تبليغاتX
فرمان آریا فرمان آریا - روزنامه جمهوری اسلامی.سرمقاله.ایران شمالی.6 آذر.پان ایرانیسم border=0>
گر نخواهی حق،آسان توان زیست
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

 

Image hosting by TinyPic

ايران شمالي

بسم الله الرحمن الرحيم

بي مبالاتي هاي دولتمردان باكو شرايط را در جامعه اي كه آنها خود را حكمران آن ميدانند از افراط در مسائل ناسيوناليستي و تحريكات تجزيه طلبانه فراتر برده و به مرحله اهانت به اسلام و جسارت به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم رسانده است.

بعضي رسانه هاي باكو تاكنون ماموريت داشتند با انتشار مقالات مصاحبه ها و گزارش هائي درباره افكار تجزيه طلبانه عليه جمهوري اسلامي ايران برگزاري كنگره بي خاصيت آذري ها در كشورهاي غربي و يا تجمعاتي از قبيل سالگرد مرگ بابك خرم دين نوكري خود را نسبت به آمريكا و رژيم صهيونيستي به اثبات برسانند.

دولتمردان باكو نيز ـ همانگونه كه خود بهتر از هر كسي ميدانند ـ چيزي بيش از عروسك هاي خيمه شب بازي نيستند عروسك هائي كه آلت فعل عجوزه اي مثل كاندوليزا رايس و ضعيفه اي مانند وزير امور خارجه رژيم صهيونيستي شده اند و از خود هيچ اختياري ندارند. اين واقعيت را همه ميدانند كه حاكمان واقعي باكو سفيران آمريكا و اسرائيل هستند نه افرادي كه در كاخ هاي رياست جمهوري و نخست وزيري و وزارت خارجه اين شهر پشت ميزهائي كه برايشان گذاشته اند مي نشينند. اين افراد حتي خودشان هم ميدانند كه موجوداتي اجاره اي هستند و كسي آنها را حاكمان واقعي باكو نميداند.

درست به همين دليل است كه هر روز در باكو ساز جديدي كوك مي شود و فتنه تازه اي به راه ميافتد. اهانت به اسلام و جسارت به ساحت مقدس پيامبر گرامي اسلام تازه ترين فتنه ايست كه بعضي رسانه هاي باكو به راه انداخته اند و اعتراضات شديدي را برانگيخته اند.

اگر مردم صبور باكو و آذري هاي غيور در سرتاسر ايران شمالي كه اكنون برخلاف واقعيت هاي تاريخي جمهوري آذربايجان ناميده مي شود تاكنون در برابر دامن زدن به افكار پوسيده و استعماري تجزيه طلبي چند عنصر وابسته در باكو شكيبائي نشان داده اند و به بي خردي دولتمردان باكو پوزخند زده اند در برابر اهانت به اسلام و تجاوز گستاخانه به حريم پيامبر گرامي اسلام ساكت و بي تفاوت نخواهند ماند.

خروش مردم تبريز و ساير شهرهاي آذري نشين و اعتراضات شديد مردم باكو فقط طليعه اين حركت است و اگر دولتمردان باكو خردمندي پيشه نكنند و اندازه خود را نفهمند و با بي مبالاتي رسانه هاي وابسته برخورد نكنند بايد در انتظار قهر و غضب شديد آذري هاي غيوري باشند كه اسلام را از جان خود عزيزتر ميدانند و آماده اند جان خود را فداي پيامبر اسلام نمايند.

در روزهاي اخير مردم متدين باكو و ساير نقاط ايران شمالي با ارسال نامه ها و پيام هاي متعدد از مراجع عظام تقليد ميخواهند درباره فردي كه در يكي از نشريات باكو به اسلام و پيامبر اكرم اهانت كرده است اظهارنظر شرعي نمايند. اين اصرار نشان ميدهد كاسه صبر آذري ها لبريز شده و بيش از اين نميتواند گستاخي ها را تحمل كنند. آنها به روشني ميدانند كساني كه خود را دولتمردان باكو مينامند از خود هيچ اراده و اختياري ندارند و صرفا مجري دستورات اربابان آمريكائي و اسرائيلي خود هستند. به همين دليل پايه هاي حكومت ساكنان كاخ هاي دولتي باكو بشدت سست و لرزان است و اين بساط با يك تندباد مردمي سرنگون خواهد شد.

آنچه در رسانه هاي باكو منعكس مي شود بازتاب مطالب تحميل شده توسط آمريكا و صهيونيست ها بر فرهنگ جامعه ايران شمالي است كه حتي در كتابهاي درسي نيز گنجانده شده است . محتواي كتابهاي درسي مورد تاييد حاكمان باكو علاوه بر آنكه مبتني بر افكار لائيك است حتي برخلاف مسلمات تاريخي نيز هست . در اين كتابهاي درسي افراد غيوري كه جان خود را فداي استقلال ايران كرده و در برابر استعمار خارجي و استبداد داخلي ايستادند از قبيل ستارخان سردار ملي و شهيد شيخ محمد خياباني روحاني آزاديخواه و حتي شاعر ملي و ديني پرآوازه اي مثل شهريار افرادي تجزيه طلب ! معرفي شده اند.

اين يك جريان وارداتي است كه سر در آخور استعمار دارد و بر آنست كه نسل هاي آينده آذري ها را از واقعيت هاي تاريخي غافل و آنها را از اسلام جدا نمايد درست همان كاري كه ماركسيست ها در دوران 70 ساله حاكميت ظالمانه و خداستيزانه شوروي كردند و البته سزاي خيانت هاي خود را نيز ديدند. اينكه استعمار غرب و شرق در ستيز با خدا و انكار واقعيت هاي تاريخي همانند يكديگر عمل مي كنند و مانند دو لبه يك قيچي براي بريدن و نابود كردن هويت ديني و ملي ملت ها همكاري مي نمايند واقعيتي است كه ماهيت ضد انساني هر دوي آنها را نشان ميدهد.

در چنين شرايطي به دولتمردان باكو توصيه مي كنيم حتما به دو نكته اساسي توجه جدي نمايند. اول آنكه در خود باكو و مناطق مختلفي كه آنها خود را حاكمان آن مي پندارند مردم از چنين رفتارهاي خائنانه اي بيزارند و منتظر فرصتي براي تسويه حساب با كساني هستند كه بجاي تكيه بر مردم به بيگانگان وابسته اند و بجاي بازگشت به دين و باور كردن هويت ملي در برابر دين و مليت ايستاده اند. دوم آنكه بسياري از مردم ايران از فروپاشي شوروي تاكنون خواهان الحاق باكو و ساير شهرها و مناطق جدا شده در دوران قاجاريه به ايران هستند و به عنوان يكي از مطالبات فراموش ناشدني همواره خواهان پس گرفتن ايران شمالي و پايان دادن به اين جدائي ظالمانه كه ناشي از تجاوز روسها و ضعف قاجاريه است مي باشند. هرقدر هرزه گوئي هاي رسانه هاي باكو بيشتر ميشود فشار مردم ايران براي الحاق ايران شمالي به پيكر ايران بزرگ و پهناور نيز بيشتر مي شود. بنابر اين دولتمردان باكو اگر مايل نيستند عمر حكمراني خود را كوتاه كنند به اين بي مبالاتي ها دامن نزنند و به مزدوران آمريكا و اسرائيل بيش از اين ميدان ندهند.

اين واقعيت را نيز به دولتمردان باكو گوشزد مي كنيم كه جمهوري اسلامي ايران امروز به اندازه كافي قدرتمند است كه بتواند مطالبه تاريخي مردم را برآورده نمايد. ما اكنون بزرگترين قدرت منطقه هستيم كه ارباب شما آمريكا نيز از ما حساب مي برد. ما نيازي نداريم خود وارد صحنه شويم . اگر رهبران ديني ما تكليف شرعي مردم ايران شمالي را روشن كنند آنها بدون نياز به كمك ديگران به حساب شما خواهند رسيد.

روزنامه جمهوری اسلامی . 6 آدر 1385 خورشیدی

 

____________________________

 

نقد یک پان ایرانیست

بر سرمقاله 6 آذرماه ِروزنامه جمهوری اسلامی

بردیانیوز:

روزنامه جمهوری اسلامی در شماره 6 آذر ماه خود طی نوشتاری در سرمقاله ،با فرنام ایران شمالی ، دسیسه های دولت نامشروع و غیر قانونی ی ِ حاکم بر ایران شمالی را محکوم کرد و به حق رژیم باکو را دست نشانده ی ِ امریکا و اسراییل دانست. این نوشتار اشاره دارد در صورتی که دولت دست نشانده ی باکو دست از ستم بر مردم مسلمان ایران شمالی برندارد و دسیسه چینی های کودکانه ی خود را ادامه دهد با واکنش تند جمهوری اسلامی روبرو خواهد شد . این نوشته ایران شمالی را بخشی از مرزهای سرزمینی ایران دانسته اذعان دارد که ملت ایران مجدانه خواستار بازگشت این بخش از میهن خود میباشند... .
اما واکنشی که ما ناسیونالیست ها نسبت به این سرمقاله روزنامه دولتی داریم چیست ؟ روشن است که ما در درجه نخست از اینکه بخشی از حاکمیت مان به این مسایل علاقه مندی نشان می دهند بسیار خرسندیم. در طی این دهه ها شاهد آن بودیم که نویسندگان و روزنامه نگاران اصولگرا نسبت به تهدید تمامیت سرزمینی میهن احساس مسیولیتی نمی کنند و یا دستکم نسبت به این موضوعات ابراز علاقه یی نشان نمی دادند . به اندیشه من این کم علاقگی از توهم دستکم و ناتوان انگاشتن دشمن نشات می گرفت.(وگر نه بسیاری از این دوستان امتحان میهن پرستی خود را در طی 8 سال جنگ با جهان استعمار ساخته و استعمار ثابت کرده اند)
ولی گویا این روزها دوستان اصولگرا نیز چون ما باین نتیجه رسیده اند دولتهای باکو و یا ابوظبی و ... کوچکتر از آن هستند که این جرات را داشته باشند تا ایران و تمامیت آنرا زیر سیوال ببرند و اگر حمایت سایر قدرتهای زورگوی جهانی نبود هرگز گام در این وادی نمی گذاردند.به هر حال شاهد این شدیم که عزیزان اصولگرای پی باین مهم بردند که الزاما همه ی تهدیدات مستقیما از سوی امریکا و اسراییل نیست ،بلکه همین کشورها با اجیر کردن دولتهای ضعیف منطقه و استفاده از آنان در اندیشه ی ضربه زدن به منافع ملی ما هستند.

ولی با همه ی این اوصاف و نکات مثبت درج شده در مقاله جمهوری اسلامی هنوز در ذهن یک پان ایرانیست این پرسش و یا بهتر بگویم انتقاد دلسوزانه دور می زند: برادران ! اکنون چرا ؟دوستان اصولگرا ! این 15 سال شما کجا بودید؟ آیا این مسایل آکنون و در این شرایط و در این موضع بایستی مطرح میشد؟ آیا باید تنها زمانی پا به میدان میگذاشتید که رژیم یهودی پرور باکو به تحریک کنسرسیوم های نفتی بر بیش از 5 استان ایران در محافل درونی و بیرونی اش ادعا های مضحک طرح نماید ،و ما و شما و دستگاه امور خارجه در طی این مدت تنها نظاره گر موضوع باشیم؟ مگر نه اینکه در این سالهای طرفی که باید در جایگاه مدعی قرار میگرفت ما ایرانیان بودیم نه اجیره شدگان بیگانه. وزرات خارجه و شما دوستان عزیز اصولگرا پس فروپاشی شوروی در جهت بازگرداندن حقوق ملت ایران تلاشی نکردید و حتی در برهه یی ( دوران خاتمی) از حق 50 درصدی ملت ایران اعراز کردید .
همه ی تلاش های نیم قرنی ی یک نهضت ،یک جریان فکری و همه بافته ی هزاران هزار آرمانخواه با عدم توجه شما گرامی ها در 15 سال پیش از میان رفت. با بی توجهی دستگاه وزارت خارجه ، دولت وقت و ارتش ، پس از فروپاشی شوروی به مسایل آسیای میانه و قفقاز همه ی تلاشهای آرمانخواهانه پان ایرانیست ها برآب شد . اکنون که می بینیم شمایان در حال بیداری و هشیاری هستید ضمن احساس خوشحالی ، آهی سرد از نهادمان بلند می شود که: آخر الآن؟؟؟

15 سال نشستیم. 15 سال نظاره گر شدیم که ترکیه و اسراییل چگونه در بخش هایی از خاک ما در حال ریشه دواندن هستند. ایادی آنها از ما ایرانیان برای وارد شدن به خاک خودمان ویزا خواستند، سپس نقشه و آفیش چاپ کردند و کنسرت های متعدد برپا نمودند تا مدعی شوند نیمی از ایران از آن ِ آنان ست. در همین ماههای گذشته شاهد بودیم که مزدورانشان را در خیابانهای شهرهایمان بیرون ریختند وحتی اوباشانی از آن سو فرستاند تا در یک شب بخشی از اردبیل را به ویرانه تبدیل کنند... تازه پس همه ی این دلغک بازی ها در مقاله یی همه ی مقدسات مذهبی یک ملت را به سخره گرفتند وتنها خدا می داند که برای گرفتن یک مجوز برپایی ِ تظاهرات در برابر لانه جاسوسی رژیم باکو ( به معنی واقعی کلمه) جوانان آذربایجان چه مشقاتی را متحمل شدند .
...
و اکنون بخشی از شما دوستان اصولگرا بر بخشی از آرمانهای ما صحه میگذارید !!!
تنها خدا می داند که چقدر طول خواهد کشید تا شما برارداران گرامی بقیه ی آرمانهای ما را بپذیرید.با این همه خوشحالیم که دیگر ملی گرایی اساس بدبختی تان نیست...

پاینده ایران


همه مهر ایران به جان پروریم .........................همه پاسداران این کشوریم
بود مهر ایران زمین کیش ما ............................به جز بد نبیند بد اندیش ما


+ نوشته شده در  ساعت   توسط فرمان آریا(میهن پرستان آذری)  |