تبليغاتX
فرمان آریا فرمان آریا - پان فارسیست.پان فارسیسم.کلید .واژه های گفتمان تجزیه طلبی.پان ترکیسم border=0>
يكپارچگي فلات ايرانزمين را مي بينم.آنرا باور دارم
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

پان فارسیسم
 
از ورود واژه ی ساختگی و بی مفهوم پان فارسیسم به واژگان سیاسی ایران چند صباحی بیشتر نمی گذرد. این واژه ی مجعول همواره از سوی گروهکهای افراطی قبیله گرا برای نامیدن مخالفان خود اعم از ناسیونالسیت یا چپگرا و البته برای نامیدن ناسیونالسیت های به صورت خاص بکار می رود. معمولا کسانی که واژه ی پان فارسیسم را بکار می برند افراد قوم گرا و یا افراد ناآگاه می باشند.علاوه بر این که در هیچ واژه نامه ی سیاسی و هیچ کتاب معتبر سیاسی و هیچ مقاله ی علمی ارائه شده از سوی دانشمندان علوم سیاسی ایران و جهان به واژه ی بی معنای پان فارسیسم بر نمی خوریم ،در تجزیه ی این عبارت نیز به بی معنایی آن پی میبریم. پیشوند پان در دانش سیاسی در چم و معنای پیوند و باهمی و یکپارچی آمده است .تمامی جنبش های اصیل پان پیوند دهنده و سازنده و جنبش های استعمار ساخته ی پان ویرانگر و جنگ افروز می باشند.کلمه ی فارس یا پارس گرفته شده از پارسا می تواند در دانش تاریخ معانی ی زیادی داشته باشد، از جمله نام کهن کشور ایران در زبان های دیگر و در نزد بیگانگان که همواره  تا سال 1934از ایران با نام پارس/فارس/پرشیا و... نام برده اند.ولیکن اکنون در میان مردم و جامعه نخستین معنی واژه ی فارس در چم زبان امروزین ایرانیان و زبان فارسی دری می باشد. از آنجا که ناسیونالیسم ایرانی هیچگاه ناسیونالیسمی قائم به زبان نبوده و زبان تنها یکی از مؤلفه های سازنده هویت ملی ایرانیان می بوده و در کنار زبان خاک(میهن)،خون و تبار و ارزشهای دینی باستانی و اسلامی در ناسیونالیسم ایرانی موجود بوده و است ،اطلاق واژه ی پان فارسیست به گروه های ناسیونالسیت ایرانی بی معنا،غیر علمی و عوامانه جلوه میکند.ولیکن در ظاهر این حرکت عوامانه نیات زیرکانه ای نیز وجود دارد.هدف گروهک ها و نویسندگان قبیله گرا از کاربرد پان فارسیست را می توان در دو مورد عمده خلاصه کرد:
 
1)      قبیله گرایان به ابتذال و زنندگی اندیشه ها و تز های خود آگاه اند در نتیجه در پی این هستند تا با تراشیدن دشمن فرضی هم عمل خود را مشروع جلوه دهند و هم در برابر ملل ادعایی خود (کورد،ترک،عرب) یک ملت ساختگی و خیالی هیولا وار را ترسیم کنند که همانا جز ملت فارس نیست. در حالی که در هیچ کجای ایران حتی در استان فارس نیز کسی خود را وابسته به این ملت نمی داند،همانطور که آذربایجانی ها و کرد ها نیز به هنگام پرسش در مورد ملیت شان خود را ایرانی می دانند ( آگاهی ملی ،مهمترین عنصر هویت ملی است).
2)      قبیله گرایان معمولا دارای سواد سیاسی،تاریخی(به ویژه تاریخ همروزگار) و ادبی نیستند،جریان های سیاسی ایران و جهان را به خوبی نمی شناسند و قادر به درک آنها نمی باشند و در کمتر موردی دیده می شود نویسنده و فعال قوم گرایی زحمت پژوهش و بررسی پدیده های سیاسی را به خود دهد.از این رو است که این افراد به هنگامی که بخواهند واژه ی پان ایرانیسم و پان ایرانیست را در معنای مکتبی ( اندیشه ی پان ایرانیسم به معنی اتحاد سرزمین های ایرانی ) و سیاسی ( حزب پان ایرانیست) به کار برند ناخودآگاه از بیم اشتباه در آمدن بافته های خود واژه ی پان فارسیسم یا شوونیسم را به جای آن می نشانند.دلیل هم مشخص است پان فارسیسم واژه ای است تعریف نشده و مبهم و بی مختصات و بی مفهوم و به راحتی می توان هر گروه سیاسی و یا هر جریان و فردی را بدان منتسب کرد.در حالیکه واژه ی پان ایرانیسم از دید تئوریک و علمی و سیاسی روشن است و تعریف خاصی دارد و روند ِ عرضه ی آن به جامعه ی سیاسی ( از محمود افشار یزدی تا محسن پزشکپور) شناخته شده است.کتاب های ما چه می خواهیم  و بنیاد مکتب پان ایرانیسم ( هر دو نوشته ی محسن پزشکپور) و انبوهی از مقالات و کتاب های ارائه شده از سوی سران پان ایرانیست حد و مرزهای پان ایرانیسم را روشن نموده و براحتی نمی توان هر کسی را به پان ایرانیسم بست و هر روشی را پان ایرانیستی خواند. ( بگذریم از اینکه در برخی از موارد درجه علمی برخی مقالات تا اندازه ای پایین است که از برخی توده ای ها به عنوان پان ایرانیست یاد می شود)
«حزب پان ایرانیست بر بنیاد مکتب پان ایرانیسم»  یعنی فعالترین حزب موجود در عرصه ی سیاسی ایران امروز ( درون مرز) در میان احزاب فرمایشی و غیر فرمایشی جلوه ی تشکیلاتی مکتب پان ایرانیسم ،تنها دستگاه صلاحیّتدار اعمال سیاست های پان ایرانیستی می باشد.در نتیجه نمی توان در یک نوشته ی علمی و دقیق، افراد منتسب به جبهه ی ملی ( البته کسانی که در گذشته نه در مکتب پان ایرانیسم فعالیت داشتند و نه در یکی از گروه های عمده پان ایرانیستی : حزب ملت،سازمان پان ایرانیست و حزب پان ایرانیست ) و یا اصلاح طلبان و... را پان ایرانیست اطلاق کرد.و این برای کسانی که دارای اطلاعاتی در این مورد نیستند و در عین حال علاقه مند به اظهار نظر هستند رنج آور است در نتیجه از واژه ی دم دست پان فارسیسم بهره می جویند تا بتوانند هر مخالفی را به آن منتسب کنند.
 
مخالف از دید قوم گرا
 
از دید قوم گرایان چه پروفئسور ، چه دوقتور  و چه خرابکاری که مورد مصرفش در خیابان و استادیوم است ، هر کس نسبت به ادعاهای واهی آنان بی اعتنا باشد یا باورمند به تمامیت سرزمینی کشور باشد ( طبیعی ترین نتیجه ی داشتن عقل سلیم) و یا باورمند به طرح مسائل قومی نباشد ،شوونیست،پان فارس و ترک ستیز است.هر مورخی که به ادعاهای واهی تاریخی اینان خندیده باشد پان فارس است چون مخالف اینان می باشد هر سیاست مداری که نسبت به مسائل قومی واکنش منفی نشان دهند شوونیست است هرچند از بدنه ی حزب کمونیست کارگری یا حکمتیست ها باشد… و این تنها منطقی است که بیشترینه قوم گرایان از این بهره برده اند.
 
برآمد : پان فارسیسم واژه ای است مجعول ،مبهم و مفهومی است دون هر گونه مصداق و بدون چارچوب که از سوی گروهکهای قوم گرا به مخالفین اطلاق میشود ( هم پای شوونیسم) و در برخی مواقع نیز به جای واژه ی پان ایرانیسم به علت ترس از نادرست بودن داده ها و کلی بودن واژه ی پان فارسیسم مورد کاربرد قرار می گیرد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  |