|
گر نخواهی حق،آسان توان زیست
|
بوی گند خیانت های نهضت آزادی
پيش ازاين گوشه هايي از گژروي هاي حضرات ملي – مذهبي و نهضت آزادي را ذكر كرديم. البته سران نهضت آزادي تا كنون حاضر به پذيرش اشتباهات و حركتهاي ضدملي خود نشده اند !!! ولي چه باك؟ ما براي آگاهي عموم تمامي خيانتهاي اين گروه را برملا خواهيم كرد تا معدود كساني هم كه امروزه تصور ميكنند چنين دسته هايي در زمره ي گروهاي ناسيوناليست هستند آگاه شوند و عملكرد اينان را به حساب عملكرد ملي گراها نگذارند.
در نهايت از كوزه ي آقايان آزادي خواه همان خواهد تراويد كه در كوزه شان پركرده اند.
آنچه در زير خواهد آمد گزارش جلسه يي است كه توسط تجزيه طلبان پان تورك در منزل جناب فرزدي( از پيش كسوتان گروهك موسوم به نهضت آزادي) برگزار شده است. جالب است بدانيد كه ملي – مذهبي ها و نهضتي هاي آذربايجان حدود يكسال است كه با تجزيه طلبان در آذربايجان همصدا شده اند وهر گونه امكاناتي را در اختيار آنان قرار مي دهند. براي نمونه در زماني كه برگزاري هرگونه نشست علني از سوي مراجع امنيتي براي تجزيه طلبان قدغن اعلام شده بود ، ياران و مريدان ابراهيم يزدي در آذربايجان بويژه در تبريز به كمك ايشان شتافتند و درهاي جلسات خود را بر روي دشمنان تماميت ارضي ميهن گشودند و نتيجا سخناني از قبيل آنچه خواهد آمد در آن مجالس گفته شد. اين نشستها كه در منزل فرزدي ، مسئول نهضت آزادي در تبريز برگزار مي شد چندين ماه به طول انجاميد ، تا زمان اغتشاشاتي كه اشرار در آذربايجان به كمك سرويسهاي اطلاعاتي غرب به پا كردند و از قضا بيشتر كساني كه در اين مجالس شركت داشتند به جرم شركت در اغتشاشات؛ آسيب به اموال عمومي ، اقدام بر عليه امنيت ملي دستگير و روانه زندان شدند. اعضاي نهضت آزادي پس از جريان هاي خرداد ماه نيز پشتيباني خود را از تجزيه طلبان قطع نكردند بلكه با صدور بيانيه ها و امضاي تومارها از فعاليتهاي پان توركيستي در آذربايجان حمايت نموده و مردم آذربايجان را تورك ناميدند. افزون بر اين با برعهده گرفتن وكالت رايگان دستگيرشدگان وطي مسافتهاي طولاني از تهران يا تبريز به شهرستانهاي آذربايجان نشان دادند حاضرند همه كساني را كه در راستاي تضعيف كشور قدم برميدارند پشتيباني نمايند. گفتني ست اين اولين بار نبود كه آقايان ملي – مذهبي و نهضت آزادي وكالت رايگان و بي قيد و شرط پان توركيست ها را بر عهده مي گرفتند ، در سالهاي پيشين نيز هربار كه يكي ازتجزيه طلبان( ولو دانشجويي ناشناس بوده باشد) به محاكم قضايي احضار شده ، آزاديخواهان ضدملي نهضتي ، به ياري ِ دست پروردهايشان شتافته اند .
جناب ابراهيم يزدي !بوي گند خيانتهاي نهضت شما كشور را برداشته ولي شما هنوز در انديشه ي سياهكاري سابقه ديگرانيد . به همدستانتان ( فرزدي و جابري ) بگوييد انتخابات شوارها هم رسيد ، همه خوش خدمتي هايتان به پان توركيستها براي كسب رايهاي كثيف پان تركها به باد فنا و مثل هميشه رد صلاحيت شديد . شما مانديد و خيانت تان به كشور؛ مثل هميشه .
·* خطوط مشخص شده با رنگ سرخ توسط من اضافه شده
· *
اين گزارش قبلا در سايت پان توركي شمس تبريز نقل شده بود . كه من نيز عينا از روي متن پست شده ي آن سايت استفاده كردم.متن تند نویسی شده سخنرانی مهندس صرافی در جلسه هفتگی ملی مذهبی های تبریز
جلسه علنی ملی مذهبی ها در تبریز طبق معمول در تاریخ 14/11/84 در محل همیشگی خود در تبریز برگزار گردید . در این جلسه از سران ملی مذهبی تبریز که نقش تعیین کننده ای در سیاست گذاری ملی مذهبی های کشور دارند . آقای دکتر فرزدی عضو ارشد نهصت آزادی و آقای عباس پوراظهری عضو جنبش مسلمانان مبارز شرکت داشتند.
طبق معمول آقای دکتر حیدر اوغلی ( هم اکنون به جرم سردستگی و ترتیب دادن اغتشاش پان ترکیستی در بازداشت به سر می برد)در رابطه با حقوق بشر سخنرانی مداوم خود را انجام دادند و ماده شش از بیانیه حقوق بشر را تشریح کردند . سپس آنان مهندس صرافی تحت عنوان فدرالیسم راه حل مسائل ملی در ایران سخنرانی کردند که خلاصه ای از متن آن در ذیل می آید.
در زمان قدیم از ایالات کشور یکی ایالت آذربایجان بود که از چهار بیگ لر بیگی تشکیل میشد و همگی آنها تحت نظر تبریز اداره میشد آذربایجان به مانند یک کشور اداره می گردید.
امیر نظام گروسی در دراز مدت پیش کار آذربایجان شمرده میشد، قائم مقام فراهانی نیز پیش کار بود .در تبریز در آن زمان مهام امور خارجه بود . در مورد مسائل خارجی تبریز بدون مراجعه به تهران می توانست مسائل خود را حل و فصل کند، در این مورد اختیارات کافی به آذربایجان داده شد ه بود.تبریز به همین دلیل با استفاده از امکانات خود توانست از میان ایالات متعدد ایران پیش رفت زیادی نسبت به بقیه داشته باشد .
تبریز در این مورد علاوه بر امکانات خود برخی از امکانات ایالات دیگر را نیز به استفاده خود درمی آورد. مثلاً نشریه ملا نصرالدین در آن مدت چون در تبریز امکان نبود در تفلیس چاپ می گردید ولی سیاست های تبریز را پیش میبرد.
سپس مسئله دموکراسی در ایران پیش می آید . تبریز و ایالت آذربایجان ضرورت این مسئله را دریافت و برای اجرائی کردن آن اقدام کرد و همین دموکراسی در آذربایجان، با نام مشروطه مشهور شد . در مشروطه خواهی قصد تمرکز حکومت مرکزی نبود، بلکه تصادفاً کاملاً با طرح انجمن ایالتی و ولایتی قصد ارگا نیزه کردن کشور داری غیر متمرکز در مملکت ایران بود که برخی از آقایان مثلاً آقای اشکوری این مسئله را اشتباهاً به تمرکز طلبی تعبیر می نماید.
انقلاب مشروطه با اشغال آذربایجان توسط روسیه موقتاً خاموش گردید . در این مورد توسط برخی نیرو ها از طریق حرکت بختیاری ها و استانهای فارس که به اشغال تهران انجامید .آنها در غیاب آذربایجان تهران را اشغال کرده و اعلام نمودند، حکومت مشروطه را ایجاد و بر قرار کردند
در این تاریخ،جنگ جهانی اول که به فرو پاشی عثمانی انجامید و همچنین انقلاب شوروی بود که امپراتوری تزاری را از هم پاشید و این مورد به ضرر ما تمام شد . در این مورد آذربایجان ارمنستان و گرجستان اعلام استقلال کردند که روسها بعد ها آنها را سرکوب کرده به خود ملحق کردند.
در همین زمان است که ایران توسط رو سیه و انگلستان به دو منطقه نفوذ که شمال در اختیار روسیه و جنوب در اختیار انگلیس گذارده می شد.
قبل از این ،اختلافات روس و انگلیس و عثمانی در اثر رقابت با هم نمی توانستند در ایران پنهانی عمل کنند . در نتیجه در ایران هیچکدام نمی توانستند اقدام تاثیر گذاری نمایند . با فرو پاشی عثمانی و روسیه ،انگلیس به تنهایی توانست تا اعماق ایران نفوذ کرد و از همین نفوذ است که ایجاد یک حکومت متمرکز در ایران به عنوان هدف اساسی درمی آید و انگلیس با عجله دست به این کار برد .
در این روند تمامی آنها که در مقابل این تمرکز می توانستند ،ایستادگی کنند . توسط انگلیس.و بوسیله رضاخان سرکوب شدند.شیخ خزعل قربانی همین سیا ست بود . ولی آذربایجان قوی بود. ادعای کشورداری نیز داشت و کسروی می گوید . انگلیسی ها به من مراجعه کردند تا بر علیه شیخ محمد خیابانی قیام کنیم و من مخالفت کردم . آقای صرافی در ادامه گفتند ^به نظر من کسروی انسان بسیار شریفی است . کسروی در آن زمان به نفع آذربایجان عمل کرده است . رضاخان به تدریج تمامی روشنفکران و نیرو های سیاسی را زندانی میکرد و از بین می برد . در تاریخ است که در آن تاریخ زندان قصر پر از زندانیان آذربایجان بود . همگی از روشنفکران و فعالین سیاسی آذربایجان بود.
ایجاد حکومت متمرکز تغیری است در ساختار اداره ایران، این یعنی اینکه ،ایالت ها دیگر خودشان نمی توانند در مورد خود برنامه داده و اجرا کنند، بلکه در این حکومت متمرکز، استانداران مجریان برنامه مرکز می باشند. .
این اقدام با ید ایدولوژی می داشت . که کسانی مانند افشار یزدی و همچنین از مرحوم کسروی استفاده کردند . ما به آن شوونیسم فارس می گوییم . یا پان ایرانیسم نیز می شود گفت . این ایدولوژیستها آمدند تاریخ را جعل کردند . تاریخ ایران را از آریایی ها شروع کردند . در این تئوری هر کس که از غیر آریایی ها باشد . غیر ایرانی محسوب میشوند، این در حالی است که خود آریایی ها از جای دیگر آمدند و قتل عام کرده و ایران را اشغال کردند، در این باستان گرایی ایران قبل از اسلام را عمده کردند .
دوم مشخصه این ایدولوژی اهمیت فوق العاده دادن به زبان فارسی است که به ملت های غیر فارس از جمله به ترکها و آذربایجانی ها القا می کنند که قبلاً فارس بودند و باید از زبان ترکی دست بردارند.
سوم مشخصه، شاه پرستی و سلطنت طلبی بود که تئوریزه کردند که شاه نکته تمرکز ایران است . شاه را به عنوان مرکز حکومت قبول کردند.
در این سیاست به تدریج اختیارات از ایالات سلب و به تهران منتقل گردید . مشهور است که می گویند حتی آب خوردن نیز به دستور تهران انجام می گیرد . در این روند ،تبریز و آذربایجان ضررهای زیادی را متحمل گردید . سی سال قبل تبریز دومین شهر بود . حالا حتی متوسط بودن را نیز برای خود امتیاز می دانیم من به این ظلم ستم ملی می گویم و از این ظلم ملی ، چیزی را که به دست آمده است،مسئله ملی می گویم. تاثیرات منفی این روند ،رشد مرکز و از بین رفتن شهر های آذربایجان است . در سال 1304 شهر خامنه از شهر های مطرح بود، این شهر الان سه هزار نفر جمعیت دارد . ولی شما به شهر های کوچک فارس نشینها مراجعه بکنید آن شهر ها الان جمعیتهای میلیونی دارند . در اطراف اصفهان شهرکهای هستند که از بسیاری از شهر های تبریز بزرگترند .تهران به شدت بزرگ شده است از هر هفت نفر ایرانی یک نفر در تهران ساکن است . این در اثر این است که امکانات از تهران تقسیم می شود همه می خواهند در سر چشمه باشند تا از امکانات فراوان استفاده کنند .
در آن زمان من آماری تهیه کرده بودم که نشان گر عقب ماندگی تبریز بود . من وقتی این آمار را به حضور آقای واعظ خواندم او کم ماند گریه کند . و گفت این مصیبتی که بر سر تبریز آمده فقط با مصیبت امام حسین قابل مقایسه است .
در دوره سازندگی آقای رفسنجانی سیصدو بیست برابر بودجه چهار استان آذربایجان ،در کرمان استان فارس نشین هزینه شده است . در آذربایجان بی سوادی رشد کرده است . آذربایجان با تمام استعداد و پیش تازیهایی که در زمینه ایجاد مدرسه و آموزشگاه داشت امروز از نظر بی سوادی نسبت به استانهای فارس نشین بسیار عقب مانده تر است . این در اثر برنامه آموزشی غلط نا صحیح است ،چون کتاب درسی به زبان فارسی نوشته میشود آذربایجانی نمی تواند خوب یاد بگیرد . آذربایجانی همراه با آموزش الفبا باید زبان بیگانه را نیز یاد بگیرد .
در استان خراسان قسمتهای شمالی که ترک نشین و کرد نشین است افت تحصیلی پنجاه و یک درصد است و در جنوب که فارس زبان است صرفاً یک در صد است . این نشان می دهد که روش آموزش که به زبان فارسی است غلط است. این ظلم حتی تا مرحله ورود به دانشگاه ادامه دارد . این روند تمرکز گرایی ،حتی مهاجرت از آذربایجان را تشدید کرده است .{ سخنران به این مطلب توجهی ندارد که هر سال نیمی از رتبه ای تک رقمی کنکور سراسری از همین دانش آموزان آذزی می باشند. } این در اثر سرمایه گذاری زیاد در استانهای فارس نشین است . آسمیلاسیون یکی دیگر از عوارض است . در این سیاست می خواهند فرهنگ آذربایجان را به تدریج از بین برده و به فرهنگ فارسی تبدیل کنند. توهین ملی به غیر فارس ها از طریق جوک و تحقیر اعمال میشود.
این ضربه ها را من مسئله ملی می نامم . حل این مسئله از اهداف اصلی هر وطن پرست و روشنفکر است ادامه سیاست تمرکز به تمامی ایرانیان و منافع ملی ایران ضربه میزند. در مقابل این مسئله راه حلی که من فکر می کنم ساختار فدرالیسم برای ایران است که در آن حقوق اقلیت ها رعایت شود .
من فدرالیسم را چنین فکر می کنم . مثلاً در آذربایجان بر اساس ملیت یک واحد تشکیل شود که بتواند زنجان و آنجا ها که به زبان ترکی صحبت می کند در داخل آن باشند. سیستم اداری آن نیز با انتخاب مجلس ملی عملی است که این مجلس ملی مسئولین منطقه را در اینجا تعیین کند، بودجه کشور را با نظر به جمعیت هر منطقه تقسیم باید بکنند و هزینه این بودجه با نظارت مسئولین منطقه باشد.
در مقابل این ظلمها که در اول صحبت شمردم ،فرهنگ مبارزه در حال ایجاد شدن است .در مقابل ستم هایی که به آذربایجان وارد می شود فارس ها باید از آذربایجان دفاع کنند . هر کس در ایران ،ایران – اسلام و مملکت را در نظر دارد باید به دفاع از آذربایجان بپردازد
حال فدرالیسم را چگونه می توان اجرا کرد . این باید با دموکراسی باشد . دموکراسی عبارت از آزادی مخالفان ،چرا که موافقان همیشه آزاد هستند .
در ایران با این تعریف از دموکراسی دموکراسی عبارت است از آزادی اقلیت ها . اقلیت ها اگر آزاد باشند دموکراسی ایجاد می شود، این از طریق فدرالیسم امکان پذیر است . اگر فدرالیسم ایجاد شود، ولی بدون دموکراسی باشد ،حکومت خان خانی ایجاد می شود . ما این را نمی خواهیم .
در انقلاب 57 جمهوریت به جای سلطنت نشست در چند سال اول مفهوم جمهوریت به تدریج اجرا می شد،ولی به تدریج این مفهوم از بین رفت و جمهوریت رفت و عملاً حکومت غیر جمهوری حاکم شد . علت این امر از بین نرفتن ساختار اداری متمرکز بود که دیکتاتوری را به دنبال خواهد آورد.
فقط فدارالیسم است که راه را بر رجعت استبداد خواهد بست، رابطه دیگر فدرالیسم با دموکراسی، حل مسئله ملی در ایران است که تا این مسئله حل نشود، مملکت رشد نخواهد کرد . این فقط از طریق اداره فدرال کشور امکان پذیر است .
سیستم فدرال، دموکراسی را در سراسر کشور اشاعه می کند، ولی دموکراسی سانترالیسی ،فقط در مرکز شامل است . و نمی تواند ،آن دموکراسی به نقاط دیگر کشور سرایت کند .
در سیستم متمرکز رای گیری مسائل مناطق با دخالت نمایندگان نقاط دیگر صورت می گیرد که این ،عین زور گوئی و استبداد است .
ما می گوئیم بودجه منطقه را از تهران بگیریم، حتی باید بودجه فوق العاده باید بدهند تا عقب ماندگی قبلی را جبران کنیم . در دموکراسی متمرکز ، مناطق اطراف،صرفاً پلکانی برای رشد برخی افراد در مرکز خواهد بود.
***
سوالات
چنگیز بخت آور-{ این فرد از اشرار تبریز می باشد که به علت دخالت در اغتشاشات تبریز به زندان محکوم شده} در ایران آذربایجانی ها اقلیت نیستند بلکه اکثریت هستند . همچنین اگر در ایران مسئله ملی با روش فدرالیسم حل نشود . تجزیه تنها راه حل خواهد بود
.
صرافی : در ایران ترکها اکثریت نسبی هستند . اکثریت مطلق نیستند .همچنین اقلیت آن نیست که از نظر ریاضی و آماری کم باشد . این رفتار حکومت است که اقوام دیگر را در اقلیت قرار میدهد.
تجزیه در ایران قطعی نیست به هیچ وجه . صرفاً این نیست که اگر فدرالیسم نباشد راه حل فقط تجزیه است . ما با ایرانیان فارس اشتراکات زیادی داریم که این، مسئله تجزیه را منتفی می کند . ایران تجزیه نخواهد شد
.
شهناز غلامی : درباره ایجاد سیستم فدرالیسم لازم است که در بین اعضای آن توافق شود . این توافق باید عادلانه باشد . ما می دانیم که اهرمهای لابی و غیره و مخصوصاً لابی گرائی بین المللی می توانند ،این عدالت را تحت تاثیر قرار دهند. در این مورد اقوام دیگر ایران اهرم های فشار زیادی در دست دارند . در این مورد آذربایجان چه اهرمی در دست دارد . شما برای این مسئله چه می اندیشید
.
صرافی : لازم است که بین تشکیل دهندگان فدرالیسم توافق باشد . برای ایجاد این توافق لازم است که با دیگران به دیالوگ و به بحث وارد شویم و خود را به آنها بشناسانیم . این طبیعی است که آنها که از امتیازات زیادی که برخورداند به آسانی دست بر نخواهند داشت و تن به این فدرالیسم نخواهند داد . آنها مقاومت خواهند کرد . طوری که ما در مقابل ایجاد تمرکز گرائی مقاومت کرده ایم . ولی امروز روند جهانی شدن موافق با روند فدرالیسم است و مخالف تمرکز گرائی است. در این روند جهانی شدن مرز های موجود کمرنگ می شوند . در این شرایط اگر ملتهای منطقه بتوانند عقلانی برخوردار کنند می توانند. ما باید در فکر مسائل و شرایط روز باشم آینده به نفع ما خواهد بود .
سوال کتبی بدون نام :
چه راه های عملی برای فدرالیسم دارید؟
صرافی : من در مورد تئوری این مسئله کار کرده ام ،اجرائی کردن آن مربوط به عمل گرایان است و در صلاحیت من نیست که به این سوال جواب بدهم ولی حدس می زنم که جریانات سیاسی حزبی وظیفه عملیاتی کردن این اهداف را دارند.
***
سیدیان : برخی که مخالف فدرالیسم هستند . فدرالیسم را خطری در مقابل تمامیت ارضی می دانند ،این مسئله چگونه است ؟
.
صرافی: دنیا می رود که متحد شود. نه هیچ کس از یک دیگر تجزیه نخواهد شد، بلکه به نظر من در آینده اتحادیه ها بین ملتها ایجاد خواهد شد در این منطقه، ایران، عراق و ترکیه و اعراب می توانند اتحادیه های منطقه ای ایجاد کنند . من اتحادیه های بزرگ وسیع را می بینم – ایران برای این اتحادیه بسیار کوچک است دید من بسیار وسیع است ، فدرالیسم خطری برای تجزیه نیست ما باید بدانیم که سر زمین مهم است یا ملتی که بر روی این سرزمین زندگی میکنند مهم است ؟ به نظر من ملتها مهم هستند و سر زمین چندان مهم نیست . وقتی که همه در یک وطن صاحب خانه شویم هیچ احتیاجی به تجزیه نیست اگر فدرالیسم ایجاد بشود ،خطر تجزیه از بین خواهد رفت و در غیر این صورت خطر تجزیه شدید تر خواهد شد .
***
ناشناس: در حالی که پرونده هسته ای ایران در میان امپریالیست ها هست و می خواهند ما را تحریم کنند . شما با چه تحلیلی از اتحادیه های منطقه صحبت میکنید؟ هم چنین در مورد بالکانیزه شدن ایران چه نظری دارید
.
صرافی : من می گویم که من به عنوان آذربایجانی خارج شدن از ایران را نمیخواهم. در روند جهانی شدن مرز های آهنین در حالی از بین رفتن است . در روند جهان شدن ملتهای موجود می توانند موجودیت خود را حفظ کنند . ایران در حال مقاومت در مقابل انتقاد است که باید از این مقاومت دست بردارد . از بین رفتن شوروی نیز به نفع ماست، کشورهای ترک، که از این فرو پاشی ایجاد شده است که اکنون در منطقه واقعیت جدید به نام دنیای ترک در حال پدیداری است که این می تواند پشتوانه ما باشد . ما در عین حال که ایرانی هستیم سه کشور همسایه ترک زبان هستند . روند سیاسی در ایران تماماً به ضرر ما نخواهد رفت و باور داریم که این حرکت از درون خود چهره های خود را هویدا خواهد کرد،ما در ایران به اتحاد های منطقه ای فکر می کنیم . همچنین اگر ما وارد تحریم بشویم ،باید تحلیل به موقع کنیم ،الان نمی توان چیزی گفت .
در مورد با لکانیزه شدن . اگر شرایط به آن سمت برود، خطرناک خواهد شد، به همین خاطر من آرزو دارم ،وضع فعلی ادامه پیدا کند . تا ما فرصت دیالوگ و صحبت پیدا کنیم و مسئله را به تدریج حل کنیم ،این مسئله به زمان نیاز دارد . متاسفانه روزنامه های تهران این مسئله را بایکوت کرده اند . ما را متهم به پان ترکیسم می کنند . شما ببینید فعالیت های ما فقط درجهت منافع ایران است، تادر جهت تامین منافع پان ترکیست ها .
***
ناشناس : به ماتجربه80 ساله نشان داده است که مسئله فدرالیسم برای آذربایجان رویایی بیش نیست . در حال آسمیله کردن ما هستند . آذربایجان در اثر این سیاست سرزمین های زیادی از دست خود داد، اگر این فدرالیسم نتواند حل شود . راه حل شما چگونه خواهد بود ؟
صرافی : شما به 80 سال تجربه تلخ اشاره می کنید . معنای این سخن این است که از ایران برگردیم و خارج شویم . آیا این درست است ؟ ما فرض کنیم از ایران جدا شویم در همان لحظه گاز ما قطع خواهد شد، کارخانجات از بین خواهد رفت ما به خود کشی سیاسی دچار خواهیم شد . اگر ما عاقلانه راه برویم نباید تجزیه شویم. ما باید به تدریج عمل کنیم . ما هنوز هزینه نداده ایم . ما تا به حال در مقابل فشار تحمل کرده ایم و اعتراض و مقاومت نکرده ایم . مثلاً در کشتار21 آذر ما نپخته عمل کرده ایم و نتوانسته ایم ،ادامه دهیم . شما به رفتار انتخابی نگاه کنید، چون مهر علی زاده به مسائل ملی قیمت می داد، مردم از او حمایت کردند. این کار درست بوده است و این نشانه علاقه و گرایش مردم به این سمت است . شرایط برای پذیرش مسائل ملی در بین مردم مهیا است . شما به قلعه بابک بنگرید ،اینها نشانه ملی گرایی در آذربایجان است و شرایط ذهنی برای حرکت بسوی هویت گرائی و مقاومت و مبارزه با ظلم ملی گرایش دارد. ما در گذشته چون شرایط آماده نبود، شکست خورده ایم . الان شرایط فرق کرده است . ما باید امروز در هر نقطه از ایران که ما را گوش می کنند باید حرف خود را بزنیم .
***
چنگیز بخت آور :-{ این فرد از اشرار تبریز می باشد که به علت دخالت در اغتشاشات تبریز به زندان محکوم شده} سیاست آسمیله در شوروی هم می رفت، ولی شما می بینید ،حکومت آذربایجان مستقل از آن جا سر در آورده این یعنی اینکه سیاست آسمیله محکوم به شکست است . این نشان می دهد که استقلال گرفتن ما به ضرر ما نیست. اگر وضعیت به اینگونه پیش رود عملاً ما از بین خواهیم رفت ؟
صرافی: من از گفته های شما سوالی را متوجه نشدم صرفاً تذکر دادید ،متشکرم .
***
پوراظهری :{ از اعضای مسلمانان مبارز . خواننده طی خواندن اظهارات این فرد که مرید حبیب الله پیمان می باشد متوجه خواهد شدکه ، وی هیچ مشکلی با سایر تجزیه طلبان ندارد و تنها تکنیک اوست که متفاوت از بقیه می باشد} من نیز می خواهم نظر خود را بگویم . دموکراسی در ایران می رود، ما هنوز در سخن گفتن به زبان مادر ی خود مشکل داریم . الان جریانی در حال قدم برداشتن است و از مسائل ملی می گوید . این روند راه درازی را در پیش دارد.
ما هنوز از امکانات نمی توانیم استفاده کنیم برای این استفاده ما باید در اول در فکر ماندن باشیم " اصل بقا " ما باید اول باشیم تا بعد به حرف بپردازیم . آقای بخت اور شما با گفتن این مسائل به اصل بقا حمله می کنید .یعنی آب به پایه می بندید و ویران میکنید . ما باید اول باشیم تا بتوانیم حق خود را وصول کنیم. ما در اثر ماندن است که می توانیم ،حقوق خود را بیان وتبیین کنیم . در اثر این روند است که می توانیم دستاورد به دست آوریم و حزب بسازیم و رشد کنیم و حال که ما بسیار ضعیف هستیم، اگر از استقلال صحبت کنیم، چه به دست می آوریم. صحبت از استقلال اصلاً امکان پذیر نیست حاکمتی که می خواهد ما را سرکوب کند، از این حرف های شما استفاده کرده بهانه لازم برای سرکوب ما و سایر ملی گرایان را تدارک می بینید . ما باید خواسته های کوچکی داشته باشیم ،ولی مقاومت و مبارزه نا محدود داشته باشیم . ما میتوانیم راه و فرهنگ ngo سازی را تشدید کنیم،محفل بسازیم و راه دیالوگ راباز کنیم و خود را بشناسانیم . تند مزاجی و تند گوئی دیگران را نگران خواهد کرد و ما را به بن بست خواهد کشید . ( چنگیز با اعتراض – ما همیشه همین نگرانی را رعات کردیم و دراین 80 سال به این روز رسیدیم ) بگذارید حرفم را تمام کنم . بلی حاکمیت نیز باید بفهمد که سرکوب اقوام نیروی گریزاز مرکز را تشدید خواهد کرد . تند گوئی هم در این طرف، هم در آن طرف، ما را به سوی فروپاشی خواهد کشید . آنکه با شعار ایران محوری حقوق اقلیت را سرکوب میکند، به نام حفظ تمامیت ارضی ایران را بسوی ضعف و فروپاشی پیش می کشند . ما باید ملایم باشیم . این ترس نیست . ملت ما ترسو نیست ،ببینید در این مسئله هسته ای ملت ما نترسی خود را نشان داده است . الان دنیا یک طرف است ،ما یک طرف .ما باید شعار ها و گفته های خود را ملایم و سنجیده مطرح کنیم .
حسن ارک : { از تجزیه طلبان بنام می باشد و در تبریز مغازه کفش فروشی دایر کرده. در جریان اغتشاشات بیگانه گرایانه اخیر دستگیر شد}آقای صرافی شما وقتی از فدرالیسم به صورت یک طرح صحبت میکند، یعنی اینکه نوعی حکومت محلی را پیشنهاد میکنید . هر حکومتی محمول بر سرزمینی مشخص است .میدانید که سر زمین آذربایجان در مدت 80 ساله ای که آقای بخت آور اشاره کردند ،از طرف اقوام همسایه مورد تعرض ناجوانمردانه قرار گرفته واشغال شده است ،شما برای تصاحب دوباره این سرزمینها چه تدبیری اندیشیده اید؟
صرافی: ببیند این سوال استراتژیک است . ببینید آراز که ملت ما را به دو پاره کرده است . چگونه تعریف شده است ؟ولی این مسئله در سایر مرزها چنین نیست . این مرزها مبهم است ، من میخواهم بگویم استانها در ایران چگونه تعریف شده اند . ما اگر بخواهیم از مسائل خونین جلوگیری کنیم چه باید بکنیم؟. ما میگویم با فدرالیسم مسئله در داخل ایران حل شود . این مسئله در داخل آذربایجان مطرح است که به ملت های دیگر نیز باید حق داده شود . ملتهای دیگر نیز حتی در خاک آذربایجان باید از حقوق ملی فرهنگی و ملی خود مستحق شوند . دکتر نطقی میگوید . در هر جا که ما دیگران راقانع کنیم ، با دوستی مسائل حل میشود . می توانیم بسیاری از مسائل را با دوستی و اقناع حل کنیم . ما با دیالوگ و گفتمان میتوانیم مسئله را حل کنیم. در دوره پیشه روی بییند، مسئله سرزمین با کردها چگونه حل شد . اختلاف خیلی کم رخ داد . من فکر می کنم هدف ما در ئراز مدت باید مبتنی بر صلح و دوستی باشد . به جنگ و درگیری خونین نباید راه داده شود . ما با روش دوستی باید از سرزمینهای خود دفاع کنیم،ما اگر دیکتاتور باشیم ،جنگ و دعوا خواهد شد . ما اگر دموکراتیک باشیم دیالوگ وصلح خواهد شد . این یک خواست انسانی است که حقوق ملی ملت ترک و کرد همسان رعایت شده باشد .
اگر قرار باشددر ترکها تندروها و در کردها تندروها به روی کار آیند درگیری خواهد شد .
پوراظهری : اجازه میخواهم توضیحات تکمیلی بدهم . در مناطق فارس نشین از جمله تهران ترکهای زیادی هستند ،حال سوال این است که آیا در فدرالیسم تعریف منطقه ای از این مسئله میشود؟ . به نظر من ما باید بدانیم ترک در هرکجا که باشد آیا او حق دارد به زبان ما دری خود بیاموزد ؟ آنان حق دارند، از حقوق زبانی خود برخوردار باشند .
این بحث جغرافیائی نیست . این بحث فرهنگی است . این یعنی اینکه ترکها را نمیتوان از دیگر نقاط ایران جدا کرد . این بدین معنا است که قابلیت مرزکشی در ایران از بین رفته است . فدرالیسم را نمیتوان با دید سرزمینی نگریست، ما در هم تداخل کرده ایم . بهر حال حالا اینگونه است . ما به لحاظ منطقه ای خواهان فدرالیسم هستیم به لحاظ فرهنگی خواهان برابری هستیم..