تبليغاتX
فرمان آریا فرمان آریا - Why I am raciste border=0>
گر نخواهی حق،آسان توان زیست
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
                            

          چرا نژادپرست باشم؟

 

بمن مي گويند نژادپرست هستي و دشمن بيگانه...!

ولي تا حال كسي نپرسيده چرا نژادپرستي؟ به چه شُوندي و با چه منطقي؟ قبل از اينكه زبان عزيزان حقوق بشري به پرسش گشوده شود من پاسخ مي دهم.

نخست اينكه ما نژادبان هستيم و از نژادپرستي چم نژادباني را را اراده مي كنيم. پرستش در ريشه به چم پرستاري و پاسباني و نگهباني آمده است نه عبادت كردن.

دوم اينكه اين پيش انگاره ي خنده آور را از ذهن خود بيرون كنيد كه نژادبرتر همان نژاد خالص است . در اينصورت مردمان دورافتاده ي افرقا  برترين هستند.اين نادرستي را به اين رويه در ذهن خود راست كنيد : نژاد برتر را بايد ناب و خالص نگهداشت.

سوم اينكه هر نژادي شايسته پرستش نيست.و ليكن نژاد ايراني شايسته پاسباني و پاسداري است.چرا كه از ريشه و و بن نيرومند و تواناست.اگر نژادي در برابر سدها يورش و تازش دشمنان دژآگاه در درازي ِ پيشينه ايستادگي كرده و تلنگرهاي آنچناني - كه تنها يكي از آنها براي نابودي هر ملت ديگري از صحنه ي گيتي كفايت ميكرد- را تاب آورده و تبديل به دشمن و بيخود نگشته ،اگر نژادي در سخترين شرايط اجتماعي از فرآوردن دانش و فرهنگ كوتاهي ننموده  ،اگرنژادي تمامي دشمنان وحشي ي ِ خود را رام كرده و با فرهنگ و مردمي ِ(انسانيت) خود به آنان آباد كردن آموخته و نه تنها همانند آنان نشده بلكه آنان را با خود اينهماني  (انطباق) داده  -  عليرغم نبود هرگونه نيروي نظامي و سياسي  پس آن ملت و نژادش را بايد هم پرستارو نگهبان بود.

اگر ملتي پس از هزاره ها هنوز بر آئين پدرانش استوار است وبه ياد آنان نماز مي كند و همچون آنان هنوز از سر غرور فرياد مي زند : اينك من ، ايراني ،هرچند خسته و پير اما همچنان مغرور و شايسته ، بايد هستي مندي آن را نگهبان بود.

در درازاي پيشينه ملتها و شهرآئيني هاي بسياري داشته ايم. و حتي شايد تواناتر از آرياها ،تاريخ مردماني چون سومري ها ،كرتي ها ، هيتي ها و... به خود ديده اما همه اين نژادها پس از چندي چنان از هستي محو شدند كه گويي هرگز نبودند.ولي ملت ايران با همان كِبود ِ (هويت ، كيستي) آريايي اش ماند .از پس توفان ها و بحران ها به خوبي برآمد. مهم نيست كه اكنون مدتي ست در صحنه سياست جهاني سهم هناييده و موثري ندارد، سخن بر سر ملت است نه نحوه ي دولت.

ما براي اينكه به مردمي بي هويت دگر نشويم،براي اينكه چون مصري هاو سوري و لبناني ها و... نشويم ،ناگزيريم تا ژنها و خونهاي خود را حفظ كنيم.چون اين خون از معدود دارايي هاي ماست. يادآور مي شوم ما به عنوان نژاددوستان ايراني  هرگز دست به كشتار ساير نژادها نزديم. حتي به دشمنان پدري مان رخصت داديم در خاكمان به سر برند. حاصلخيزترين زمين هاي سرزمين مان را نثارشان كرديم. اما آنان با ما چه كردند؟و با امانت ما چه؟ جز توطئه در حق ما و جز ويراني و باير كردن زمينهاي كشاورزي؟؟ عيبهاي آنان به حساب ملت ايران تمام مي شود ولي فريادهاي حقوق بشر خواهانه شان را چون تيري نثار ما مي كنند.

هر زن و دختري كه در محله هاي عرب نشين خوزستان سربريده مي شود ويا خودسوزي ميكند در جامعه جهاني به حساب جامعه و ملت ايران گذازده مي شود ولي نمايندگان سياسي همان مردم در كانادا و اروپا چه دسيسه هايي كه بر عليه ملت ايران انجام نداده و نمي دهند.

 

حال شما بگوئيد ! براي نگهداشت از اين دارايي چه بكنم تا در نزد شما به صفتي مذموم متهم نشوم؟ آيا اين حق ما ملت ايران نيست كه همديگر را آگاه كنيم كه اي مردم مراقب چند قطره خونتان باشيداگر تا حال آلوده نشده -  و مواظب چند وجب خاكتان باشداگر تا به حال به يغما نرفته -.

 

                                          پاينده و سرفراز باد ايران

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  |