|
يكپارچگي فلات ايرانزمين را مي بينم.آنرا باور دارم
|
ما ايراني هستيم . شما نه!
ايران!ايران! نباشه سر روي تن من ، گر که بيگانه بشه هموطن من
چنديست توسط عاملان و مزدبگيران بيگانگان و دشمنان ملت ايران هجمه ها و ادعاهاي خنده داري پيرامون اين تارنگار و چند تارنماي ديگر صورت مي گيرد . همانطور كه پيشين نيز بيان داشته ايم اين تارنگار حاصل كار گروهي از ناسيوناليستهاي آذري است كه همچون ساير ايران پرستان درد ميهن دارند و براي سرافرازي ميهن تلاش مي كنند. از آنجا كه ما گرداندگان اين ايستگاه نگاه كاملا ابزاري و مجازي به اينترنت داريم آنرا تنها يكي از وسايل ارتباطي با ساير ايرانيان تلقي ميكنيم. جز اين آگاهيم كه كوشندگي هاي ناسيوناليستي محيطهاي جدي تر و واقعي تر را مي طلبد . (واز آغاز نيز چنين بوده )و از آنجا كه باورمنديم در شرايط امروزي براي سربلندي ايران و رهايي از دامهاي نهاده شده از از سوي استعمار جهاني باهمي و يكپارچگي همه ايران پرستان ضرور است پس براي نيل به اين آماج حاضر به اشتراك مساعي با تمامي گروهاي و باهمادها و انجمنهاي .... همسو بوده و هستيم. از ارگانهاي رسمي و دولتي گرفته تا ها NGO انجمن ها .
ناسيوناليسم مورد باور ما هيچگاه نه مخالف مذهبي بوده و نه با ساير انديشه هاي برخاسته از جامعه ايراني سرناسازگاري دارد. بوارونه در انديشه ما اسلام بويژه مذهب شيعه ي اثني عشري بخشي از مليت و خويشتن ايرانيان است كه در درازي تاريخ با خون ما عجين گشته . در عين حال اين باورداشت راسخ هرگز شوند آن نيست كه تمايزي ميان شيعه و سني و مسلمان و نامسلمان قايل شويم. آنچه كه ما از پيشكسوتان خود تا حال آموختيم اينست كه ملي واقعي و راستين مذهبي نيز هست . بدين چم كه همه دينهاي پرورش يافته در قلمرو فرهنگي را ايران زمين را دوستدار و پاسدار است. پس از اين جهت نيز ابايي از همكاري با هيچكدام از گروههاي ديني و مذهبي نداريم و اين حق را براي خود قائليم
.
پيرامون كوشندگي هاي ديگر نيز بايد بيان داريم كه اگرچه بسياري از اقدامات نسبت داده شده به ما از سوي يك ايستگاه اينترنتي بيگانه گرا كاملا بدور از حقيقت مي باشد وليكن در صورت نياز نيز از هيچ اقدامي جهت پدافند از كيان ملي و تمامت نياخاك ورجاوندمان فروگذاري نخواهيم كرد .
ما جوانان مرزپرگهر يكبار ديگر و با تمامي ي نيرو در برابر همه ي بيگانگان و مزدورانشان - يكايك - فرياد مي زنيم : من يك كوردم ، و يا يك آذري .من يك لر م و يا گيلكي. من يك بلوچم و يا ارمني. من يك تاجيكم و يا افغاني . و در نهايت من يك ايراني ام ولي شما نه. متاسفم ولي شما ايراني نيستيد و اينجا ايران است. آنچه از ديد ما در درجه نخست اهميت قرار دارد اينست كه اينجا ايرانزمين است . در اين كشور براي گسترش و رواج هيچ انديشه ضدايراني جا و مكاني نيست . از آنجا كه پدران من و پدران پدران من براي اين جغرافياي مقدس جانفشاني ها كرده اند و وجب به وجبش را با خون اصيل خود آبياري نموده اند پس اين حق را براي خود محفوظ ميداريم كه از ريشه دواندن انديشه ها و ايده هاي كشندگان نيكانمان و خانه خراب كن هايمان جلوگيري كنيم. در نتيجه عرصه براي هرآنكس كه نشخواركننده ي انديشه ها و افكار پلشت دشمنان تاريخي ملتمان باشد تنگ و تاريك است ارگرچه برادرمان بوده باشد
.
واما در مورد مسائل آذربايجان . پيرامون تاريخ و فرهنگ آن هرآنچه كه نياز بوده تا كنون از سوي دانشمندان ايراني و ناايراني گفته شده. با مطالعه اگاهانه تاريخ دريافتيم كه زبان آذربايجان و اران در درازاي تاريخ هيچگاه توركي نبوده است. سد البته كه امروز توركي در آذربايگان رواست ولي اين عينيت نبايستي شوند ذهنيتي هاي مسخره و سادلوحانه گردد. اكنون كه تاريخ را با باريك بيني و بي يكسويگي خوانديم و دانستيم كه نه تركي از ماست و نه ما بخشي از تركها ، بهتر است همگي دست در دست هم براي رهايي از اين بلاي خانمان برانداز گام نهيم. و يا دست كم زبان به اصطلاح مادري را در همان خانه گذاشته و در بيرون از منزل به زبان نيكاني و ملي گفتگو كنيم. در اينصورت خدمتي بزرگ در حق كودكان و نسلهاي آينده كرده ايم . كودكي كه امروز با خزانه ي لغاتي كه بيش از دويست يا سيسد واژه ندارد اگر در همبودگاهي پا گذارد كه وارد دوران انفجار آگاهي ها گشته چه حال و روزي خواهد داشت؟ چگونه خواهد توانست سهش ها و احساسات خود را بيان دارد. با كدام واژه خواهد توانست انديشه نوين و كودكانه خود را بيرون بريزد؟ آيا هر روز در كوچه و بازار يا در ميان مردم ، هنگام پايان كار روزانه مدارس و يا حتي ميان بازي هاي كودكانه ي نوباوگانمان نمي بينيد كه چگونه و بدور از هرگونه اجبار در ميان خود فارسي گفتگو مي كنند؟ آيا هيچ گاه به اين انديشيده ايد كه پارسي سخن گفتن كودكان آذري هنگام بازي و تفريح تصادفي نيست بلكه براي بيان راحتر احساسات و افكار است؟
به هر روي شما بخواهيد يا نه در مملكت ايران ضوابط و هنجارهاي هماهنگ با پيشينه و فرهنگ و كبود نژادي ملت آن جاري و ساري خواهد بود . و البته كساني كه - به هر دليل - علاقه مندند تا خود را بخشي از كمينه ها ( Minorities) احساس كند مي توانند پيرو هنجارهاي مربوط بان باشد و يا كشور را ترك گويد .
به ياد داشته باشيم 85 سال پيش هنگامي كه نخبگان كشوري تصمصم گرفتند تا با از ميان برداشتن واپسين آثار شوم ملوك الطوايفي ( فدراليسم ) و واپس ماندگي كه در سررشته داري قجر تبلور يافته بود ، به دوران نويني پاي نهند ،پايه هاي ايران نوين را بر اصول بنيادي ِ يك كشور ، يك دولت و يك ملت بنيان نهادند . و اين پايه ها تا به امروز استوار و محكم برقرار و پابرجاست و با توجه به روند موجود در آينده نيز اينگونه خواهد بود و در صورت احساس هرگونه خلل در ستونهاي اين مرزپرگهر استخوانهاي جان خويش را بر اين خانه ستون خواهيم نمود .
مائيم كه از جنبش و پيكار نترسيم
مائيم كه از خفت و آزار نترسيم
از منطق و از گفتن ما سخت بترسيد
كز گفتن هر گفته در انظار نترسيم
بايد نگذاريم كه نيرنگ بگيرد
بر دامن ما لكه ننگ بگيرد
ايران كهن جايگه زاغ و زغن نيست
منزلگه بيگانه ي دون كشور من نيست
اين گفته ي ما گفته ي مام وطن ماست
مشتي كه بكوبد دهن مام وطن نيست
جز كشتن و جز كشته شدن چاره نداريم
بيم از خطر دشمن آواره نداريم
جز جامه ي خونين اي مادر ميهن
در روز وداع تو كفن پاره نداريم
پاينده ايران