاسوسی رژیم باکو در تبریز و سپس در برابر میدان شهرداری تبریز پس از پایان نماز جمعه مشاهده کردند.یقین بدانید میهن پرستان آذری به چیزی کمتر از الحاق ایران شمالی به مام میهن رضایت نخواهند داد...

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  |