تبليغاتX
فرمان آریا فرمان آریا - ناسیونالیسم باید شالوده ی پرورش نسل جوان باشد border=0>
گر نخواهی حق،آسان توان زیست
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
n


ناسیونالیسم باید شالوده ی پرورش نسل جوان باشد

به تاریخ نشر نوشته ای که در پی می آید به دقت بنگرید ( روزنامه خاک و خون، شماره 86 – 08/03/1345)، یعنی هشتم خردادماه ، سالروز شهادت علیرضا رییس، نخستین شهید راه نهضت مقدس پان ایرانیسم است. شهید رییس، جوانی که جان بر طبق اخلاص نهاد و در راه مبارزه با بیگانگان که به نیرنگ در شهریور سال 1320، ایران را به اشغال خود درآورده بودند نثار نمود. دشمنی که با بهره گیری از ضعف رجال پست و وطن فروش آن زمان و به دنبال خیانت بسیاری از مدعیان سیاسی آن روزگار، ناجوانمردانه و مزورانه، مملکت ما را اشغال نموده و در آن به تاخت و تاز پرداخت. پادشاه وقت را مجبور به استعفا و به اسارت بردند و از تحمیل نمودن کلیه خواسته های استعماری خود به دولت میهنمان دریغ نکردند و مردم ایران را دچار قحطی و امراض گوناگون نمودند و بسیاری از جوانان سرزمین ما را به کام مرگ فرستادند. مناسبت انتشار این نوشته و موضوع آن که پیرامون رسالت نسل جوان و چگونگی نگرش و پرورش این نسل مسؤول آینده در آن سال های دور گذشته ( قریب به 43 سال قبل ) و دل مشغولی های اندیشمند گرانمایه نهضت پان ایرانیسم، زنده یاد شهید، سرور دکتر محمد رضا عاملی تهرانی خود مبین این واقعیت است که حزب پان ایرانیست از ابراز عقیده و بیان دیدگاه های خویش، به ویژه در خصوص نسل جوان، هیچگاه دریغ نورزیده و در هر شرایط، راهکارهای عملی نهضت را بیان داشته است. در آن زمان که بسیاری از مدعیان مبارزاتی حتی در خفا هم قادر نبودند به این صراحت که در پایان این نوشته آمده است ابراز عقیده نمایند. اما پان ایرانیست ها بدون ملاحظه از ابراز نقطه نظرهای خود هیچ ابایی نداشتند. به بخش پایانی مقاله توجه بفرمایید: ما در مبارزه علیه مصائب نسل جوان، هنگامی پیروز خواهیم شد که یکسره بر ضد نظام فاسد کنونی که استوار بر فرد پرستی است قیام کنیم. هنگامی ییروز خواهیم شد که به آیینی پناه بریم که بار دیگر رشته های علایق ما را به میهن، ملت و خانواده پیوند دهد. آیینی که هدف آن، پول سازی نباشد بلکه هدف آن پرورش انسان بهتر، مفید تر و شایسته تر به خاطر خدمت به ملت باشد. آری باید آیین ناسیونالیسم را شالوده ی پرورش نسل جوان قرار داد » .در یکی از سخنرانی های خود پیرامون مسأله ی نسل جوانان، به این حکایت اشاره کردم که می گویند: اسکار وایلد در آمریکا از آبشار نیاگارا دیدن می کرد. کسی که همراه او بود گفت: عجیب است که این همه آب از بالای آبشار فرو می ریزد. اسکار وایلد گفت: ریختن این همه آب عجیب نیست بلکه عجیب آن است که این همه آب از آن بالا به پایین نریزد. امروز در سراسر جهان می گویند: عجیب است که با وجود این همه مدرسه و این همه ترقیّات علمی، نسل جوان بیشتر از همة ادوار تاریخی در معرض خطرات ناشی از فسادهای گوناگون و عوارض و عواقب آن است در صورتی که باید گفت: در دنیایی که بر اساس سودپرستی شالوده یافته است بسیار عجیب و حیرت آور می بود هر گاه جوانان در معرض چنین فساد و تباهی نمی بودند. بلایی که امروز جوانان را تهدید می کند، نتیجه ی قهری سازمان های اجتماعی جهانی کنونی است که همه بر مبنای فرد پرستی، سود پرستی و مادّیگری بنیـان نهـاده شـده است. در اینجـا سخن از شرق و غرب گفتن بیهوده است. البتّه مظاهر فساد و تباهی جوانان در کشورهای غربی آشکارتر است و یا ما لااقل بیشتر از آن خبر داریم اما رژیم های کشورهای به اصطلاح بلوک شرق نیز از این خطر مصون نیستند و گاه و بیگاه در خلال اخبار و آثار هنری از رنج سرگشتگی نسل جوان در کشورهای بلوک شرق نیز چیزها درمی یابیم. مسأله ی نسل جوان، یعنی: شیوع فساد، هرج و مرج فکری، عنان گسیختگی، فرار از مسؤولیت و نابسامانی های روحی، نشانه هایی از یک بیماری اجتماعی است. بیهوده است اگر بی سبب جوانان را مسؤول بدانیم و آنها را مورد حمله قرار دهیم بلکه، این بیماری در همه ی شؤون اجتماعی رخنه کرده است و در همه جا علائم و آثاری دارد. پاره ای از این نشانه ها را درک می کنیم و می شناسیم و پاره ای بر ما آشکار نیست. از آن جمله که آشکار است مصیبت های نسل جوان است که هم اکنون تا حدی در میان اجتماعات ما آشکار شده است و اگر ما به دنبال طرز زندگی غربی بیش از این پیش برویم این علائم نیز هر روز آشکارتر خواهد شد. امروز ما می شنویم که در آمریکا، انگلستان و برخی کشورهای دیگر اروپا، انبوه جوانان عنان گسیخته به هیأت اجتماع، به شهرها و بندرها می تازند و هر چه را که در سر راه خود می بینند تاراج می کنند؛ می شنویم که در انگلستان پرورشگاه های بسیاری پدید آورده اند تا جمعی از این گونه جوانان عاصی را تحت انضباط بسیار سخت به حالت عادی بازگردانند. هنوز ما، در میهن خود با چنین افتضاحاتی برابر نیستیم ولی اگر از همین امروز به فکر چاره ی اساسی نباشیم در آینده ای نزدیک با چنین مصیبت هایی روبرو خواهیم بود. اگر ما به نشانه ها و بیماری اجتماعی نسل جوان هنوز بر نخورده ایم اما در مقابل، نشانه های شروع این بیماری را در موارد بسیار مشاهده می کنیم. جوانانی که با لباس های عاصیان مغرب زمین ملبّس شده اند، استقبال از موسیقی بیتل ها و رقص های وحشیانه، خودکشی به خاطر آنکه نگذاشته اند به پارتی های شبانه بروند، گنگستریسم و تپانچه کشیدن به روی رانندگان تاکسی، هدف قرار دادن معشوقه با تفنگ و صدها ماجرای دیگر که هر شب خوراک صفحات حوادث روزنامه ها را به وجود می آورد گوشه ای از این ماجرای بزرگ است. بر اکثریت جوانان ما، اکنون روحیه ی خاصّی تسلط یافته است؛ آنها در برابر بدیهیات امور اجتماعی که مهمترین آنها احساس مسؤولیت نسبت به میهن و خانواده و اجتماع است با نظر شک و تردید و بلکه انکار می نگرند، آنها می پرسند چرا باید به میهن خود خدمت کنند؟ چرا باید حدود خانواده را رعایت نمایند و به خاطر بقای خانواده بر خود قیودی را تحمیل کنند؟ چرا باید نظامات اجتماعی را رعایت کنند؟ این روحیه کم و بیش در میان جوانان دیده می شود آنهایی که مرتکب خطاهای بزرگ می شوند کسانی هستند که نسبت به سنن و عقاید اجتماعی بیشتر احساس بی بندو باری می کنند. حال باید پرسید که آیا چنین روحیه ای تنها در میان نسل جوان وجود دارد؟ و به حدود دنیای جوانان ختم می شود؟ هرگز چنین نیست. متأسفانه باید بگوییم این روحیه ای است که تمام فضای عصر ما را آلوده ساخته است، این روحیه ای است که تمام مغرب زمین بر آن استوار است، این روحیه ای است که متجاوز از دو قرن است به خاطر آن تبلیغ می کنند و بسیاری از سازمان های مؤثر جهان ما پایه ی سودجویی خود را بر چنین روحیه ای استوار ساخته اند. شما یک دم فکر کنید که اصطلاح پولساز یعنی چه؟ فیلم پولساز، کتاب پولساز و نشریه ی پولساز چه معنی دارد؟ آیا جز این معنی دارد که عده ای در جهان ما عقیده دارند که باید از تمایلات شهری مردم حداکثر استفاده را برد و فقط و فقط ملاک صحت کارها را بر میزان پولی که عاید گردانندگانش می سازد استوار ساخت؟ آیا دروغ است که تربیت فرزندان خود را به دست مؤسسات پولساز سپرده ایم؟ مؤسساتی که با داشتن اثر تربیتی برای ساخته های خود مخالف هستند؟ مؤسساتی که هرگز دردهای ملی ما را ادراک نمی کنند و هیچ گونه وظیفه ای برای تجهیز نسل جوان ما برای خود قائل نیستند؟ ما چه انتظار بیهوده ای داریم که می خواهیم جوانان خود را به دستگاه تربیتی پولساز بسپاریم ولی سرانجام جوانانی منزّه که در خود نسبت به میهن و خانواده احساس مسؤولیت کنند تحویل بگیریم. پایه ی تمام آثار پول سازها بر این اصل استوار است که میهن پرستی و خانواده دوستی خرافات قرون گذشته است. رعایت عفّت و پاکدامنی که لازمه ی بقای خانواده است از نظر پولسازها، رسوم قرون وسطایی است، احساس مسؤولیت نسبت به ملت، مسأله ای است که هرگز در آثار پولسازها مطرح نیست. بنابراین بسیار عجیب است اگر جوانانی که در همه ی عمر خود تحت تأثیردستگاهی هستند سرانجام دارای روحیه ای شوند که هرگز به خاطر داشتن آن روحیه پرورش نیافته اند. ما، در مبارزه علیه مصائب نسل جوان هنگامی پیروز خواهیم شد که یکسره بر ضدّ نظام فاسد کنونی که استوار بر فردپرستی و سودپرستی است قیام کنیم، هنگامی پیروز خواهیم شد که به آیینی پناه بریم که بار دیگر رشته های علائق ما را با میهن، ملت و خانواده پیوند دهد. آیینی که هدف آن پول سازی نباشد بلکه هدف آن، پرورش انسان بهتر، مفیدتر و شایسته تر، به خاطر خدمت به ملت باشد. آری باید آیین ناسیونالیسم را شالوده پرورش نسل جوان قرار داد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  |