|
گر نخواهی حق،آسان توان زیست
|
نقش فراماسونری در واپس ماندگی و خیانت به ایران
"من به نام ایران و ایرانیت از هموطنان خود تمنا می کنم از دور این
شیادان بپاشند و پیرامون آنها نگردند.برای یک نفر ایرانی خیانت از
این بالاتر نمی شود که داخل یکی از محافل دشمن بشود" .
استاد میهن پرست شادروان محمود محمود
تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن نوزدهم .
پاینده ایران
جریان فراماسونری در نخستین بار در انگلستان با شعار های به ظاهر انسان دوستانه و برابری خواهانه و سپس شعارهایی مبنی بر جهان وطنی بنیادنگذاری گردید(1717 در لندن).به تدریج با پا گرفتن فراماسونری لژ متعددی در اروپا و امریکا تاسیس شد که بیشترینه آنها وابسته به لژ اعظم واقع در انگلستان می بود.جریان ماسونی از آن جهت دارای اهمیت می باشد که فراماسون ها پس از چندی شروع به جذب نخبگان و افراد صاحب منصب و با نفوذ جوامع کرده و حتی توانستند سیاستمداران بزرگ کشورها را وارد لژ نمایند.از این رهگذر توانستند پس از مدتی در سیاستگذاری ها مهم کشورها و حتی دگردیسی های سیاسی تاثیر گذار واقع شوند.
فرماسونری در کشورهای جهان سوم وشرق از بدو تاسیس وسیله ای شد در دست استعمار تا با استفاده از نفوذ سیاسی،قضایی و ... اعضای خود این کشورها را در جهت خواسته های خود هدایت نمایند.
شاید بتوان گفت پیروزی انقلاب کبیر فرانسه که به کشته شدن هزاران سیاستمدار،روحانی ،دانشمند و... انجامید نخستین پیروزی بزرگ فراماسونری بود،زیرا در پشت پرده ی این قیام به ظاهر مردمی اساتید اعظم فراماسون قرار داشتند و حتی بیشترینه ی انقلابیون تندرو در فرانسه به ویژه جناح ژاکوبن ها از اعضای لژهای ماسونی می بودند.
لژهای ماسونی عمدتا به جذب افراد نخبه در عرص های مختلف می پردازند و احتمال ورود یک فرد عادی به یک لژ ماسونی تقریبا منتفی است.فراماسونری در آغاز دارای سه رتبه می باشد : شاگرد،رفیق و استاد ولی پس از این مراتب رتبه های دیگری نیز وجود دارد که تنها شماره اندکی از ماسون ها می توانند به آن رتبات نائل شوند و دارای سی و سه درجه می باشد.
مرکز همه لژهای ماسونی _لژ های وابسته به انگلستان یا همان لژ اسکاتلند و لژهایی که سروری گراند لژ اسکاتلند را پذیرفته اند_ در انگلستان دایر می باشد و از این جهت دولت فخیمه انگلستان که بسیاری از مراتب بالای آن توسط استاد های اعظم فراماسونری تصاحب شده به راحتی می توانند در دول شرقی نفوذ نماید.
تاریخچه ی فراماسونری در ایران به قرن نوزدهم می رسد و نخستین ماسون های ایرانی در اروپا وارد دستگاه فراماسونری شدند که اکثر آنها سفرای و دیپلمات های ایرانی مقیم آن کشورها بودند.
فرماسون های در عرصه ی جهانی از قدرت فراوانی برخوردارند و پیوندهای مستحکمی با مراکز قدرت بر قرار کرده اند.ماسون ها سالانه در کاخ سلطنتی انگلستان نسشت سری را برپامی دارند و در آن نشست همه ی استادهای اعظم فراماسونری جهان و بالاتر از همه همسر ملکه انگلستان که بزرگترین استاد اعظم است شرکت دارند.
جریان فرماسونری در سطح جهانی با شعار های انسان دوستانه از قبیل برابری انسان ها،آزادی عقیده و بیان،از میان بردن مرزها و جهان وطنی و جهانی شدن خود را معرفی می کنند ولی این تنها ظاهر امر است چراکه استادهای ماسون هیچکدام به این شعار ها ایمان ندارند و تنها جذب قدرت و سرمایه بیشتر است که آنها را به حرکت در می آورد.در این راستا حتی ممکن یک فاشیست را نیز در میان خود بپزیرند و نمونه آن در تاریخ فراماسونری اندک نبوده است.جلی jelli فراماسون و فاشیست ایتالیایی بود که از هواداران سرسخت موسولینی به شمار می رود.وی حتی در اسپانیا به نفه جبهه سلطنت طلب (فالانژهای طرفدار فرانکو) جنگیده بود.جلی استاد اعظم لژی بود که P2 نام داشت و علاوه بر فراماسونری به اعمال بشردوستانه ی دیگری همچون قاچاق اسلحه و مواد مخدر می پرداخت.P2 نفوذ فراوانی در دولت داشت و بیشتر به یک شبکه ی مافیایی شبیه بود تا لژ. این لژ را نمونه بارز یک تشکل فراماسونری در داخل دولت دانسته اند.
داعیه جهان وطن بودن شبکه های ماسونی مانع از ایننمی شود که در هر کشور عقاید از فرهنگ ملی آن ناحیه برای سرپوش گذاشتن بر اعمال کثیف خود سوءاستفاده نکنند.حتی در ایران لژهای زیادی با نام هایی برخاسته از فرهنگ ایران باستان و فرهنگ پارسی تشکیل شد و حتی آرم لژ ها نیز دارای این مفاهیم بود تا آسان تر بتوانند مردم و افراد ظاهر بین نسبت به اعمال خود خوشبین نمایند.نام هایی همچون : خیام،حافظ،رازی،ابن سینا،مزدا،کورش،مهر و...نامهایی بودند که جریان ماسونی در ایران انتشار افکار جهان وطن خود از آنها استفاده میکرد.
نخستین بار از سوی ملکم خان که روزنامه نگار و به اصطلاح منورالفکر دوران قاجار به شمار می رفت و خود از اعضای لژهای ماسونی غرب می بود در ایران محفلی به نام فراموشخانه تاسیس شد و شروع به فعالیت های شبه ماسونی نمود.ملکم خان در فرانسه به لژ فرانسوی "دوستی صمیمی" پیوسته بود ولی از سوی این لژ ماموریتی برای تاسیس لژی ماسونی به وی داده نشده بود.از این رو پس از تاسیس فراموشخانه،این محفل هیچگاه از سوی لژهای فرانسوی مورد تائید قرار نگرفت.
ایرانیانی که در لندن و پاریس به لژهای ماسونی می پیوستند پس از بازگشت به ایران تبدیل می شدند به عاملی در دست لژها زیرا هر ماسون به هنگامی که به عضویت لژ وارد می شود در برابر استاد اعظم سوگند یاد می کند که تمامی فرامین گراند لژ انگلستان را مو به مو به اجرا در آورد.در مقابل پله های ترقی و مصونیت قضایی و ... پس از هموندی به روی هر عضوی گشوده می شود و بنا بر صلاحدید اساتید اعظم به مناصب مورد توجه خواهند رسید.یک ماسون در هیچ شهر و هیچ کشوری تنها نیست زیرا پس از ورود به هر شهر و هر سرزمین برادران فراماسون وی به استقبال وی خواهند رفت و حتی در صورت بروز مشکل برادران فراماسون وی که در مقام دادستان و قاضی و وکیل و رئیس پلیس و ... میباشند به یاری او خواهند شتافت.به خاطر همین امتیازهاست که برخی افراد تمایل زیادی به عضویت در دستگاه فراماسونری و خدمت به برادری و برابر جهانی !!! دارند.
در مورد منابع تحقیقی پیرامون فراماسونری در ایران تا کنون علیرغم گذشت بیش از یکصده از پیدایش آن در ایران نوشته ها و کتاب های بسیار اندکی نگاشته شده و دلیل آن نیز میزان نفوذ فراماسون ها در هیئت حاکمه های ایران بوده است.به راحتی میتوان گفت فراماسون های ایرانی بیش از هر کس دیگری به این آب و خاک خیانت کرده اند و باعث عقب ماندگی و تجزیه و گرفتاری میهن شده اند.بیشتر قراردادهای تجزیه سرزمین های ایرانی از یکدیگر به دلالی و واسطه گری دیپمات های ماسون انجام پذیرفته و تقریبا همه امتیازی های واگذاری شده به بیگانگان از سوی همین افراد به تحقق پیوسته.قراردادهای ننگینی چون گلستان و ترکمنچای،قرارداد 1907 (که ایران به دو منطقه نفود روس و انگلستان تبدیل می کرد)،قرارداد رویتر ،لایحه ی جدایی بحرین و... به وسیله ی همین افراد به ملت ایران تحمیل شد.
سرلشکر حسن نخجوان(فراماسون) از امرای ارتش شاهنشاهی ایران در زمان رضا شاه همان کسی بود که موجبات انحلال ارتش را درست به هنگام حمله انگستان و روسیه به ایران فراهم آورد . رضاه شاه که در صدد محاکمه و اعدام وی بود به وسیله نفوذ و فریبکاری های محمد علی فروغی (از فراماسونهای سرشناش) از محاکمه نجات پیدا کرد و حتی در دولت بعدی به مقام بالاتری به واسطه خدمات خود به دولت فخیمه رسید.
محمد خلیل جواهری فرماسونری بود که پس از جنگ جهانی دوم از سوریه و لبنان به ایران بازگشت و نخستین لژ وابسته به گراند لوریان را به واسطه ی ارتباط با لژ قاهره در کشور تاسیس کرد که لژ همایون نام داشت.(1951)
لژ همایون پس از چندی فعالیت منحل شد و لژ مولوی به عنوان جایگزین آن فعال گردید.
در سال 1337 لژ تهران وابسته به گراند لژ اسکاتلند و در سال 1339 لژ کورش در سال 1341 لژ خیام در فوریه 1965 لژ اصفهان در سال 1960 میلادی لژ حافظ در شیراز و در سال 1343 لژ فردا همگی وابسته به گراند لژ اسکاتلند در کشورمان تاسیس شدند.نکته قابل توجه این که بسیاری از سیاستمداران رده بالای ایران و حتی بسیاری از نخست وزیران و برخی روحانیون در دوره پهلوی اول و دوم از عناصر فراماسون تشکیل بودند و این افراد هم در سقوط رضاشاه و هم در سقوط محمدرشا شاه نقش فعالی داشتند.
باید توجه توجه داشت که پیوستن به جریان فرماسونری از سوی یک فرد ایرانی و مسلمان نمی تواند دارای هیچگونه توجیهی داشته باشد و یا از آن به عنوان عملی ناآگاهانه یاد نمود.چرا که پس از روشن شدن نقش این جریان در کشورهای شرقی و نفوذ نیروهای استعماری در آن نمی توان هیچگونه توجیه اخلاقی و مذهبی و سیاسی برای آن قائل بود.افزون بر این ها هر فراماسون هنگام ورود و قید سوگند ،تعهد می کند خود را فرمان بردار گراند لژ و استاد اعظم بداند در نتیجه هر گونه تعهد وی نسبت به دولت و ملت و منافع ملی منتفی خواهد بود.لژهایی ماسونی به ویژه لژهایی که زیر نظر لژ اسکاتلند می باشند (اکثر لژهای ایرانی وابسته به گراند لژ اسکاتلند اند) دارای سرودها و نیایش های ویژه ای هستند که از تورات اخذ شده و چون بیشتر سران فراماسون جهان از میان جهودها برخاسته اند اعترافی است ضمنی درمورد پذیرفتن برتری و سروی یهوه.
برای نمونه در مراسم و تشریفات ماسونی سروده های از مزامیر داوود و ... به زبان اصلی خوانده می شود و سایر ماسونهای حاضر نیز موظف به هماهنگی و هم آوایی هستند.
در آهنگ دانفرمالین که از مزامیر اخد شده است خطیب لژ چنین می خواند : " متبرک باد یهوه که خدای اسرائیل است او فقط کارهای عجیب می کند " . در سرود دیگری چنین خوانده می شود : " بدانید یهوه خداست.او ما را آفرید.ما قوم او هستیم و گوسفندان مرتع یهوه "... .این سرودها و بسیاری دیگر از سرودهایی که از تورات گرفته شده است در لژهای ایرانی به زبان انگلیسی خوانده می شود و صدها فراماسون ایرانی(که بیشترشان نخبگان سیاسی و فرهنگی کشوراند) بر دست اساتید اعظم خود بوسه می زنند تا آسان تر بتوانند پله های ترقی و کسب قدرت را طی کنند و در نتیجه به میهن خود خیانت ورزند.!!!
آیا هیچ ایرانی وطن پرست و یا هیچ روحانی و مسلمان واقعی حاضر خواهد شد با وجود دلایل آشکار و سوگند ها و سرودهای رسوای فراماسونری به این فرقه پیوندد؟؟ استاد اسماعیل رائین در این مورد می نویسد : هنوز هم در کسوت شریف روحانیت بر دست های اساتید اعظم بوسه می زنند و همصدا با سایر برادارن می سرایند : مبارک باد یهوه! که خدای اسرائیل است.و این جملات بر زبان کسی جاری می شود که نه تنها داعیه مسلمانی و پیروی از دین حنیف اسلام دارد بلکه مدعی هدایت مردم و آشنا ساختن طبقات با اصول مذهب و وادار ساختن آنان به پرستش خدای یگانه نیز هستند.
شایان توجه است که لژ تهران که یکی از لژهای معروف ایرانی است مراتب ماسونی و سرودها و سوگند و پرچم ها و علایم فراماسونری کاملا در آن جاری بود.اسحاق کریستفر فری یهودی انگلیسی ساکن ایران که پس از ملی شدن صنعت نفت از ایران اخراج شد ولی پس از مدتی برای ادامه ماموریت ها با شغل دیگری وارد ایران گردید از هماهنگ کنندگان عمده آن لژ بود.موسسین لژ تهران در بصره به وسلیه خاندان شیخ خزعل به عضویت گراند لژ درآمدند و در ایران لژ موسوم به تهران را تاسیس کردند...
در زیر به معرفی تعدادی از اساتید اعظم فراماسونری ایران پرداخته و در نهایت نام تعدادی از اعضای فراماسون به نقل از جلد سوم کتاب فراموشخانه و فراماسونری در ایران،نوشته استاد اسمائیل رائین نقل می کنیم.
سید حسن تقی زاده : حسن تقی زاده یکی از اساتید اعظم لژهای ماسونی ایران می بود که به ظاهر دارای گرایش های ملی گرایانه نیز بود و در اصل به گفته خودش آلت فعلی بیش نبود.او از بنیادنگذاران لژهای آلمانی در ایران به شمار می رفت.او نخستین بار در سال 1907 وارد لژ بیداری ایران (تاسیس به سال 1907) شد نام او پس از سالهای 1320 در هر محفل ضد ماسونی به عنوان یکی از فراماسون های معروف برده می شد.تقی زاده در یادداشتی که در مجله یادگار درج کرده بود یکی از راه های تعالی و پیشرفت ایران را تاسیس لژهای ماسونی و پا گرفتن فراماسونری در ایران دانست.در پاینه های دوره ی قاجار شاید تقی زاده نشریه ی کاوه را با همکاری بسیاری از اندیشمندان ایرانی در آلمان منتشر نمود.کاوه در تاریخ مطبوعات ایران از اهمیت بسزایی برخوردار است.
حسین علا: وی نخستین استاد اعظم گراند لژ مستقل ایران بود.علا در امریکا به سازمان های ماسونی پیوست و پس از بازگشت به ایران با ماسون های سرشناس و صاحب نفوذ در امور مملکتی همفکری داشت.وی در لژ مهر و گراند لژ مستقل ایران به دریافت مقام استاد اعظم نائل شد و از لژ ایده آل جهانی عالیترین عنوان ماسونی یعنی مقام فراماسونری مادام العمر را گرفته بود.
علینقی خان نبیل الدوله : او یکی از ماسون های معروف ایران بود که دارای شهرت جهانی میباشد و در سازمانهای ماسونی امریکا دارای مقان ژنرال ماسونی و درجه سی و سوم میبود.وی از اعضای خاندان کاشی و از روسای فرقه ی انگلیسی بهاییت بود.همسر امریکایی وی بنام فلورنس لبدر زنان بهایی امریکا بود و علاوه بر فعالیت های ماسونی در شورای طریقت فراماسونری امریکا شرکت داشت.
دکتر تقی اسکندارنی : در ایران لژهای انگلیسی بیش از سایر لژها فعالیت داشتند ولی در کنار آنها لژهای آلمانی و فرانسوی نیز فعال شدند. در این میان لژهای آلمانی به واسطه ی خصومت نژادی با انگلیسی ها سروری وتفوق گراند لژ اسکاتلند را رد نمودند (یکی از بارزترین تضادها در سازمان برابری و برادری و جهان وطنی!!!!).در ایران نیز برخی از فراماسون های قدیمی به فکر تاسیس لژهای وابسته به آلمان افتادند.حسین علا و تقی زاده و اسکندارنی ،مختار الملک صبا و عبدالله انتظام و ابوالحسن حکیمی از موسسین نخستین لژهای آلمانی در ایران بودند.دکتر اسکندرانی در آلمان هیتلری تحصیل کرده بود و در به ظاهر دارای گرایش های شدید ملی گرایانه بود.ولی همچون برخی دیگر از افراد مانند نقی زاده وگروهی دیگر که نام شان را خواهیم آورد ملی گرایی این دسته یا از مصلحت و فریب بود و یا به سبب ناآگاهی و چبود ناسیونالیسم. مهندس احمد حسامی در پاسخ یکی از دوستانش پیشنهاد عضویت در فرماسونری را به وی داده بود، یاددآوری کرد : هیچ ناسیونالیستی انترناسیونالیست نمی شود همانطور که هیچ زن عفیف و شوهرداری روسپی نمی شود.
به هر حال لژ آلمانی مهر در سال 1338 در ایران تاسیس شد و به دلیل استقبال از آن لژهای آفتاب و ستاره سحر نیز بنیان گذاری شدند.
***
منابعی که در مورد فراماسونری در ایران نوشته و چاپ گردیده:
بزرگ ترین معتبرترین منبع در مورد اسناد فراماسونری که در کشور در مورد ماسون های ایرانی چاپ شده کتاب سه جلدی فراموشخانه و فراماسونری در ایران ،نوشته اسماعیل رائین می باشد.همچنین سازمان اسناد انقلاب اسلامی نیز کتابی با همین موضوع منتشر نموده است.ولی کتاب رائین معتبرترین و قدیمی ترین نوشته در این مورد است که با سعی و تلاش های طاقت فرسای خود وی تنظیم شده.در کتاب وی عکس های بسیاری در ماسونها با لباس ها و پرچم های ماسونی در لژهای ایران منتشر شده و جالب اینکه همه مراسمات و نسشت های ماسونی در ایران به صورت محرمانه برگزار می شد و هیچ فردی حق ورود به این مجالس را نداشت.جلد سوم کتاب رائین که در مورد فرماسون های دوره پهلوی دوم بود با توجه به اوضاع سیاسی تنها توانست در سال 57 منتشر شود و جلد چهارم کتاب که در مورد نهادهای مذهبی فراماسونری نگاشته شده بود در سال 58 از سوی انتشارات امیرکبیر زیر چاپ رفت ولی بنا به ادعاهای موجود در شب چاپ عده ای که تحریک شده بودند به چاپ خانه حمله برده همه کتاب ها را خمیر میکنند و رائین را نیز مورد ضرب و شتم قرار میدهند و اسماعیل رائین پس از چند روز فوت میکند. (1)
گفتنی است اسماعیل رائین به تشویق محسن پزشکپور رهبر وقت حزب پان ایرانیست به انتشار اسناد فراماسونری دست زد.
اسامی برخی از فراماسون های صاحب نام ایران به نقل از اسماعیل رائین :
1) سید جمال الدین اسدآبادی : وی در چندین لژ بزرگ جهانی عضو بود و دارای مقام استاد اعظم فرماسونری به داشت.وی فردی بود بی وطن که هر از چند گاهی خود را به یک ملیت منسب می کرد.ادعاهایی در مورد ماموریت وی از سوی دولت فخیمه برای ایجاد به اصطلاح وحدت اسلامی میان کشورهای شرقی جهت حایل شدن بر دورادور هندوستان از برای مقابله با زیاده خواهی های روسیه وجود دارد.سید جمال نخستین بار در سال 1875 در مصر ماسون شد و لژ محفل الوطنی را در قاهره تاسیس نمود.وی در این لژها عضو بود : 1- لژ نیل در قاهره2- لژ فایتح لندن.3- لژ مازینی ایتالیا . 3- لژ کوکب شرق در قاهره . 4-لژ گراند اوریان فرانسه. 5- فراموشخانه ملکم خان... و چندین لژ دیگر.
2)میرزا ملکم خان : از مالکم خان به عنوان موسس فراموشخانه در ایران یاد شده است.اما پس از چندی عملکرد وی از سوی شاه مورد اعتراض قرار می گیرد و با پادرمیانی دوستان ! به عنوان سفیر ایران در لندن! به انگستان فرستاده می شود.وی در سال 1918 در گذشت.
3)عسگر خان ارومی افشاری: سفیر ایران در دربار ناپلئون.
4) ابوالحسن خان ایلچی: وی اولین وزیر امورخارجه ایران در دربار دولت فخیمه بود ( البته پس از اینکه به جریان فرماسونری پیوست به این سمت رسید.!!!)میرزا حسن خان با همدستی سرگور اوزلی در عقد قراردادهای گلستان و ترکمنچای نقش اساسی داشت.
5)اردشیر جی : وی یکی از مهره های مرموز سیاسی و از عوامل دولت فخیمه انگلستان در ایران می باشد .در مورد نقش وی در تاریخ معاصر ایران حرف و حدیث بسیار است.اردشیر جی که از پارسی ها (زرتشتیان هند) میبود افسر اطلاعاتی انگلستان بود در دربار پهلوی ها نفوذ فراوانی داشت.
6)میرزاحسن خان مشیرالدوله : میرزا حسن خان زمانی که مسئولیت وزارت امور خارجه را داشت قرارداد ننگین 1907 را منعقد کرد.بنا براین قرارداد ایران همانند ملکی طلق میان انگلستان و روسیه تقسیم می شد.
***
فراماسون های سیاستمدار در زمان پهلوی ها
7) محمد علی فروغی : از سیاستمداران و نخست وزیران وقت که یهودی زاده بود. علاوه بر او فرزندان وی محسن فروغی و مسعود فروغی از ماسون های سرشناس می بودند.محمد علی فروغی علاوه بر سیاست در جهان علم و ادب ایران نیز شهره است چنانچه کتاب سیرحکمت در اروپا هنوز پس از گذشت سالیان به عنوان یک کتاب منبع در تاریخ فلسفه اروپایی به شمار می رود.تصحیح رباعیات خیام و دیوان حافظ از دیگر کارهای ادبی سترگ اوست.فروغی در زمان رضاشاه مورد غضب واقع گردید و خانه نشین شد ولی پس از حمله متفقین به ایران و تبعید رضاشاه به عنوان نخست وزیر محمدرضا برگزیده شد.(2)
8) حسنعلی منصور : نخست وزیر
9) مهندس ریاضی : سیاستمدار،سناتور و رئیس مجلس
10)مهندس جعفر شریف امامی: عضو لژ ستاره سحر ( لژهای آلمانی)، به هنگام گرفتن رای اعتماد از مجلس شورای ملی پان ایرانیست ها به وی رای اعتماد ندادند و سخنرانی های شدیدی علیه وی از سوی محسن پزشکپور و منوچهر یزدی انجام شد.
11)حسین فردوست
12)دکتر شاپور بختیار : عضو جبهه ملی و نخست وزیر .وی پس از روی کار آمدن گفت دیگر از این پس ایران ژاندرام منطقه نخواهد بود و ما در خلیج فارس نقش مقتدر را بازی نخواهیم کرد.وی از انقلابیون و مخالفین شاه بود ولی شاه با تصور اینکه به وسیله ی وی خواهد توانست اوضاع را کنترل کند ،دست به انتخاب او زد.
13)علی سهیلی: نخست وزیر و سفیر ایران در لندن،لژ همایون
14)هویدا : بهایی و عامل جدایی بحرین از ایران.در دوره بیست و دوم مجلس شورای ملی که فراکسیون پان ایرانیست در مجلس تشکیل شده بود،هنگام ارائه لایحه جدایی بحرین سخنرانی های شدیدی علیه این دولت خائن و ماسون هویدا از سوی پان ایرانیست ها انجام شد که منتهی شد به استیضاح دولت از سوی فراکسیون پان ایرانیست..همچنین هنگام ارائه لایحه ی بودجه از سوی دولت هویدا این لایحه از سوی پان ایرانیست ها مورد اعتراض قرار گرفت.پس از سخرانی محسن پزشکپور ،هویدا به پشت تریبون رفت و خطاب به محسن پزشکپور به زبان کنایه اشاره کرد به ترانه ای که در آن دوره معروف بود به نام " این آخرین ترانه من است ."منظور وی از این جمله این بود که پس از اتمام دوره بیست و دوم پان ایرانیستها نه تنها در مجلس بلکه در اجتماع نیز حضور نخواهند داشت.در نتیجه تا زمانی که هویدا در مسند نخست وزیری بود پان ایرانیست ها از فعالیت علنی محروم بودند و تابلوها و درفشهای حزب در شهرها پائین آورده شد روزنامه خاک و خون تعطیل شد...به روی گذشت زمان نشان داد که چه کسی آخرین ترانه را خواند و چه کسی با چراغ سبز ارابابان انگلیسی تیرباران شد. هویدا یک فراماسون بود و ماسون ها هیچگاه مورد پیگرد قرار نمی گیرند تا چه رسد به اینکه اعدام شوند.همانطور که سایر فراماسون ها مورد پیگرد قرار نگرفتند.گفته می شود که هویدا در اواخر به سمت و سوی لژهای امریکایی تمایل پیدا کرده بود تا چند صباحی هم از این راه به ایران و ایرانی خیانت کند از این جهت بود که گراند لژ اسکاتلند پس از دستگیری از وی حمایت ننمود.
15)جمشید آموزگار : نخست وزیر ایران و از اعضای سازمان ماسونی برادری جهانی
16)عباس گلشائیان : از اعضای لژ مولوی و عاقد قرارداد گس - گلشائیان
17)سرهنگ فضل الله مقدم : رئیس ساواک. وی از افسران لژ تهران بود و از دهه سی به جریان فرماسونری پیوسته بود.
18)تیمسار قره نی
19) تیمسار قره باغی
20)سید مهدی پیراسته ، سفیر وقت ایران در بلژیک
21)محمد ساعد : نخست وزیر، لژ مولوی
22)مهندس جلیل طالقانی : وزیر
23)دکتر سعید مالک : سناتور
24)دکتر علی امیر حکمت : سناتور
25)مطیع الدوله حجازی : سناتور
26)دکتر شفیع امین : نماینده مجلس شورای ملی
27)عباس آرام : وزیر خارجه و سفیر کبیر ایران در لندن
28)شیخ خزعل و خاندان وی: عامل انگلستان در خوزستان برای جدایی این خطه،دسیسه های وی با اقتدار رضا شاه ناکام ماند. وی در لژ حیفای بصره عضو بود.
29)دکتر غلامرضا کیان : معاون نخست وزیر در دهه سی و عضو لژ تهران
30)حسین قدس نخعلی : سفیر ایران در بغداد در دهه 20و30
31)ارتشبد ازهاری : نخست وزیر
32)سرتیپ محمد علی صفاری
33)سید حسن امامی : امام جمعه تهران و حقوقدان برجسته ایرانی که در سوئیس تحصیل کرده بود.وی مدت کوتاهی رئیس مجلس شورای ملی بود(دوره 17).دکتر امامی مدرک دکتری حقوق خود را از سوئیس گرفت.او ریاست لژ فراماسونری نور را بر عهده داشت.کتاب های حقوقی وی هنوز در دانشکده های حقوق به منزله حجتی برای اساتید و دانشجویان به شمار میرود.
***
فراماسون هایی که در عرصه های غیر سیاسی فعالیت داشتند:
34) دکتر ذبیح الله صفا : ادیب و نویسنده ی برجسته،لژ صفا
35)دکترذبیح الله قربان : رئیس سابق دانشگاه شیراز و بهایی.
36)دکتر عباس زریاب خویی : ادیب و نویسنده ،لژهای همایون و آفتاب
37)یوسف مازندی : روزنامه نگار و نویسنده ی کتاب ایران ابرقدرت قرن.وی برادر خواهر اسحاق کریستوفر فری _ بازرس یهودی ِ لژهای ناحیه ایران بود _ و در لژ کورش عضویت داشت.
38)صادق سرمد : حقوقدان و روزنامه نگار و شاعر ،وی در اشعار و سروده های خود وانمود میکرد فردی وطن پرست و ملی میباشد اما در عمل " با دشمن خونین قدح پیمایی میکرد".
39) دکتر عبدالحسین زرین کوب : نویسنده و مورخ معروف ، عضو لژ مهر
40)مهندس معین فر : عضو دولت موقت
41)دکتر احمد علی آبادی : لژ کورش،دبیر لژ فراماسونری اسلامی،در بیانیه ای که در اوج انقلاب اسلامی منتشر نمود خواستار پیوستن ماسون ها به جریان انقلاب شد.
41)دکتر احسان یارشاطر : مورخ و نویسنده ی شهیر ایرانی،لژ مهر
**)دکتر رکن الدین همایون فرخ : نویسنده و منقد تاریخ نویسی.وی به ظاهر در نوشتارهای خود به تاریخ نویسی ایران می تازید و از منظر ملی گرایی !!! آنرا دسیسه جهود برای ثبت کردن افتخارات تاریخی ایران زمین به نام خودشان می دانست.همایون فرخ که در لژ تهران عضویت داشتند هر ماه چندین بار اعتراف میکرد که از گوسفندان یهوه به شمار می رود و آنگاه در ظاهر امر خود را فردی آگاه و میهن پرست جا میزد.
***) دکتر احمد هومن و دکتر محمود هومن : لژ مولوی
****)مشیر الدوله پیرنیا
*****)کمال الملک
فراماسون ها از اقلیت های دینی :
42)یهود الئون دانتر : رئیس وقت آژانس یهود،لژ همایون
43)موشه شیرا : از ایرانیان کلیمی
44)صالح چتایات :وی از عراق به ایران مهاجرت کرده بود و از جهودهای عرب نژاد به شمار می رفت و از سال 1945 در کشورمان دارای مقامات بالای ماسونی بود.
پس از جنگ جهانی شمار زیادی از عرب تبارهای یهودی از سوریه و لبنان و عراق و مصر برای اجرای سیاست های استعماری ، در ظاهر راننده،صراف و نماینده شرکت ها به ایران آمدند و پس از چندی بهترین شرکتهای و مناصب را تصاحب کردند. بیشتر این ماسون ها عضو اینتلجنس سرویس بودند.
45)الیاس دبی : لژ همایون و سهامدار عمده شرکت سیار
46)شائول ناتان: موسس شرکت سیار که در حین اشغال ایران توسط متفقین در سال 1320 تاسیس شد.
47)اسفندیار یگانگی : لژ ابن سینا
48)پرویز یگانگی : لژ کسرا
49)جمشید یگانگی : لژ همایون
**)ارباب کیخسرو شاهرخ
نام تعدادی دیگری از فراماسون های جدید
50) محروم آیت الله ط
51) محروم آیت الله م. م : نویسنده و سخنران ،درگذشته به سال 58.
52) شیخ ص.خ
53) آیت الله م.ک : صاحب کارخانه های ریسندگی : ادعا می شود هم اکنون وی استاد اعظم فراماسونری در ایران می باشد.
54) آیت الله و .ط : از سرشناسان خراسان
55)آیت الله ط.ق
(توضیح : چون سند محکمه پسندی دال بر ماسون بود شماره های 50 تا 55 ارائه نشده است و ماسون بودن این افراد تنها در حد یک ادعا قوی است،به حکم اخلاق و وجدان تنها به آوردن واج های نخست نام ونام خانوادگی کفایت می شود)
نام تن از ماسون ها به نقل از روزنامه کیهان،ستون نیمه پنهان
56) علی بهزادی ،سردبیر نشریه سپید و سیاه پیش از انقلاب،لژ میترا ،لژ کورش ،لژ مولوی و دارنده عنوان ماسونی خطیب(مرکز اسناد انلاب اسلامی،فراماسونها،لایتنر ها و روتارین های ایران،ج1،ص 161)
57)مهندس عبدلله والا : لژهای خیام،ژاندارک،کورش،نور، به نقل از مرکز اسناد و اسماعیل رائین
سایر ماسون ها :
58)مرحوم آیت الله سید محمد طباطبایی : از پیشتازان مشروطه
59)شیخ ملا هادی نجم آبادی
***
پایان سخن :
هم میهن آزاده، برای شناخت تاریخ معاصر ایران شناخت جریان فرماسونری ضروری است،برلی حل تعارضات و تناقضات تاریخ معاصر شناخت جریان ماسونی بایسته است،به یاد داشته باشیم مسئولیت بسیاری از نگون بختی های کشورمان متوجه استعمار و عوامل آنها یعنی ماسون های ایرانی است.تمامی قراردادهای تجزیه سرزمین های ایرانی از یکدیگر به دلالی و همیاری فراماسونهای منعقد شده است،عضویت هیچ فردی در این دستگاه به هیچ روی قابل توجیح و بخشش نیست حتی اگر فرد در ذات خود انسان شریف یا دانشمندی بوده باشد،حتی اگر در ظاهر و در شعار زیر نقاب فرهنگ ایران و دفاع از ایرانیت یا روحانیت و مذهب و یا برابری و برادی پنهان شده باشد.از دید اسلام و تشیع همه ی انسان ها با یکدیگر برابر و برادر اند در نتیجه هیچ نیازی برای ورود یک فرد مسلمان به داستگاه فراماسونری نیست مگر آنکه در پشت این اقدام نیات دیگری نهفته باشد.همانطور که اسناد معتبر نیز آمده است بسیاری از سیاستمداران و نویسندگان به ظاهر معقول و حتی در اصل دانشمند نیز در جبهه فراماسون ها جا گرفته اند،یکی از ترفندهای لژهای ماسونی نیز همین است که جذب افراد مورد پسند اجتماع برای خود مشروعیت اجتماعی دست و پا کنند و ادعا نمایند که اگر جریان مسمومی بودند این افراد به جمع آنها نمی پیوستند...در بیشتر موارد نیز جذب افراد شاعر پیشه و نویسنده ی صرف برای اتخاذ همین ژست معصومانه است و از این افراد نه کاری علیه منافع کشور و ملت خواسته میشود و نه حتی به فرض در خواست توانایی انجام آن را دارند ولیکن حتی صرف حضور در این مجامع با توجه به گذشته ناپاک فراماسونری در ایران خیانتی نابخشودنی است.
______________
بن مایه : اسماعیل رائین : فراموشخانه و فراماسونری در ایران.
(1)اسماعیل رائین به ایرج اسکندری گفته بود که کل پرونده ی محاکمه 53 نفر را از یک کارمند دادگستری در مقابل مبلغی خریده است و آنرا در گاو صندوقی در لندن به امانت گذاشته است.به یقین سایر اسناد مربوط به جلد چهارم کتاب رائین و یادداشت های آن نیز از میان نرفته است و در محل مطمئنی نگهداری می شود.اسماعیل رائین در راه خدمت به میهنش در مسیر افشای خائنین به ملت ایران جان خود را از دست داد ولی شاید روزی همین اسناد خاموش پیدا شوند و با ملت ایران سخن بگویند...
(2) فعالیت های ماسونی در دوره رضاشاه در کشورمان قدغن بود و هیچ فردی حق برگزاری محافل فرماسونری را نداشت ولیکن از اطرافیان رضاشاه کسانی بودند که به جریان های ماسونی وابسته باشند و همین افراد در نهایت دولت استعماری انگلستان را در سقوط رضاشاه یاری دادند.مشهور است روزی هنگام پرده برداری از تندیس انوشیروان از یکی از مسئولان بلند پایه پرسید : من دادگرتر هستم یا انوشیروان؟ مخاطب پاسخ داد : البته شما.رضاشاه گفت: بله.انوشیروان با وزیری چون بزرگمهر دادگری را برپا کرده بود و من هم با افرادی مثل شما ... عدل گسترده ام... روشن است که رضاشاا چندان هم از اطرافیان خود رضایت نداشت ولی گویی به قول کسروی کسی یا نیرویی وی را وامیداشت تا از این افراد استفاده کند.
توضیح پایانی : امروزه روز سخن گفتن از جریان فراماسونری معاصر و آنچه که اسماعیل رائین در صدد گفتنش بود و نتوانست برای هر نویسنده و پژوهشگری می تواند به بهای گزافی تمام شود از این روست که کمتر نشریه،انتشارات و سایت و ... حاضر به سخن گفتن از این مسائل می شوند.بیگمان مسائل مربوط به فراماسونری در یک نوشتار و حتی در یک کتاب قابل بیان نیست و از این رو علاقه مندان به سرنوشت کشور را به کتاب 3 جلدی استاد رائین ارجاع می دهیم.


یک ماسون مصری با رتبه استاد اعظم و لباس و علایم ماسونی